پروژه دانشجویی مقاله بررسی عوامل اثرگذار بر شکل گیری هویت سازمانی و اثر آن بر رفتار شهروندی و تعهد


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله بررسی عوامل اثرگذار بر شکل گیری هویت سازمانی و اثر آن بر رفتار شهروندی و تعهد سازمانی تحت word دارای 56 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله بررسی عوامل اثرگذار بر شکل گیری هویت سازمانی و اثر آن بر رفتار شهروندی و تعهد سازمانی تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله بررسی عوامل اثرگذار بر شکل گیری هویت سازمانی و اثر آن بر رفتار شهروندی و تعهد سازمانی تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله بررسی عوامل اثرگذار بر شکل گیری هویت سازمانی و اثر آن بر رفتار شهروندی و تعهد سازمانی تحت word :

اطلاعات مربوط به پایان نامه:
1-3) مساله اصلی تحقیق:
مسئله ای که امروزه، در بسیاری از سازمانهای کشور شاهد آن هستیم فقدان یک هویت سازمانی منسجم و ناتوانی سازمانها در شکل دادن به هویتی قوی و پایدار و بروز ضعفها و نارساییهایی در فرایندهای مختلف و مسائل گوناگونی که سازمان با آن روبروست می باشد.این امر بخصوص در آن دسته از سازمانهایی که به نظر می رسد در مقایسه با سایر سازمانها از جایگاه و وجهه پایین تری برخودارند، به عنوان مثال در مقایسه میان وزارت نفت با سایر وزراتخانه ها، نمود بیشتری دارد.فقدان هویت سازمانی منسجم، احساس تعلق اعضا به سازمان را خدشه دار کرده و از میزان وفاداری و تعهد

آنها به ارزشها و اهداف سازمان و همچنین حساسیت آنها نسبت به تحقق این اهداف خواهد کاست. و از این طریق، موجب از دست رفتن مزیت های رقابتی سازمان و به خطر افتادن موجودیت آن در محیط پویا و رقابتی که سازمانهای عصر حاضر ناگزیر به فعالیت در آن هستند خواهد شد. بنابراین آگاهی هرچه بیشتر مدیران و اداره کنندگان سازمانهای مختلف از عوامل موثر برشکل گیری هویت سازمانی و همچنین تاثیر وجود هویت سازمانی مستحکم بر میزان تعهد کارکنان و همچنین رفتارهای شهروندی اعضای سازمان، ضروری بوده و زمینه لازم جهت شکل دادن به هویت سازمانی منسجم و دست یافتن به مزایای رقابتی حاصل از آن را در پی خواهد داشت.در تحقیق حاضر به دنبال بیان عوامل اثر گذار بر شکل گیری هویت سازمانی و بررسی پیامدهای هویت سازمانی قوی بر رفتارهای شهروندی سازمانی و تعهد کارکنان سازمان هستیم.

چنین رویکردی متناظر با مدل A B C می باشد که به خصوص در تحقیقات رفتار سازمانی کاربرد زیادی دارد(Krietner and Kinicki, 2001:312).

2-3 ) تشریح و بیان موضوع:

هویت به عنوان یک پدیده، برای سالهای متمادی مورد علاقه فلاسفه و متفکران روانشناسی و جامعه شناسی بوده است. از این دیدگاه هویت را باید یک مقوله تاریخی دانست که ریشه های آن را می توان در مطالعه هویت در سطح فردی جستجو کرد. بکارگیری واژه هویت از دهه 1950 رایج شده و در دو حوزه نظری روانشناسی و جامعه شناسی مورد بحث قرار گرفته است. نظریه های حوزه روانشناسی با کارهای فروید آغاز شده و بر هسته درونی و ذهنی یک ساختار روانی و فیزیکی تاکید دارد، در حالیکه در حوزه جامعه شناسی، نظریه های هویت با مفهوم”خود” در مکتب کنش متقابل نمادین، گره خورده است.
نظریه های جامعه شناسی هویت ابتدا با کارهای ویلیام جیمز و جورج هربرت مید مطرح شد و بعدها به واسطه دستاوردهای حاصل از مطالعات تاجفر، گافمن، برگر و دیگران مفهوم هویت به طور گسترده تری وارد تحلیل های جامعه شناسان گردید(Bartels et al.,2006:250) .
مفهوم هویت من ، توسط اریکسون (1950-1946)در روانشناسی بیان شد. وی این اصطلاح را اولین بار به دنبال مشاهده یک نوع اختلال که در بین بعضی از سربازانی که از جنگ جهانی دوم بر می گشتند، رخ داده بود، به کار گرفت. اختلالی که باعث می شد این افراد فاقد حس یکپارچگی و تداوم در زندگی شان باشند. بعدها تجربه بالینی اریکسون، وی را به طرح سوالاتی پیرامون شکل گیری هویت در افراد غیر بیمار هدایت نمود و زمینه ساز طرح نظریه روانی- اجتماعی در تحول شخصیت گردید.
مفاهیمی چون هویت و خود به عنوان مهمترین مفاهیم علوم اجتماعی و روانشناسی اجتماعی به شمار می آیند. محوری ترین تجربه وجود انسانی خویشتن است که با چندین مولفه شناختی (مثل ادراک از خود)، عاطفی (مثل عزت نفس) و مفهوم خود (خود پنداره) توصیف می گردد. احساس خود از زمان تولد شروع شده و با درک با ارزش بودن از سوی دیگران، لیاقت داشتن و مورد حمایت و مراقبت دیگران قرار گرفتن، جلوه‌گر می شود.
دیوید سون و کوپر (1983) معتقدند در دوران کودکی توصیف و ادراک خود بر حسب مفهوم خود، خود پنداره، توصیفهای فردی از خصوصیات جسمانی و عینی و توانایی هایش بوده و در اواخر کودکی و ورود به نوجوانی، فرد با توجه به خصوصیات درونی و اجتماعی، خود را ادراک و توصیف می نماید. هویت در سطح فردی را می توان به عنوان تئوری که از طریق آن افراد ویژگی هایشان را شرح دهند، مطرح نمود. هویت به افراد کمک می کند تا به پرسشهایی نظیر این که: من کیستم؟،می خواهم چه کسی باشم؟ قادرم تا چه کسی شوم؟، اهداف من در زندگی چیست؟چطور در رابطه با دیگران رفتار کنم؟ و در جامعه ای که زندگی می کنم از چه جایگاهی برخوردارم؟ پاسخ دهند .(Puusa and Tolvanen,2006:30) همچنین هویت را می توان به عنوان دارایی های شخصی که افراد از طریق آن تجربیات خود را سازماندهی می کنند، قلمداد نمود. هویت در دوران جوانی تکامل می یابد و در حین این تکامل تمایلات وتعارضات در خصوص این که در تعامل با دیگران چه خویشتنی داشته باشیم مدیریت و هدایت می شود (Curry, 2003:558-559).

با رجوع به فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد در می یابیم که واژه هویت (Identity) ریشه در زبان لاتین دارد، Identities از Idem یعنی”مشابه و یکسان”ریشه می گیرد. به طور سنتی مفهوم هویت در مقابل جمله “من کیستم ؟”مطرح می گردد. مارسیا (1993) با استفاده از تعریف اریکسون در مورد هویت می گوید: شکل گیری هویت یک رویه مهم در رشد شخصیت است. در اواخر نوجوانی، تحکیم هویت نشان دهنده پایان کودکی و شروع بزرگسالی است.

مارسیا(1980) چنین تعریفی از هویت ارایه کرده است: هویت می تواند به عنوان ساختار خویشتنِ انسان در نظر گرفته شود که عبارت است از یک سازمان پویا، خود ساخته و درونی از کشاننده ها، توانایی ها، باورها و تاریخچه فردی. بهترین ساختار زمانی است که افراد نسبت به یگانگی و شباهتشان به دیگران، نقاط قوت و ضعف خود و روشهایی که در جهان اتخاذ می کنند،آگاه تر باشند و رشد کمتراین ساختار زمانی که افراد درباره تمایزشان از دیگران دچار اغتشاش بوده و برای ارزشیابی خود بیشتر بر منابع بیرونی تکیه نمایند،اتفاق می افتد. آلن (1999) معتقد است که اریکسون در تعریف روانی-اجتماعی از هویت آن را به عنوان حسی از پیوستگی با گذشته و جهت گیری برای آینده تعریف کرده است، به نحوی که فرد باید با ترکیب اطلاعات و مهارتهای کسب شده از مراحل قبلی با همانند سازی ، یک هویت شخصی را انتخاب نماید. از سویی دیگر اریکسون هویت را پلی بین هستی شخص و زمینه محیطی می داند.

انواع هویت:

در مقابلِ سایر معانی، واژه هویت از جمله معانی است که با دیدگاههای مختلف تئوریک مفهوم سازی شده و برای اطلاق به موضوعات مفهومی مختلفی بکار گرفته شده است. چنانکه مفاهیمی نظیر هویت اجتماعی، سازمانی و تجاری، به شیوه های مختلفی درک و استفاده می‌شوند. این تفاوت در تاکیدات در هر یک از سه حوزه برشمرده شده هویت را می توان در تعاریف مقدماتی ارائه شده از هر یک مشاهده کرد. کارهایی که در زمینه هویت اجتماعی انجام شده، عموماً به بیان موضوعاتی در زمینه فرآیندهای شناختی و ساختاری می‌پردازند. تحقیقات هویت سازمانی به نشان دادن الگو سازی معانی مشترک گرایش دارند و مطالعات در زمینه هویت تجاری نیز بر تمرکز بر تولیداتی که یک تصویر خاص را انتقال می دهد، گرایش دارند(Cornelissen et al.,2007:2).

الف) هویت اجتماعی
مفهوم هویت اجتماعی از پژوهشهای روان شناسی اجتماعی که علل و پیامدهای نگرش افراد نسبت به خودشان و اینکه توسط دیگران و به عنوان بخشی از یک گروه اجتماعی به چه شکل نگریسته می شوند را مورد آزمون قرار دادند، پدیدار شده است. در روانشناسی اجتماعی مفهوم هویت اجتماعی از آگاهی نسبت به واقعیت گروه و نقش ویژه آن در بروز رفتار و شناخت جمعی ناشی می شود. تئوری‌های هویت اجتماعی اشاره به این مطلب دارند که افراد خودشان را توسط گروههای مختلفی که در آن عضو هستند (گروه کاری، سازمان، شغل یا حرفه‌ ;) به دیگران می‌شناسانند (Dukerich et al., 2002:508).

ایده کلی که مطرح است این است که همانند ویژگیهای بیرونی جهان، ویژگیهای گروه نیز درونی و عمیق
می شوند، تا جایی که بر احساس فرد نسبت به خودش اثر می گذارد و سهیم است. تئوری هویت اجتماعی تاجفل و تارنر(1979) بیان کننده این است که پس از طبقه بندی افراد به عنوان اعضای گروه و پس از اینکه افراد خود را در آن طبقه های اجتماعی تعریف می کنند، از طریق جستجوی تمایز بر اساس برخی ابعاد ارزشمند درون گروه در مقایسه با بیرون گروه خود،برای دستیابی و یا حفظ خودباوری مثبت تلاش می کنند. این نیاز و تلاش برای جستجوی تمایز مثبت بدان معنی است که احساس افراد نسبت به خودشان بجای”من”(هویت فردی) به عنوان یک “ما” (به عبارت دیگر هویت اجتماعی)تعریف می شود و تلاش می کنند به منظور داشتن احساس بهتر نسبت به آنچه که هستند یا کارهایی که انجام می دهند،”ما” را به شکلی متفاوت و ترجیحاً بهتر نسبت به “آنها” ببینند (Cornelissen etal., 2007:5).

پژوهش بعدی از دیدگاه تئوری “طبقه بندی توسط خود فرد” تارنر و همکاران(1987,1994)،می کوشد تا شرایطی را که تحت آن هویت اجتماعی خاص نمایان می شود و پیامدهای آن بر ادراک و عمل فرد را فرمول بندی نماید. تارنر(1982) به بررسی آن بخش از هویت های اجتماعی می پردازد که عملاً اجازه می دهد رفتاری درون گروهی اتفاق بیافتد. همانطور که او اشاره می کند: هویت اجتماعی مکانیزم شناختی است که رفتار گروهی را امکان پذیر می سازد.دلیل آن این است که وقتی افراد خود را با فرد دیگری در یک زمینه و در عضویت گروهی مشترک
می یابند، نه تنها انتظار دارند بر روی مباحث مرتبط به هویت اجتماعیشان هم عقیده باشند،بلکه برای تلاشی فعالانه جهت کسب توافق و هماهنگی رفتارهایشان برانگیخته می شوند.

بنابر این چنین به نظر می رسد که هویت سازمانی تاثیر گرفته از شکل خاصی از هویت اجتماعی بوده و با عضویت در یک سازمان یا واحد سازمانی مرتبط است.به علاوه رویکرد هویت اجتماعی بیان می دارد که هنگامی که ویژگیهای اجتماعی، یک هویت سازمانی شاخص برای اعضای سازمان بوجود می آورد،به عنوان مبنایی برای بسیاری رفتارهای سازمانی عمده و مهم مانند رهبری،انگیزش گروهی،ارتباطات و مهمتر از آن به عنوان مبنایی برای قرار گیری افراد در نقش های سازمانی و تمرین قدرت جمعی مطرح می شود.

هسلم و همکارانش(2003) عقیده دارند،نتیجه کاربرد تئوریکی اصول هویت اجتماعی و هویت سازمانی این است که هویت اجتماعی هم واقعیتی اجتماعی و روانشناسی و هم یک واقعیت ذهنی و مادی است.زیرا هم شامل فرایندهای ذهنی افراد بوده و هم فعالیتهای جمعی و تولیداتی که آن فرایندها ایجاد می کنند را در بر می گیرد.با پذیرش این مسئله، می توان چنین فرض کرد که کاربرد سازمانی هویت اجتماعی این است که وقتی یک هویت سازمانی خاص برای گروه سازمانی خاصی برجسته می شود و زمانی که هنجارهای خاص و ارزشهای مرتبط با آن هویت، درونی می گردد، چنین هویتی نه تنها ساختار روانی افراد نظیر باورها،رفتارها و نیات را شکل

می دهد، بلکه اجازه می دهد آن ویژگی های روانی به ساختارها و محصولات(نظیر:برنامه ریزی برای چشم اندازها،کالاها و خدمات،اقدامات و نهادها که جنبه های مادی و عینی زندگی سازمانی هستند)،نیز تسری یابد. (Cornelissen etal.,2007:5).

ب)هویت سازمانی
مفهوم هویت سازمانی در سال 1985 توسط آلبرت و وتن معرفی شد. بر اساس نظرات حاصل از تحقیقات تجربی، آنها چنین تعریفی از هویت سازمانی ارائه نمودند: هویت سازمانی شامل خصیصه هایی از یک سازمان است که اعضا آن خصیصه ها را به عنوان ویژگیهای،هسته ای، منحصر به فرد و مستمر (ادامه دار) سازمان درک کرده اند (به شرطی که گذشته، حال و آینده در نظر گرفته شود)(Puusa,2006:24).
تعریف ارائه شده توسط آلبرت و وتن (1985) از هویت سازمانی در طول دو دهه اخیر از جمله تعاریف غالب و شایع این مفهوم بوده که بسیاری از تحقیقات صورت گرفته در این زمینه نیز بر مبنای آن صورت گرفته است(Dhalla,2007:245).به صورت سنتی، مفهوم هویت سازمانی بعنوان یک پدیده در سطح سازمانی که از سطوح تجزیه و تحلیل فردی و جمعی متمایز است، شناخته می‌شود. بر اساس دیدگاهی که معتقد است یک سازمان متشکل از جمعی از افراد نیست، بلکه در نگاهی استعاره ای یک ارگانیسم واحد یا انسانی است که می تواند یک هویت داشته باشد و این سوال پدیده شناختی را از خود بپرسد که “من کیستم؟” ( به عنوان یک سازمان) و پذیرش سطح تجزیه و تحلیل سازمانی ، عده زیادی از نویسندگان معتقدند که درک هویت کلی سازمان مبنای پذیرش اطلاعات و درک حسی مناسب در سازمانهاست. بر اساس این دیدگاه، هویت سازمانی می تواند به عنوان یک سیستم تعبیر و تفسیر، یا به عنوان مجموعه ای از شناختهای مشترک و یا به عنوان زبان و رفتار مشترک نگریسته شود. این دو ایده اول، بر درک رایج هویت سازمانی به عنوان چارچوب شناختی و یا نگرشی ادراکی که افراد را در درک حسی بهتر هدایت می کند ،منطبق هستند. به عبارت دیگر، به هویت سازمان به عنوان داشتن تعریفی از خود یا بازنمودی شناختی از خود نگریسته می شودکه منطبق با اعضای سازمانی بوده و عمیقاً با سرشت و مفروضات اساسی و پنهان آنها عجین شده است. همچنین هویت سازمانی به آن دسته از ویژگیهایی که توسط اعضای سازمان به عنوان ویژگیهای محوری،مستمر و شاخص(متمایز) ادراک شده و در نحوه تعریف آنها از خود(به عنوان اعضای سازمان) و سازمانشان سهیم است ،اطلاق می شود.(Cornelissen etal.,2007:6)
همچنین سازمانها به عنوان به وجود آورنده یک هویت، از طریق رفتارهای سمبلیک و زبانی که در زمینه های خاص سازمانی بکار می برند، هویت خود را شکل می دهند. مطابق با این دیدگاه هویت سازمان از طریق زبان و عمل بر اساس الگوهای فرهنگی سازمان نظیر لباس مخصوص سازمانی، خط ایدئولوژی سازمان، مصنوعات و آداب و رسوم آن ایجاد می شود.(Cornelissen et al.,2007:6)
هویت سازمانی توصیفی است از این که چگونه اعضای سازمان خود را به عنوان یک گروه اجتماعی تعریف کرده و از این طریق خود را از اعضای سایر سازمانها متمایز می نمایند. احتمالاًبه علت روش‌های بسیار ساده ای که مفهوم هویت سازمانی بدان طُرُق استفاده شده اند، اغلب آن را با مفهوم فرهنگ سازمانی یکسان فرض می کنند (Empson,2004:760). هویت سازمانی ادراکی اساسی در مورد سازمان است که در تعبیر و تفسیر اعضای سازمان از موضوعات استراتژیکی که سازمان با آن روبروست نفوذ کرده و آن را هدایت می کند و اعضا را برای حمایت و پشتیبانی از اهداف استراتژیک سازمان بر می انگیزاند.هویت سازمانی قوی به عنوان یک مزیت رقابتی مهم برای سازمان تلقی می شود. قوت و استحکام هویت سازمانی به درک اعضای سازمان از ویژگیها و مشخصات سازمان و درجه ای که اعضا به این ویژگیها اعتقاد دارند بستگی دارد (Dhalla,2007:246).همانطور که داتون و همکارانش(1994) در تعریف هویت سازمانی به آن اشاره کرده اند، هویت سازمانی یک حلقه اتصال مفهومی بین شناخت از سازمان و شناخت از خود به شمار می رود.(Dukerich et al.,2002:508) برخی تحقیقات و مطالعات پیشنهاد می کنند که هویت سازمانی در عین حال که بادوام و پایاست،پویا و قابل انعطاف نیز هست که همین امر می تواند نشانگر فرصتی برای شکل دادن و ایجاد یک هویت سازمانی قوی که منجر به ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان نیز خواهد شد،باشد (Dhalla,2007:245).
بر طبق تحقیقات آشفورد و مال (1996) خصیصه هسته ای سازمان در سیستم یکپارچه درونی عقاید، ارزشها و هنجارهای محوری که نوعاً در ماموریت سازمان بیان شده و باعث ایجاد ادراک و اقدام میشود، ریشه دارد. آشفورد و مال عنوان می دارند که ادراک اعضا از خصیصه منحصر به فرد بودن هویت در سطح سازمانی بر اساس مقایسه سازمان با سازمانهای مرجع و بخصوص رقبای اصلی آن شکل می گیرد.
همانند ویژگی‌های هسته ای و منحصر به فرد بودن هویت، خصیصه پایداری نیز به درک و تفسیر اعضای سازمان بازمی‌گردد. بر اساس السباچ و کرامر (1996)، ممکن است هویت سازمانی برای اعضا بعنوان شمای شناختی و ادراک ویژگیهای هسته‌ای و منحصر به فرد سازمان نظیر موقعیت سازمان و مقایسه آن با دیگر سازمانها، مفهوم سازی شود. بر طبق وتن (2006) خصیصه ها، فضای متمایز اجتماعی تعریف شده توسط سازمان را مشخص
می کنند. وی هویت سازمانی را چنین تعریف می‌کند: “عملی که هویت سازمانی به عنوان مرجع برای اعضا قرار می گیرد وقتی آنها در خصوص سازمانشان صحبت می کنند یا بر اساس آن اقدامی صورت
می دهند”. هویت سازمانی سعی در پاسخ به این سوال دارد که “ما چه کسانی هستیم (به عنوان یک سازمان) ؟”. نتایج تحقیقات نشان می دهد که هویت یک مفهوم کلیدی است که یک چارچوب متغیر برای درک اقدامات به سازمان می دهد. همچنین هویت سازمانی می‌تواند تفسیرها و اقدامات اعضای سازمان را فیلتر نموده و جهت‌دهی نماید (Puusa, 2006:24).
هنگامی که آلبرت و وتن نتایج تحقیقات خود را منتشر نمودند، محققان بسیاری به بررسی هویت سازمانی علاقه‌مند شدند. اگر چه تعریف اولیه هویت سازمانی جریان تحقیقات را هدایت نمود، اما انتقادات بسیاری را نیز به همراه داشت. محققانی همچون جیویا و توماس (1996)، جیویا (1998) ، فومبرون (1996) و اوتالا (1996)، با این بحث که امروزه بیشتر به نظر می‌رسد سازمانها به طور عمدی به سمت مشابهت حرکت می کنند، منحصر به فرد بودن هویت سازمانی را مورد سوال قرار دادند. در حقیقت پایداری (مداومت) هویت سازمانی به دلیل فضای بسیار متغیر کسب و کار در عصر حاضر مساله ساز به نظر می رسد. با این همه تغییرات، چه چیزی در سازمان می‌تواند بدون تغییر باشد؟با این حال اکثر محققان تعریف اصلی هویت سازمانی آلبرت و وتن را پایه تحقیقات خود قرار دادند. علیرغم اینکه این تعریف، مطالعات را جهت دهی نمود، اما از سوی دیگر می تواند بر غنا و پویایی مفهوم اثر محدود کننده نیز داشته باشد (Puusa,2006:25).
هویت سازمانی بر گرفته از تئوری هویت اجتماعی است و با این فرض که عضویت افراد در گروههای اجتماعی در خلق و دستیابی به خودیابی ، از اهمیت بالایی برخوردار است، آغاز می شود. هنگامی که شأن و منزلت کار یا شغل افراد، نقش برجسته ای را در زندگی آنها ایفا می کند، چنین به نظر می آید، شرکت، واحد و حتی گروه کاری روزانه، برای کارکنان موضوع مهمی است که با آن شناسایی می شوند. هویت سازمانی را می توان به عنوان احساس تعلق افراد به سازمان به گونه‌ای که افراد خودشان را با سازمانی که در آن عضو هستند، به دیگران معرفی کنند،تعریف کرد. زمانی که اعضای ( کارکنان) سازمان، شباهتهایی را بین هویت سازمانی و هویت شخصی خویش تجربه می کنند و احساس می کنند به عنوان یک عضو ارزشمند برای سازمان به شمار می آیند، بیش از پیش خود را از طریق سازمانشان به دیگران می شناسانند (Bartels et al.,2006:52).
بر اساس نظر امپسون (2004)، هویت سازمانی در سطح فردی، خصیصه های منحصر به فردی را که افراد در ارتباط با عضویت یک سازمان خاص دارند، نشان می دهد. در سطح سازمانی، هویت بواسطه انباشت خصیصه های متمایز اعضای سازمان شکل می‌گیرد. بنابراین می‌توان اظهار نمود که هویت اعضای سازمان به واسطه عضویت در سازمان از طریق یک فرایند دیالکتیک پویا، شکل گرفته و هویت سازمان را نیز شکل می دهد(Puusa,2006:25).
نوعاً، ویژگی های انسانی افراد مبتنی بر ویژگی های ساختاری سازمان یا گروهی که در آن عضو هستند بوده و افراد به واسطه آنها خود را به دیگران می شناسانند.به بیان دیگر در سطح فردی هویت سازمانی نشان دهنده خصیصه های منحصر به فردی است که افراد آنها را به عضویت خود از یک سازمان خاصی مربوط می دانند. بنابراین اعضای سازمان هم هویت سازمانی را شکل داده و هم از آن شکل و قالب می‌پذیرند. این دیالکتیک که در قلب تئوری هویت اجتماعی نهفته است، همان است که از آن مفهوم هویت سازمانی استخراج
می شود(Empson,2004:760).
در ادامه تحقیقات صورت گرفته پیرامون موضوع هویت، محققان به بررسی منظم تر پدیده هویت علاقه مند شده و تحقیقات مربوط به آن را به سطح گروه بسط دادند. به عنوان مثال، اریکسون ( 1964) دریافت که هویت نه تنها به ما در شناخت بهتر خود و چگونگی طبقه بندی خودمان در رابطه با دیگران کمک می کند، بلکه همزمان با آن نوعی دلبستگی تیمی را در بین افراد در روابط و تعاملات تنگاتنگی که با یکدیگر دارند نیز ایجاد می کند. سر انجام سیطره مطالعات حول محور هویت به سطح سازمانی کشیده شد. آلبرت و وتن از سال 1979، تحقیقات خود را در دانشگاه ایلینویز آغاز کردند. آنها معتقدند که هویت سازمانی مشتمل بر نگرشهای افرادی است که احساس می کنند برای سازمان نقش اساسی و مهمی ایفا می کنند. هویت سازمانی به عنوان دارایی سازمان به شمار می آید و این احساس را در بین کارکنان ایجاد می کند که به عنوان بخشی از سازمان تلقی می شوند و از طریق آن خود را به دیگران معرفی می کنند که البته درجه آن در بین کارکنان متفاوت است. هویت یک سازه اجتماعی است که به شکل”هویت نمایشی” از آن یاد می شود و برای مخاطبان مختلف به طور آگاهانه انتخاب و نمایش داده می شود. شکل گیری هویت سازمانی که مطلوب و مورد نظر همه ذینفعان درونی (کارکنان، ;) وبیرونی (مشتریان، رقبا، جامعه، ;) باشد، در نتیجه تعامل، کشمکش و چانه زنی های مستمر بین گروههای مذکور می باشد. این فرایند یک عمل مستمر ، طولانی و غیر مقطعی است واغلب در ایجاد یا تغییر هویت سازمان، گروهی موسوم به ائتلاف غالب تاثیر گذارند .(Sillince, 2006:191-192)
لازم به ذکر است که، هر سازمان دارای هویت چند گانه است که در مواجهه با هر کدام از ذینفعان، بسته به علاقه آنها هویتی را از خود نشان می‌دهد که باعث جذب ایشان شود. در این حالت، آن هویت به عنوان هویت اصلی یاد شده و سایر هویت ها به مثابه منابع منحصر به فرد سازمان نسبت به رقبا عنوان می شوند. بر اساس دیدگاه RBV (دیدگاه مبتنی بر منابع) ، هویت سازمانی به عنوان منبع کسب مزیت رقابتی مطرح می باشد. با مدیریت هویت های چندگانه، سازمان انعطاف لازم را در مواجهه با پیچیدگی ها و تغییرات محیطی، به واسطه انتقال بین هویتهای مختلف و کسب مزیت رقابتی، به دست می آورد .سازمان‌های دارای هویتهای چند گانه، اغلب دارای دو دسته هویت هستند: هویت های هنجاری _ اخلاقی و هویتهای عقلایی_ اقتصادی. بسته به شرایط و وضعیت محیطی یکی از این هویت ها به عنوان هویت نمایشی انتخاب می شود ( بسته به علاقه و نوع ذینفعان)، در چنین حالتی هویت های دیگر به مثابه منابع پشتیبان هویت اصلی عمل می کنند (Sillince, 2006:201).

پ)هویت شرکتی
در ابتدا این واژه محدود به آرم ( لوگو) و دیگر عناصرطراحی بصری بود، اما به تدریج ارتباطات و همه شکلهای رفتار که با مواجه با محیط بیرونی و بازار مرتبط است را نیز در بر گرفت. آرم شرکتها به عنوان بخشی از فرایند شکل دهی تصویر بیرونی شرکت که هدایت ادراک مشتریان از شرکت و مسائل مربوط به آن را در پی دارد،نگریسته می شود. در سالهای اخیر، معنای هویت شرکتی گسترده تر شده ، تا جایی که هم اکنون، نه فقط به عنوان چیزی قابل رویت در محیط بیرونی شرکت بلکه به عنوان مجموعه ای از مشخصه های درونی یا شاخصه هایی که به شرکت، ثبات، انسجام و تمایز می بخشد،مطرح شده است. همچنین هویت جمعی فقط یک تصویر ارائه شده در غالب طراحی بصری و ارتباطات نیست بلکه به طور اساسی با این سوال که “سازمان چیست؟” مرتبط است. (Cornelissen et al.,2007:6-7).
در جایی که افراد جامعه بشری یک حس متمایز شخصی ، یک حس مستمر شخصی و یک حس استقلال شخصی دارند، سازمانها نیز در مقابل، فردیت و منحصر به فردی خودشان را داشته و این را در ارتباطشان با دیگران اظهار
می کنند. همانطور که هویت افراد با ترکیبی از نسل، ملیت، حرفه، گروه اجتماعی، سبک زندگی، مهارتها یا موفقیتهای تحصیلی تثبیت می شود، هویت یک سازمان نیز ممکن است با ترکیبی از مکان جغرافیایی سازمان، ملیت، استراتژی، پشتوانه مالی، تجارت اصلی، تکنولوژی، مبنای دانشی و فلسفه عملیات یا طرح ( نقشه) سازمانی تثبیت گردد. در میان مهمترین موارد مطرح شده بوسیله صاحبنظران، آنهایی که با استراتژی، ساختار، فرهنگ و تاریخ شرکت مرتبط هستند این ویژگی را دارا می باشند. این ویژگی های سازمانی، ثبات، تمایز و انسجام سازمان را به دنبال دارند. در چنین حالتی، مفهوم شاخصه‌های هویت شرکتی به مفهوم سازی هویت سازمانی شباهت دارد که شامل مولفه های هویت که محوری ( شامل ویژگیهای تقلید ناپذیر سازمانی) شاخص و متمایز (تفکیک کننده از سایر سازمانها) و مستمر (ثابت در طول زمان) هستند، می گردد.
اهمیت عمده دیدگاه در حال تغییر هویت شرکتی در ادبیات ارتباطات و بازاریابی این است که به روشنی با مفهوم هویت سازمانی مرتبط است.(Cornelissen etal.,2007:7) امروزه هویت شرکتی در ارتباط با کل موجودیت شرکت نگریسته می شود که به ارزشها، باورها، نقش ها و رفتار اعضا استوار است، همانطور که بر سمبل های مشترک و دیگر مصنوعات ساخته شده توسط آنها استوار است. تحقیقات تجربی در زمینه هویت شرکتی، ارتباط میان هویت شرکتی به عنوان تصویر بیرونی سازمان با فرهنگ و هویت سازمان و تصویر سازمان در دید ذینفعانی مانند کارکنان و مشتریان و مصرف کنندگان را جستجو می کند. در خصوص این روابط، محققان تاکید می کنند که از نظر استراتژیک دست یافتن به تعادل یا شفافیت در سطوح چندگانه برای سازمانها مهم است. بر اساس آنچه فامبران و ریندا بیان می کنند، شفافیت زمانی اتفاق می افتد که هویت درونی شرکت به طور مثبت منعکس کننده توقعات ذی نفعان کلیدی و باورهای آن ذینفعان در این مورد باشد که شرکت به طور صحیحی هویت درونی خودرانشان می دهد.
بر همین اساس، محققان بر اهمیت ویژه هماهنگی بین هویت سازمانی که توسط مدیران بیان شده و توسط کارکنان تجربه می شود با هویت شرکتی (تصویری که سازمان از خود منعکس می کند) و وجهه بیرونی تجاری شرکت (تصویری که افراد بیرون از سازمان و گروهها از سازمان دارند) تاکید می کنند. همچنین مهمتر از همه در جایی که این عناصر با هم هم‌راستا نباشند (تا جایی که معنای هویت شرکتی با واقعیت تجربه شده منطبق نباشد)، طیفی از پیامدهای نامساعد نظیر فقدان تعهد شغلی کارکنان ، نارضایتی مشتری و تحلیل رفتگی کلی سازمان قابل پیش بینی است.(Cornelissen et al.,2007:7)

قلمرو و سطوح هویت سازمانی:
علیرغم تحقیقات و مطالعات صورت گرفته، هویت سازمانی هنوز به عنوان یک قلمرو غنی با پتانسیل بالا برای تحقیق و اکتشاف نگریسته می شود و هنوز بررسی های اندکی درباره این موضوع در زمینه سازمانی صورت گرفته است. تحقیقات مربوط به هویت چه در سطح فردی و چه در سطح سازمانی اغلب در ادبیات علوم سازمانی دیده می شوند، اما هنوز سوالات بی شماری در خصوص هویت سازمانی باقی مانده است. بر طبق نظریه براون (2001) با اینکه تحقیقات مرتبط با موضوع هویت ریشه ای طولانی در مطالعات سازمانی دارد، ولی تنها در سالهای اخیر، واژه هویت به صورت گسترده توسعه داده شده است. قبول و استفاده گسترده از این موضوع، علاقمندی تازه ای را در موضوعاتی با مرکزیت هویت نه تنها در سطح فردی بلکه به عنوان مفهومی جمعی، بازتاب می‌دهد. در سطح فردی تحقیقات بیشتر در حوزه های روانشناسی، روانشناسی اجتماعی، تعاملات سمبلیک و روان پویایی صورت گرفته است و محققان غالباً هویت را از نقطه نظر شناختی مورد کندوکاو قرار داده‌اند. تحقیقات هویت سازمانی از منظر روانشناسی اجتماعی نیز بر توسعه و حفظ هویت های جمعی و ارتباط آنها با هویت های فردی، تمرکز دارد (Puusa, 2006:25).
در سطح گروهی چارچوب تئوریکی بر پایه تئوری هویت اجتماعی و جنبه های مختلف هویت های نژادی و ملی شکل گرفته است. کشف ماهیت هویت فردی، زمینه مناسب جهت توسعه موضوع به سطح سازمانی و مطالعه هویت در سطح سازمانی را فراهم می‌کند. علیرغم تحقیقات صورت گرفته تا کنون، به دلیل ارائه تعاریف متعدد در خصوص هویت سازمانی، این مفهوم هنوز به عنوان موضوعی مساله برانگیز شناخته می شود و از آنجاییکه تعاریف ارائه شده به دلیل تفاوت در مفروضات اساسی مربوط به ماهیت شناسی این پدیده، با یکدیگر متفاوتند، لذا معانی مختلفی در خصوص هویت سازمانی وجود دارد. به عنوان مثال آلبرت (1998) پیشنهاد می‌کند که هویت نمی‌تواند با همه معانی ضمنی سنجش، اندازه گیری شود. در عوض هویت چه در سطح فردی و چه در سطح سازمانی ممکن است نیاز به یکپارچگی و متمایز بودن را مطرح کند. به علاوه از آنجایی که هویت موضوعی چند سطحی است که می تواند در سطوح فردی، گروهی و سازمانی بررسی شود و با توجه به اینکه مفهوم هویت سازمانی منشاء خود را از هویت فردی می گیرد، این امر به آشفتگی بیشتر مفهومی منجر می شود.
لازم به ذکر است که محققان حوزه‌های مختلف مفهوم هویت را از راههای متفاوتی درک می‌کنند. حتی با اینکه محققان یک حوزه مطالعاتی، معانی مختلفی را به مفهوم هویت سازمانی پیوند می‌زنند، این مفهوم را به اشکال مختلف درک می‌کنند. جهت فهم و روشن شدن معانی مختلف مربوط به مفهوم هویت سازمانی، استفاده از روش تجزیه و تحلیل مفهوم به ما کمک می کند.
چند سطحی بودن هویت به این مسئله که می‌توان آن را در سطوح مختلف تجزیه و تحلیل (فرد، گروه، سازمان یا صنعت) مورد مطالعه قرار داد، اشاره دارد. به طور مفهومی دو سطح درونی و بیرونی وجود دارد که چارچوب مطالعه را تعیین می‌کند. سطح بیرونی مربوط به حوزه مطالعات بازاریابی است و با تمرکز بر مطالعه این سطح از هویت سازمانی، محقق هویت را به صورت بصری و با کمک ارتباطات بین المللی بازاریابی درک می‌کند. به بیان دیگر، در مطالعه سطح بیرونی هویت سازمانی علائم بیرونی و بصری هویت مورد نظر هستند. چنین علائمی
می توانند لوگوی سازمان، سمبل ها، نام یا بِرَند سازمان باشند. با اتخاذ چنین رویکردی، هویت سازمانی حداقل تا برخی محدوده ها قابل مدیریت است و حتی می توان شکل‌دهی به آن را برون سپاری نمود که این به معنی استفاده از مشاوران و بازاریابها در ساختن هویت سازمان است.
هدف از ایجاد چنین هویت بصری کمک به ذینفعان و سهامداران در شناسایی سازمان و تمایز آن از سایر شرکتها با استفاده از خصیصه های بیرونی است. زمانی که هویت با چنین چارچوب تصویری ادراک شود، به فهم و تجزیه و تحلیل تصویر مطلوب سازمان کمک نموده و به عنوان موضوعی که رابطه تنگاتنگی با تصویر سازمانی دارد شناخته می شود (Puusa, 2006:25).
سطح درونی هویت سازمانی به مطالعات رفتاری سازمان، به ویژه درباره موضوعات مرتبط با مدیریت، مدیریت منابع انسانی، مدیریت عملکرد و استراتژی مربوط می شود. این سطح را می توان از نقطه نظر مدیریت، پرسنل یا به عنوان یک پدیده در سطح سازمانی مورد بررسی قرار داد. هویت سازمانی به عنوان یک فرایند توسعه که درون سازمان شکل گرفته و نمی‌توان آن را برون سپاری نمود، درک می‌شود. اساسی ترین خصیصه هویت سازمانی، مرکزی و هسته ای بودن است. اغلب، مفاهیمی همچون معنی، درک، شناسایی و تفسیر بعنوان تلاشهای صورت گرفته برای شناخت سطح درونی هویت سازمانی هسته‌ای به حساب می‌آیند. هویت سازمانی با ماهیت جمعی بودن که محقق را به بررسی منحصر به فرد بودن آن سوق می دهد، شناخته می شود. با این دیدگاه، عقاید مختلف و متفاوتی در خصوص قابل مدیریت بودن هویت مطرح است. که در هر حال عقیده کلی ناظر بر غیر قابل مدیریت بودن آن است(Puusa, 2006:26).
در خصوص تفاوت در مفروضات اساسی تحقیق درباره هویت سازمانی می توان گفت که هویت سازمانی را
می توان به عنوان یک سازه، سوال یا استعاره نگریست. فهم هویت به عنوان یک سازه ما را به این پرسش که “آیا هویت قابل سنجش است یا نه؟” رهنمون می شود (پارادایم عملکردی). در نظر گرفتن هویت به عنوان یک سوال، ما را به سمت تشریح ارتباط و اهمیت هویت در یک زمینه خاص هدایت می کند (پارادایم تفسیری). به علاوه چنانچه هویت سازمانی به عنوان یک استعاره فرض شود، این سوال ایجاد خواهد شد که افراد در یک زمینه خاص و در تلاش برای تشریح سازمان خود کدام استعاره ها را جهت کاربری انتخاب می کنند (پارادایم پست مدرنیسم) .(Puusa, 2006:26)
افزایش مبانی تئوریکی و تحقیقاتی با گرایش هویت و تشخیص هویت در زمینه های سازمانی، با وسعت و رونق و عمیق تر شدن این مفهوم ارتباط دارد. در حوزه سازمانی این فاصله سطوح متعدد تجزیه و تحلیل را در بر می گیرد که عبارتند از: فردی (که با احساسات فردی اشخاص نسبت خودشان در درون سازمان مرتبط است)، گروهی (که با هویت مشترک تیمها و بخشهای سازمان مرتبط است) ، سازمانی (که با هویت سازمان به عنوان یک کل در ارتباط است) و فرهنگی (که با هویت مشترک در سرتاسر سازمان و در درون یک جامعه به عنوان یک کل مرتبط است) . همچنانکه مطرح شد هویت در سطح فردی و سازمانی ارتباط درونی با یکدیگر دارند. نتایج تحقیقات و تئوری ها، حاکی از آن است که رابطه نزدیکی بین هویت فردی و هویت سازمانی وجود دارد. رابطه بین هویت در سطح فردی و سازمانی، رابطه‌ای متقابل است به گونه‌ای که هویتهای سازمانی می توانند رفتار افراد را تحت تاثیر قرار داده و رفتار افراد نیز بر هویت سازمانی اثر گذار خواهد بود (Puusa and Tolvanen, 2006:30) .
امپسون (2004) معتقد است، هویت سازمانی در سطح فردی نگرشهای متمایزی را که افراد با عضویت در سازمانهای خاص با آن سر وکار دارند، شامل می شود. در سطح سازمانی، هویت برآیندی است از نگرشهای متفاوتی که در سطح فردی وجود دارد. هویت سازمانی می تواند به عنوان بخشی از هویت جمعی تلقی گردد، همانطور که هاچ و اسچالز (2000) شرح می دهند، هویت سازمانی بخشی از هویت و احساس تعلق تلقی می شود که یک شالوده شناختی و اساسی را نسبت به آنچه که اعضای سازمانی به آن حساسیت و تشویش دارند، فراهم
می آورد. هویت سازمانی از احساس وحدت و تعلق افراد در محدوده یک سازمان،حاصل می گردد. هویت موضوع مهمی است که خصوصاً امروزه به دلیل تغییرات پیاپی‌ در سازمانها ، اهمیت بیشتری یافته است. در پی تغییرات سازمانی، روابط بین سرپرستان و زیر دستان نیز تغییر کرده و نهایتاً بر ادراک افراد نیز اثر
می گذارد (Puusa and Tolvanen, 2006:30).

هویت یابی سازمانی :
هویت یابی سازمانی بازتاب ادراک یک فرد از احساس تعلق به یک سازمان است، به طوری که ادراک اعضای سازمان از ویژگیهای آن به عنوان مرجع و معرف آنها مطرح خواهد بود. همانند محققانی که در زمینه شناسایی اجتماعی مطالعه می کنند، نظریه پردازان هویت سازمانی عقیده دارند که افراد سعی در بروز تمایز خود و در نتیجه هویت یابی خود با سازمانهایی را می نمایند که در مقایسه با سایر گروهها دارای ویژگی های منحصر به فردی
می باشند. همچنین افراد تمایل دارند با سازمانهایی تعیین هویت شوند که دارای موقعیت اجتماعی بالا یا مطلوبیت اجتماعی در مقایسه با سایر گروهها باشند و از این طریق نیاز احترام خود را پاسخ می دهند(Bartel,2 001:379).
افرادی که به واسطه عضویت در سازمانشان، درجه بالایی از احترام را بر می انگیزانند، تمایل به بروز شناسایی سطح بالایی از خود با سازمان دارند.کسانی که به شدت تمایل به هویت یابی از طریق سازمان کاریشان دارند، تمایل بیشتری برای درک حس اعتماد گروهی و ارتباط تیمی که منجر به اتخاذ رویکرد همکاری با سایر اعضا می شود از خود بروز می دهند. همچنین هویت یابی قوی باعث نزدیک شدن علایق فردی و سازمانی می شود به نحوی که اعضا با شدت و تداوم بیشتری در جهت تضمین موفقیت سازمان کار می‌کنند. به علاوه هویت یابی قوی احتمال افزایش رفتارهایی در جهت منافع سازمان از جمله مشارکتهای جانبدارانه (حفظ استانداردهای بالا، چانه زنی با دیگران، ارایه پیشنهاد تغییرات،;) را بالا می برد . (Bartel,2001: 386-387)
هویت یابی فرد توسط یک سازمان نه فقط بر پایه ارزیابی او از موقعیت سازمان (پرستیژ بیرونی ادراک شده)، بلکه همچنین براساس ارزیابی موقعیت خود در درون سازمان، شکل می گیرد. بر اساس تئوری هویت اجتماعی و ادبیات شناسایی گروهی، هویت یابی سازمانی عبارت است از” ادراک فرد از تعلق سازمانی، وقتی که او خود را با سازمان متبوعش تعریف می کند”. یکی از اصول اساسی تئوری هویت اجتماعی این است که”افراد، گروهها را به عنوان منابع اطلاعات درباره خودشان به کار می برند”(Fuller et al,2006:186).
از آنجایی که عضویت در سازمانهای دارای پرستیژ، خود احترامی افراد و نیاز برای ارتقا درونی آنها را ارضا
می نماید،افراد تمایل به شناسایی شدن از طریق سازمانهایی دارند که با پرستیژ شمرده می شوند.همچنین افراد جذابیت هویت سازمانی خود را با سنجیدن ویژگی های هسته ای بودن، منحصر به فرد بودن و پایداری هویت مذکور به دست می‌آورند. این همان بعد پرستیژ در شکل 1 است. جنبه احترام ، به موقعیت ادراک شده درون سازمان و یا احساس ارزشمند بودن فرد در سازمان اشاره دارد. احترام به این سوال که، در درون سازمان راجع به من چگونه فکر می شود؟ (آیا من با ارزش و مورد توجه این سازمان هستم؟) یا این که موقعیت من در درون سازمان چیست؟ پاسخ می دهد. البته در مورد سنجه های پیش بینی کننده برای پرستیژ و احترام، نیاز به مطالعات بیشتری وجود دارد(Fuller et al.,2006:818-819).
قدامات مدیریت در راستای تعهد سازمانی
– دیده شدن در سازمان
-رشد فرصتها
– مشارکت در تصمیم گیری
– پرداخت بر مبنای عملکرد

عوامل پرستیژ از دید مارچ و سایمون
– دیده شدن سازمان
– موفقیقت در تحقق اهداف سازمان
– متوسط سطح کارکنان
– سطح پرستیژ کارکنان

شکل 1:مدل فرضی محرکها و نتایج پرستیژ و احترام در سازمان(Fuller et al., 2006:818)

تصویر سازمان:
تصویر سازمان به ادراک کارکنان سازمان و افراد درون سازمان از نحوه نگرش افراد بیرون از سازمان به آن اطلاق می شود.ادبیات گسترده موجود در این زمینه نشان دهنده وجود یک رابطه دوطرفه و نزدیک میان هویت و تصویر سازمان است. ارائه تعریف از تصویر سازمان به طور گسترده در آثار نویسندگانی ادامه پیدا کرد که اعتقاد داشتند تصویر سازمان چیزی فراتر از ادراک افراد داخل سازمان از نحوه نگرش افراد خارجی به ویژگیها و خصایص مربوط به سازمان بوده و وتصویر سازمان،تصویری است که توسط سازمان به مخاطبان بیرونی ارائه می شود تا از این طریق آنها به ویژگیها و خصایص مورد نظر، اعتقاد پیداکنند. جیویا و توماس (1996) بیان می کنند که تصویر سازمان، ویژگی هایی هستند که تیم مدیران عالی سازمان درصددند تا آنها را به سازمان نسبت دهند که اصطلاحاً به آن””communicating image یا” “desired image نیز اطلاق می شود (Dhalla,2007:246).
اساس تغییر در هویت سازمانی همان تصویر سازمانی است. مدیریت عالی با ترغیب اعضای سازمان به دستیابی به یک تصویر با پرستیژ، اقدام به تغییر هویت سازمان می نماید. لذا مدیران عالی نقش مهمی در تغییر هویت سازمانی ایفا می کنند. ایجاد و حفظ یک حس قوی از هویت گروهی از طریق ارائه تصویر مطلوب مثبت سازمان که خودفهمی افراد را بهبود می بخشد، بسیار مهم است. دانستن دلیل و درجه وابستگی اعضا به هویت فعلی سازمان اهمیت داشته و به منظور تغییر موفقیت‌آمیز آن، جذابیت هویت جایگزین بایستی برای اعضا چه در سطح فردی و چه در سطح عملی، درک شود (Empson,2004:763).
هچ و شولتز (2002)بیان می کنند که تصویر سازمان یک تصویر طراحی شده از سازمان که نشان دهنده هویت سازمان است ،ارائه می دهد.تصویر سازمان آن دسته از خصوصیات مرکزی،پایدار و متمایزی است که نخبگان سازمان تمایل دارند تا ذینفعان خارجی و سایر گروههای مرجع،در مورد سازمان بدان ویژگیها اعتقاد داشته باشند.تعاریف ارائه شده از تصویر سازمان بعدها به وسیله تعاریف ارائه شده در سایر حوزه های مطالعات سازمان نظیر بررسی ویژگیهای سازمان از دید ذینفعان داخلی و خارجی سازمان تکمیل شد.یکی از مفاهیمی که در ادبیات مدیریت به آن توجه شده است مفهوم “corporate image”است که به عنوان تصویر ارائه شده از ویژگیها و مشخصه های بارز سازمان به مخاطبان داخلی و خارجی تعریف شده است که دربرگیرنده قابلیتها،نمادها و ویژگیهای بارز سازمان می باشد.با توجه به وجود ارتباط قوی و تنگاتنگ میان تصویر و هویت سازمانی عوامل اثر گذار بر هویت سازمانی به طور مشابه بر تصویر سازمان نیز اثر گذار خواهد بود(Dhalla,2007:247).
جیویا و توماس (1996) تشریح می کنند که تصویر سازمان با ادراک از دیدگاه ذینفعان نسبت به سازمان گره خورده است و درک این مسئله ممکن است منجر به اعمال تغییراتی از سوی سازمان به منظور نمایاندن ویژگی های اساسی سازمان گردد. جیویا(2000) بیان می کند که مدیران ممکن است به طور استراتژیک به طراحی تصویری از سازمان که می تواند نمایانگر مطلوبیت اجتماعی و مشخص کننده جنبه های خاصی از هویت سازمان باشد اقدام نمایند.چنین بیان می شود که جذابیت تصویر ارائه شده از سازمان در نظر مخاطبان خارجی بر ادراک اعضای سازمان و دیدگاه آنها نسبت به سازمان اثر مثبت خواهد داشت(Dhalla,2007:248).

شکل گیری هویت :
آغاز شکل گیری هویت زمانی است که فرد به تصمیم گیری در مواردی نظیر این که چه شخصی باشد، متعلق به چه گروهی بوده و چه عقایدی را بپذیرد، چه ارزشهای درونی داشته باشد و چه موقعیتهای شغلی را دنبال کند،
می پردازد(560:Curry,2003). شکل‌گیری هویت شامل ترکیبی از مهارتها، باورها و همانندسازی‌های کودکی به یک کل کم وبیش منحصر به فرد و پیوسته می‌گردد که برای فرد جوان حسی از پیوستگی با گذشته و جهت گیری به سوی آینده را فراهم می کند. هنگامی که فرد بالغ می شود، نیاز به تعهد به یک شغل یا حرفه (یک الزام کسب هویت) در او بروزمی کند. به علاوه جنبه‌هایی از هویت فرد که در کار ایجاد می‌شود و مهارتهای ویژه ،دانش و نقش اجتماعی او را نمایش می دهد، به عنوان هویت حرفه ای شناخته می شود. هویت فردی باید قابل انطباق با محیط(سازمان،;)باشد. هنگامی که منابع این انطباق به دلایلی نظیر ایجاد تغییر در سازمان از میان بروند فرد جهت ایجاد توازن مجدد با سایر افرادی که با آنها کار می کند، تلاش می نماید(Curry, 2003:561).
در خصوص شکل گیری هویت سازمانی نیز لازم به ذکر است که، اعضای سازمان نسبت به دیدگاه افراد خارج از سازمان به آن حساس بوده و ادراک آنها از این مسئله که افراد خارج از سازمان چه دیدی نسبت به سازمان داشته و آن را چگونه می پندارند بر ادراک اعضا از سازمان اثر گذار است.
سازمانها هویت خود را برای هر دو دسته مخاطبان داخلی و خارجی آشکار کرده وآن را مخابره می کنند.همچنین اعضای سازمان علاوه بر نقشی که به عنوان کارکنان سازمان ایفا می کنند به عنوان سرمایه گذاران و مشتریان سازمان نیز تلقی می شوند و بنا به همین علت در هر دو دسته مخاطبان داخلی و خارجی سازمان قابل طبقه بندی هستند.به همین دلیل علائم،نشانه ها و پیامهایی که از سوی محیط داخل و خارجی سازمان توسط اعضا دریافت
می شود بر ادراک آنها از سازمانی که در عضویت آن هستند اثر می گذارد.از آنجاییکه علائم مخابره شده از سوی محیط داخلی و خارجی سازمان، در شکل دهی به ادراک اعضای سازمان نقش اساسی دارند، سازمانها می توانند از طرق اعمال توجه کافی نسبت به هر دودسته عوامل درون سازمانی و برون سازمانی نسبت به ایجاد یک هویت سازمانی مستحکم و قوی اقدام کنند(Dhalla,2007:249).
در شکل زیر چارچوبی از مهمترین عوامل درون سازمانی و برون سازمانی که در ایجاد هویت سازمانی نقش دارند ارائه شده است.همانطور که در شکل نیز مشاهده می شود توجه مثبت رسانه ها، شناسایی و وجهه بیرونی، رتبه بندی های صنعت و ارتباطات خارجی به عنوان مهمترین عوامل برون سازمانی و هیئت مدیره، تیم مدیران عالی، فعالیتهای مدیریت منابع انسانی، عملیات سازمان و ارتباطات داخلی به عنوان مهمترین عوامل درون سازمانی اثر گذار بر شکل گیری هویت سازمانی پیشنهاد شده اند که در ادامه به تشریح و توضیح هر یک از این عوامل می پردازیم :

شکل 2:عوامل درون سازمانی و برون سازمانی موثر بر شکل گیری هویت سازمان(Dhalla,2007:249)

عوامل خارجی :
به منظور ایجاد و ارتقاء ارزیابی های مثبت از سازمان، سازمانها علائم و نشانه ها را به صورت استراتژیک به مخاطبان سازمان، ذینفعان داخلی و خارجی ابلاغ و آنها را مدیریت می نمایند. این اطلاعات و اطلاعات بدست آمده از سایر منابع نظیر رسانه ها، ذینفعان سازمان را در شکل دادن به ادراک خود در مورد هویت سازمان یاری می نماید. .زمانی که عوامل خارجی به طور عام مخاطبان خارجی را هدف قرار می دهند، اعضای سازمان نیز به عنوان بخشی از مخاطبان سازمان که در هر دو گروه مخاطبان داخلی و خارجی سازمان جای می گیرند، قادرند تا به این علائم دسترسی داشته و به آنها توجه نمایند. در مقام ذینفعان خارجی ، اعضای سازمان از این علائم و نشانه ها به منظور تعبیر و تعدیل ادراک خود از هویت و تصویر سازمان بهره برداری می نمایند.

1- هویت سازمان و رسانه ها:
سازمانها اطلاعات مربوط به ویژگیها و فعالیتهای خود را از طریق رسانه ها مخابره می کنند.رسانه ها به طور فزاینده نقش مهمی را در رابطه با نحوه ارزیابی ذینفعان از سازمان ایفا می کنند و نقش آنها در زمینه تکمیل اطلاعات مربوط به استراتژیها و عملکرد سازمانها به طور مستمر رو به افزایش است. امروزه رسانه ها به عنوان ابزاری جهت رسیدگی دقیق و ارزیابی استراتژی ها،فرایندهای تصمیم گیری مدیران سازمان و مسئولیتهای اجتماعی سازمانها موردتوجه ذینفعان سازمان قرار دارند.آن دسته از فعالیتهای سازمان که همسو و موافق با هویت سازمانها باشند، مشروع و قابل پذیرش قلمداد شده و توجه مساعد رسانه ها را در پی خواهند داشت.در مقابل، فعالیتهایی که در جهت تقویت هویت سازمانی عمل ننمایند منجر به اعمال توجه منفی از سوی رسانه ها خواهند شد(Dhalla,2007:250).
اعمال توجه مثبت و مساعد از سوی رسانه به سازمان، منجر به ایجاد تصویری قوی و مناسب از سازمان شده و تصویر جذاب و مناسب سازمان نیز ادراک قوی و مستحکم اعضا از هویت سازمان به عنوان هویتی جذاب و مناسب را به دنبال خواهد داشت .از سوی دیگر سازمانها نیز قادرند بر توجهی که رسانه ها بر آنها اعمال می کنند اثر گذار باشند.مطالعات قبلی حاکی از آن است که رسانه را می توان تحت نفوذ درآورد و سازمانها ممکن است با اتخاذ یک استراتژی پیشرو و با استفاده از تعدادی از موضوعات برجسته مربوط به سازمان ،از طریق مبارزه رسانه ای سازمان خود را در سطح جامعه مطرح کنند .(Elsbatch and Bhattacharya,2001:3)
رسانه، چنانچه به طور صحیح و مناسب مدیریت و اداره شود می تواند تصویر سازمان را تقویت نموده و نتیجه اعمال چنین توجه مثبتی از سوی رسانه ها استحکام و قدرت در هویت سازمانی خواهد بود. اخذ بازخور مثبت و سازگار از سوی منابع خارج از سازمان نظیر کسب توجه مثبت رسانه ها به اقدامات و دستاوردهای سازمان، به ایجاد تصویر سازمانی مطلوب که خود به شکل دادن به هویت سازمانی قوی کمک می نماید، منجر خواهد شد. به علاوه اعمال چنین توجه مثبتی از جانب رسانه ها که منجر به تشخیص و حمایت ویژگیها و خصایص بارز و ممتاز سازمان گردد،ایجاد یک هویت سازمانی قوی را در پی خواهد داشت(Dhalla,2007:250).
2- هویت سازمان و وجهه بیرونی :
تحقیقات پیشنهاد می کنند که کسب پاداشهای منحصر به فرد در قبال موفقیتهای سازمان از افراد غیر وابسته به سازمان و متخصصان، از دید ذینفعان سازمان به عنوان یک موفقیت و دستاورد مهم که سازمان را در مقایسه با رقبای خود در موقعیت برتری قرار می دهد ، تلقی می شود .
جایگاه ، به موقعیتی که سازمان در آن قرار دارد و دست یافتن به آن مطلوب رقبای سازمان نیز هست اطلاق
می شود. پیروزی و موفقیت سازمان، عملکرد، فعالیتها ، تولیدات یا خدمات سازمان را تأیید کرده و ارزیابی مثبت ذینفعان از سازمان را در پی خواهد داشت .
کسب وجهه بیرونی از طریق بدست آوردن پاداشهای خارجی ، نشان دهنده قوت سازمان در مقایسه با سایر رقبا بوده و سازمان را در جایگاهی مناسب و مورد توجه عموم قرار خواهد داد . چنین شناسایی به عنوان اثبات موفقیت سازمان نگریسته شده و بنابراین هویت سازمان را قوت خواهد بخشید . به عنوان مثال، چنانچه هویت هسته ای و مرکزی سازمان مبتنی بر نوآوری باشد و سازمان پاداش و شناسایی را به دلیل نوآوری در تولید نوآوری در تولید محصول یا ارائه خدمات دریافت نماید ، چنین شناسایی هویت نوآوری را در سازمان تقویت خواهد نمود.اعضای سازمان این شناسایی خارجی به عمل آمده از سازمان را به عنوان یکی از ویژگیهای مرکزی و معتبر هویت سازمانی که در عضویت آن هستند خواهند نگریست.کسب پاداشهای بیشتر در زمینه هایی که برای سازمان ضرورری و مهم است ، اعتقاد اعضا به هویت سازمانی که در عضویت آن هستند را مستحکم تر خواهند نمود. سازمانها همچنین از پاداشها و وجهه بیرونی که کسب کرده اند به عنوان نشانه ها و علائمی جهت ایجاد و تعمیم هویت هسته ای خود در نظر مخاطبان داخلی و خارجی استفاده می نمایند(Dhalla,2007:251) .


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد

پروژه دانشجویی مقاله در مورد انواع کیفری حدود( تعداد حدود اسلامی ) تحت word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله در مورد انواع کیفری حدود( تعداد حدود اسلامی ) تحت word دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله در مورد انواع کیفری حدود( تعداد حدود اسلامی ) تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله در مورد انواع کیفری حدود( تعداد حدود اسلامی ) تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله در مورد انواع کیفری حدود( تعداد حدود اسلامی ) تحت word :

انواع کیفری حدود( تعداد حدود اسلامی )

1- مجازات مرگ به عنوان اجرای حد :
الف ) رجم ، مجازات زنای مرد محصن ( یعنی مردی که دارای همسر دائمی است ) و همچنین زنای زن محصنه ( زنی که دارای شوهر دائمی است ) رجم است . ( ماده 83 قانون مجازات اسلامی )
ب) قتل ، حد زنا با محارم سنبی ، زنا با زن پدر ، زنای مرد غیر مسلمان با زن مسلمان موجب قتل زانی است ، همچنین زنای با عنف و اکراه موجب قتل زانی اکراه کننده است .( ماده 82 قانون مجازات اسلامی )

حد لواط نیز قتل است . (ماده 111 قانون مجازات اسلامی )
حد محاربه و افساد حی الارض نیز می تواند قتل یا به دار آویختن باشد .
ج) مصلوب کردن یکی از انواع چهارگانه مجازات مفسد و محارب ، مصلوب کردن است .( ماده 195 قانون مجازات اسلامی )
د) در کلیه جرائم مستوجب حد اگر ارتکاب جرم تکرار یابد برای مرتبه سوم یا چهارم مجازات است .
2- مجازات قتل عضو به عنوان اجرای حد :
الف: سرقت موتوجب حد ، برای اینکه سرقت مستوجب حد باشد شرایط و خصوصیات متعددی لازم است که تحقق همه آنها بسیار نادرس است .( ماده 198 قانون مجازات اسلامی )
ب) حد محاربه و افساد فی الارض ، یکی از انواع چهارگانه حد محاربه و افساد فی الارض قطع دست راست و سپس پای چپ محارب است .

3- مجازات شلاق به عنوان اجرای حد :
الف) حد زنای زن یا مردی که واجد شرایط احصان نباشد صد تازیانه است . همچنین زنای زن محصنه با نا بالغ موجب حد تازیانه است .( تبصره ذیل ماده 83 قانون مجازات اسلامی )1
ب) حد مساحقه برای هر یک از طرفین صد تازیانه است .(ماده 129 قانون مجازات اسلامی )
ج) حد قرادی برای مرد هفتادو پنج تازیانه و تبعید از محل به مدت سه ماه تا یک سال و برای زن فقط هفتادوپنج تازیانه است .( ماده 138 قانون مجازات اسلامی ) 2

د ) حد قدف برای قدف کننده مرد یا زن هشتاد تازیانه است .( ماده 140 قانون مجازات اسلامی ) 3
ر) حد شرب مسکر برای مرد یا زن ، هشتاد تازیانه است .( ماده 174 قانون مجازات اسلامی )
تفاوت بین حد و قصاص :
قصاص و حد از چند جهت متفاوت هستند :
1- قصاص برپایه برابری کامل و مساوات میا جرم و مجازات قانون گذاری شده است . یعنی کشنده را به حکم قانون کشتن ، و جراحت زننده را مجرم کردن قصاص است .اما در جرم های موجب حد تعزیر، برابری کامل و هم جنس امکان ندارد . زیرا یک قانون نافع و سودمند به حال جامعه که می خواهد ریشه رذایل و مفاسد را بخشکاند ، نمی تواند در برابر دزدی ، دزدی را در برابر زنا ، زنا را به عنوان کیفر ؛ قانون گذاری کند .

2- حق در حدود حق الله است و جنبه اجتماعی دارد ، ولی حق قصاص یک حق شخصی است و براساس حق الناس و به طور مستقیم ، برای حمایت از مجنی علیه و ولی یا اولیایی او قانون گذاری شده است ، زیرا جنایت موجب قصاص مستقیما فرد و خانواده او را مورد سخت ترین و وحشتناکترین مصیبت ها قرار داده است .
3- در قصاص که حق آن برای مجنی علیه ، یا ولی او قانون گذاری شده است ، همواره اگر بخواهند می توانند از عفو و بخشش ، استفاده کنند . زیرا حق در اینجا در اختیار مجنی علیه ، یا ولی دم است که می تواند از آن بهرهمند شوند و حق خود را بخواهند و اجرای کیفر قصاص را از ولی فقیه و حاکم طلب کنند ویا به طور مشروطه یعنی به شرط آن که جانی دیه را بپذیرد او را مشمول عفو قرار دهند و یا به طور مطلق یعنی بدون شرط پرداخت دیه یا چیز دیگر او را ببخشد .
4- جرائمی که کیفر آن ها بر اساس حق الناس قانون گذاری شده است برای اقامه کیفر شکایات و مرافعه صاحب حق نزد حاکم شرع ، شرط است و اگر مطالبهنکند حاکم ،اقامه کیفر نخواهد کرد و این ،در حد سرقت و قذف و نیز در قصاص ،ثابت است .1

رابطه بین اجرای عدالت کیفری و مبانی نظام جزائی جامعه:
بررسی وضعیت و کیفیت عمل مجرمانه واقع شده از ناحیه مرتکب و تطبیق آن با مواد قانون جزا، به منظور ایجاد تعادل و توازنبین منافع فرد و جامعه است به سخن دیگر مفهوم عدالت کیفری وقتی محقق می شود که قاضی و دادگاههای کیفری بتوانند و قادر باشند که محدوده حقوق فردی و اجتماعی و اهداف و اندیشه ساکن قانون گذار که در متن مواد قانون جزا نهفته و پوشیده است به خوبی کشف و استنباط کنند یعنی با درک صحیح حد و مرز وضعیت مجرمانه و خصوصیت جسمی –

روانی مرتکب جرم و همچنین شرایط و اوضاع و احوالی که جرم در آن واقع شده است ، رابطه علت ومعلولی آن ها را به دقت سنجیده و ارزیابی نمایند تا مقصود قانون گذار را به صفحه شهود در آورند و سپس با چشمانی باز نصبت به تعیین مجازات قانونی متناسب برای مرتکب جرم به دادگری و صدور حکم مبادرت نمایند .

رسیدگی و صدور حکم عادلانه نه تنها موجب حفظ و حمایت از حقوق فردی و اجتماعی خواهد شد ، بلکه سبب آن می شود که هیچ کس برای جرمی که دیگری مرتکب آن شده است ، مجازات نشود به علاوه رعایت تناسب در رسیدگی به جرم و احقاق حق موجب می گردد ، هر گاه کسی در مقام دفاع از تن و جان خود نسبت به فرد مهاجم ، صدمه ای وارد کند اقدامات مدافعانه او تحت عنوان ( دفاع مشروع )

موحبه برای ارتکاب جرم شناخته می شود و مرتکب مبری از مسئولیت کیفری خواهد بود.1
نزول تدریجی احکام جزائی در قر آن :
آیات قر آن روایات اهل بیت علیهم اسلام و مشهور مفسرین برآن هستند که قرآن کریم ضمن آن که یک بار به صورت دفعی به رسول خدا (ص) نازل شد ، اما در مقام ابلاغو فعلیت و اجرا طی بیست و سه سال به مناسبت های مختلف و با توجه به شرایط و اوضاع و احوال گوناگون نزول یافت .
بررسی آیات مکی و مدنی نشان می دهد که احکام جزائی و سیاسی و اجتماعی اسلام پس از هجرت پیامبر و تشکیل حکومت توسط آن حضرت صادر شدند .2

منابع حقو ق جزای اسلامی :
1- قر آن ، مهمترین منبع حقوق جزا در شریعت اسلام است .
2- سنت : در لغت به معنی روش شیوه و آئین به کار رفته است .
در مذهب شیعه گفتار و کردار و تقدیر معصوم (پیامبرو دوازده امام) را در امور شرعی سنت می دانند، ولی در مذاهب چهارگانه عامه (حنفی ، حنبلی ، مالکی و شافعی ) روش پیامبران اسلام که از اقوام حنبلی ، افعال و تقدیرات ایشان بدست آمده و در مقام تشریع حکمی می باشد ، سنت نامیده می شود.

3- اجماع: اتفاق نظر صاحب نظران مسائل حقوق اسلامی در یک مسئله در عصری پس از وفات پیغمبر اسلام (ص) اجماع نامیده می شود .
4- عقل : در مذهب امامیه (عقل ) یا(ادلله عقلیه ) منبع چهارم حقوق اسلام را تشکیل داده و ارزش قانون را دارد و آن عبارت است از : حکم عقل که به وسیله آن احکام متزع ، استخراج و استنباط می گردد .

5- قیاس : الحاق موضوعی که برحکم آن ، به موضوع منصوص الحکم ، به جهت اشتراک در علت لض قانونی وارد نشده است .
بنابراین هر گاه حکم موضوعی درقانون معلوم باشد علت آن حکم نیز مشخص باشد ، می توان همان حکم را برای موضوعاتی دیگر که حکمش را قانون بیان نکرده است ، در صورت وجود اشتراک در علت سرایت دهد .

6- استحسان : علاوه بر منابع مذکور مالکیه و حنفیه از مذاهب عامه ، قانل به منابع حقوقی دیگری به نام استحسان می باشند . استحسان عبارت است از : استنباط و استخراج حکم مساله ای در صورت فقدان متون قانونی ف از طریق توسل به فکر و تعقل قاضی یا فقیه .
7- مصلحت مرسله : به طور کلی اساس شریعت اسلام در رعایت مصالح و مفاسد است .مصلحت مرسله یعنی چیزی که به مصلحت عموم است ، لیکن شارع مقدس نسبت به آن سکوت کرده است و رعایت آن را مورد توجه قرار نداده است .

مانند : سکه زدن ، زندان ساختن و نظیر اینها .
در مصالح مرسله ، شرط است .1- با اهداف شارع سازگار باشد 2- معقول باشد 3 – حرج و مشقتی را که از لحاظ دینی از بین بردن آن لازم است برطرف سازد .1
چند قاعده کلی در باب حدود :

1- قاعده تفسیر قوانین جزای وضعی :
در حقوق جزای وضعی آمده است که ، تفسیر قوانین کیفری بر دو نوع است .
1- تفسیر محدود
2- تفسیر موسع
الف) قاعده تفسیر محدود :
یکی از فروع اصل قانونی بودن جرمف این است که قوانین جزائی را به طور محدود می توان تفسیر کرد و به طور نامحدود (موسع) نمی توان تفسیر کرد .


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد

پروژه دانشجویی تحقیق زندگی عشایری تحت word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی تحقیق زندگی عشایری تحت word دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی تحقیق زندگی عشایری تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی تحقیق زندگی عشایری تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی تحقیق زندگی عشایری تحت word :

زندگی عشایری
مقدمه :
با توجه به اینکه عشایر سومین جامعه بعد از جامعه ی شهری و روستایی در کشور حسوب می شوند و به علت کم توجهی به این قشر و نحوه زندگی و مسائل و مشکلات این دسته لازم دیدم که بحثی در این زمینه با کمک شما دوستان داشته باشیم تا بیشتر مسائل مربوط به این قشر را برسی و تحلیل کنیم و با کمک شما دوستان راه حل هایی برای حل این مشکلات پیدا کنیم.
1- دلیل گرایش این افراد به انتخاب این شیوه از زندگیچیست؟
2- عمده مشکلات این قشر از جامعه چه می باشد؟
3- نیازهای جامعه ی عشایر چیست؟
4- وظایف دولتها در قبال این جامعه چه می باشد؟

5- راه حل هایی که می تواند در حل مسائل و مشکلات این جامعه کارآمد باشد چیست؟
شیوه ی زندگی عشایر کوچ نشینی است. یکی از انگیزه های انسان رفع گرسنگی و یافتن خوراک است که می تواند گرایش اصلی و اولیه عشایر برای انتخاب این توع از زندگی باشد.
جامعه ی عشایری جامعه مستقلی است که علت وجودی آن اقتصاد غالب دامداری سنتی است. در جامعه ی عشایر بخش عظیمی از آداب و رسوم، باورها و فرهنگ حول محور دام دور می زند. از این رو فرهنگ عشایری با فرهنگ روستایی تفاوت ریشه ای و ساختاری دارد.

کشور ایران بنابر موقعیت جغرافیایی خاص خود بویژه در سمت شمال و شمال شرقی که مدخل ورود اقوام کوچ نشین می باشد از ابتدا این پدیده را تجربه کرده است و یکی از مناطق کوچ نشین در جهان محسوب می شود. علاوه بر موقعیت جغرافیایی ایران باید به موقعیت نسبی آن، یعنی مجاورت با آسیای مرکزی، عربستان و هند که خود در پیدایش زندگی کوچ نشینی موثرند اشاره کرد. اهمیت موضوع فقط در پیدایش شکل خاصی از معیشت انسانها نیست، بلکه پیدایش نمادهای فرهنگی کوچ نشینی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو فرهنگ کشور تا حدود بسیاری تحت تاثیر مجموعه ای از عملکرد فرهنگهای عشایری منطقه است.

بسیار واضح است که عشایر بعلت ضعف اقتصادی ناچار به انتخاب این شیوه از زندگی شدند در غیر از این صورت هیچ کس زندگی راحت و بی دغدغه را به این شیوه از زندگی پر دردسر و پر خطر ترجیج نمی دهد. اما شایان ذکر است که این افراد از بین چند انتخاب این شیوه را برگزیدند. چرا این افراد حاشیه نشین نشدند؟ چون احساس کردند که با این شیوه از زندگی بهتر می توانند وفق پیدا کنند. برخلاف نظر عده ای که فکر می کنند این شیوه زندگی راحت و بی دغدغه است باید گفت یکی از پرکارترین، پر خطرترین و ناامنترین شیوه های زندگیست.

اگر قرار باشد این همه جمعیت عشایری را یک جا نشین کنند و امکانات لازم برای یک زندگی را در اختیارشان بگذارند شاید خیلی دور از انتظار و ناممکن باشد. هر چند که بخشی از عشایر ما که در اطراف روستاها به اصطلاح یکجانشین شده اند مشکلات بسیاری دارند. چرا که روستاها این جمعیت را در خود نپذیرفته اند. در بخشی از گزارشهایی که از جمعیت عشایر کشور گرفته شده بود از کمبود امکانات از قبیل نبود آب کافی برای تولید علوفه، نبود سوخت مورد نیاز، نبود بهداشت،

نبود آموزش بسیار ناراضی بودند. در مواردی اظهار داشتند که اگر ما آب لازم را دراختیار داشته باشیم نیازی نیست علوفه برای تغذیه دام را به قیمت بالا خریداری کنیم. آنها حتی اب لازم را برای بهداشت ندارند که در مواردی اشاره کردند که ما آب لازم برای نظافت نداریم که گاهی هفته ها منتظر آب برای نظافت هستیم.

برخی از آنها می گفتند دلالان دام زنده را به قیمت خیلی نازل از ما می خرند اگر ما پشتوانه ای برای فروش دام داشته باشیم دامها را با قیمت نازل در اختیار دلالان قرار نمی دهیم. یا در مورد سوخت میگفتند اینجا از نفت خبری نیست بعد به ما می گویند به مراتع آسیب نرسانید. اما ما برای گرم کردن خود مجبوریم از پوشش گیاهی دشت استفاده کنیم

. و در پایان گفتند که ما افراد توانایی هستیم، اهل کاریم و در مقابل مشکلات ایستادگی می کنیم اما متأسفانه هیچ امکاناتی وجود ندارد. خوب حالا که امکان یکجا نشین کردن این عشایر در زمان کوتاه و بطور جمعی امکان پذیر نیست پس چرا نباید امکانات جهت زندگی بهتر برای آنها فراهم گردد؟؟

مزیتهای زندگی عشایری
عشایر بعنوان جامعه سوم ، زندگیشان دائماً با طبیعت و عوامل طبییعی عجین و لاینفک است ، بطوریکه عوامل طبیعی بیشترین تأثیر را بصورت مستقیم بر زندگی آنان دارد ، بدین ترتیب زندگی آنان دارای مزیتهای ذیل می‌باشد .
1-خودکفایی و عدم وابستگی نسبت به جوامع روستایی و شهری
2-ساده زیستی و عدم تجملات
3-پایبندی به آداب و سنن و روابط قومی

4-داشتن زندگی مبتنی بر دامداری و کشاورزی
5-پایبندی به حفظ شرف ، دین و میهن
مسائل ومشکلات ونیازهای عشایر:
1-مسائل و مشکلات مربوط به مراتع
2-مسائل و مشکلات زمان و نحوه کوچ
3-مسائل و مشکلات و موانع دامداری و دامپروری
4-مسائل و مشکلات امور آموزشی و فرهنگی

5-مسائل و مشکلات و نیازمندیهای رفاهی و اجتماعی
6-اجرای طرح تسلیح و استرداد اسلحه‌های توقیفی عشایر و تامین امنیت آنان
7-تشکیل شوراهای اسلامی عشایر
8-جبران خسارات سیل ، آتش سوزی و بلایای طبیعی توسط دولت
9-تأمین آب شرب و کشاورزی
10- توسعه فعالیتها ، تولیدات و ایجاد فرصتهای شغلی
11- اجازه کشت محصولات کشاورزی و علوفه‌ای با تأکید بر تبدیل اراضی مرتعی
12- تامین به موقع علوفه مورد نیاز دام عشایر از طریق شرکتهای تعاونی عشایر و پشتیبانی امور دام

13- تامین مایحتاج و ارزاق غیر قابل دسترسی عشایر از طریق شرکتهای تعاونی عشایری
اثرات خشکسالی :
1-تخریب مراتع ، جنگلها و باغات
2-ضرر و زیان عشایر
3-ایجاد بیکاری و کمبود درآمد خانوارها
4- صدمات اجتماعی بر خانوارها
5-ایجاد شغلهای کاذب در سطح شهرها
6-کاهش راندمان تولید

فعالیتهای شاخص :
فعالیت عمده عشایر بر پایه دامداری و دامپروری است که در جوار آن از فعالیتهای کشاورزی و باغداری و همچنین صنایع دستی نیز بهره می‌گیرند که البته دامداری و دامپروری بعنوان فعالیت شاخص بخصوص با توجه به تولیدات و فرآورده‌های دامی و زراعت و باغداری و گاهاً صنایع دستی بعنوان فعالیتهای مکمل در زندگی عشایر نقش دارند .
توصیه‌های استانی :
1-افزایش و تفکیک اعتبارات تسهیلاتی جهت ایجاد اشتغال برای عشایر
2- تامین سوخت فسیلی عشایر

3-بیمه خدمات درمانی تمامی خانواده های عشایر
4-بیمه دام و محصولات کشاورزی عشایر
5-خرید تضمینی دام و محصولات دامی و لبنی عشایر
6- رفع مشکلات تردد عشایر


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد

پروژه دانشجویی تحقیق در مورد BSD تحت word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی تحقیق در مورد BSD تحت word دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی تحقیق در مورد BSD تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی تحقیق در مورد BSD تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی تحقیق در مورد BSD تحت word :

BSD, Windows, Linux سیستم های مدیریت حافظه

مقایسه سیستم های مدیریت حافظه
BSD, Windows, Linux
چکیده:
در این قسمت می خواهیم سیستم مدیریت حافظه یک سیستم عامل را مورد بررسی و کاوش قرار دهیم. ما ابتدا با یک نگاه جامع به سیستمهای مدیریت حافظه که به اختصار به آنها MM نیز میگویند میپردازیم و بعد سیستم های مدیریت حافظه را در سیستم عامل های واقعی Linux 2.4 ، Windows 2000 و BSD 4.4 با هم مقایسه می کنیم.

فهرست عناوین

مقدمه 4
سیستم های مدیریت حافظه 4
حافظه مجازی 5
صفحه بندی 5
مقایسه 7
ساختمانهای داده ای برای تشریح فضای پروسس 9
44 BSD 9
Windows 11
Linux 12
توزیع فضای آدرس پروسس 12
جابجایی صفحات 13
44 BSD 13
Windows 15
Linux 18
پیشنهادات و نتایج 19

1- مقدمه:
در این مقاله زیر سیستم های مدیریت حافظه این سیستم عامل ها را با هم مقایسه می کنیم Linux 2.4 ، Windows 2000 و BSD 4.4 . BSD 4.4 به این دلیل انتخاب شد که نماینده نسخه های مختلف Unix است که بسیاری از اصول و پایه های مهم طراحی یک سیستم عامل را داراست و امروزه بسیاری از سیستم های عامل مانند: FreeBSD، NetBSD و OpenBSD بر مبنای آن ساخته شده اند. از همه مهمتر، Unix به صورت عالی مستند شده است و کتاب های بسیاری در مورد آن نوشته شده اند. Windows 2000 انتخاب شده است، چون یک سیستم عامل عامه پسند است و برای کامپیوتر های شخصی و افراد مبتدی، بسیار کارا است و حالا هم به شکل یک سیستم عامل کاملا بالغ در آمده است.
Linux 2.4 را به این دلیل انتخاب کردیم که هر روز هوا داران بیشتری پیدا می کند و به نظر می رسد که جایگاه مهمی را در آینده پیدا خواهد کرد. ما خیلی مایل به خصوصیات و کارآیی های این سیستم عامل عا نیستیم و در عوض می خواهیم در این مقاله به نحوه طراحی و معماری داخلی این سیستم عامل ها نگاهی بیاندازیم:

2- سیستم های مدیریت حافظه:
ما سیستم های مدیریت حافظه را به اختصار، MM می گوییم. MM ها بخش خیلی مهمی از هسته سیستم عامل خستند. کار اصلی آنها مدیریت سلسله مراتب حافظه اصلی یا RAM و دیسک های سخت موجود بر روی ماشین می باشد.
کار های مهم آن شامل: تخصیص حافظه و ازاد سازی آن برای پروسس هایی است که از راهکار ها و پیاده سازی حافظه مجازی (یا Virtual Memory) استفاده می کنندکه با استفاده از دیسک سخت به عنوان حافظه اصلی اضافه کار می کند.
سیستم حافظه باید تا آنجایی که امکان دارد بهینه شود، زیرا که کارآیی آن به شکل فزاینده ای به کارآیی کل سیستم و سرعت آن بستگی دارد.

2-1- حافظه مجازی:
ایده مهم در رابطه با سیستم های MM ، حافظه مجازی است. در گذشته در روز های اولیه کامپیوتر، محققان نیاز روزافزون به حافظه را برای برنامه کاربردی احساس می کردند. بنا بر این ایده حافظه مجازی به وقوع پیوست. ایده این است که به یک برنامه به دروغ بگوییم که مقادیر زیادی حافظه برای استفاده آن موجود است. هسته یک چنین راهکاری را با استفاده از حافظه ثانویه دیسک سخت به وجود می آورد تا احتیاج به فضای اضافی حافظه را پاسخ گوید. برای اینکه سیستم مدیریت حافظه مجازی کار کند، ما احتیاج به یک سری توابع نگاشتی داریم که عمل ترجمه آدرس ها را به عهده می گیرد و آدرس مجازی را به آدرس فیزیکی واقعی تبدیل می کند. آدرس مجازی آن آدرسی است که برنامه از آن استفاده می کند تا به یک نقطه از حافظه اشاره کند و آدرس فیزیکی، دقیقا آدرس همان نقطه ای از حافظه است که برای باس محلی حافظه قرار داده می شود. این تابع عموما یکی از توابع صفحه بندی یا سگمنت بندی یا هر دوی آنها است که وابسته به هسته سیستم عامل، معماری پردازنده و حالت های آن دارد.

2-2- صفحه بندی:
در صفحه بندی، فضای آدرس (چه به شکل مجازی و چه واقعی) به صفحات ثابتی که البته می تواند دارای چندین سایز مختلف باشد، تقسیم بندی می شود. صفحات به صورت جداگانه می توانند به دست گرفته شوند و در مکان های مختلفی در حافظه اصلی یا دیسک سخت قرار داده شوند.

ترجمه آدرس عملا توسط بخش مدیریت حافظه یا MMU انجام میگیرد. با استفاده از یک جدول صفحه در شکل 1 نشان داده شده است. جداول صفحه ارتباط بین صفحات مجازی و صفحات فیزیکی را مشخص میکنند. به عنوان مثال کدام صفحه مجازی هم اکنون کدام صفحه فیزیکی را اشغال کرده است.
MMU آدرس حافظه مجازی را به آدرس حافظه فیزیکی تبدیل میکند که شامل شماره Page Frame است و یک آفست در آن صفحه است. حفاظت میتواند به صورت صفحه به صفحه اعمال شود.
از آنجاییکه فضای آدرس مجازی نسبت به حافظه فیزیکی عظیم است ما باید از دیسک سخت برای ذخیره صفحات که در حافظه فیزیکی نمی توانند ذخیره شوند استفاده کنیم. در ارتباط با هر صفحه مجازی در جدول صفحه یک بیت وجود دارد که مشخص میکند که صفحه در حافظه فیزیکی وجود دارد یا خیر. اگر صفحه در حافظه فیزیکی موجود نباشد سخت افزار یک پیغام خطای صفحه تولید میکند و این حالت استثنا در نرم افزار کنترل شده و صفحه مورد نیاز را از روی هارد دیسک به حافظه فیزیکی منتقل میکند یا اگر غیر قابل قبول باشد یک پیغام خطا تولید میشود.
کافمن و دنینگ ویژگیهای سیستمهای صفحه بندی را به سه سیاست مهم تقسیم بندی و معین کرده اند:

1 وقتی سیستم صفحات را به حافظه اصلی بار میکند سیاست واکشی اجرا میشود.
2 جایی که سیستم صفحات را در داخل حافظه قرار میدهد سیاست جایگذاری اعمال میشود.
3 روشی را که به کمک آن سیستم صفحاتی را که باید از حافظه برداشته شوند انتخاب میکند وقتی که صفحات برای تقاضای جایگذاری موجود نبودند سیاست جایگذاری جابجایی اجرا میگردد.

سیاست جایگذاری فقط برای بهینه ساختن رفتار های معینی اهمیت دارد. بنابراین به صورت عملی رفتار یک سیستم صفحه بندی فقط وابسته به سیا ستهای واکشی و جایگذاری دارد. در اکثر سیستمهای مدرن برای سیاست واکشی یک سیستم صفحه بندی خاصی استفاده میگردد که در آن سیستم فقط وقتی که صفحه ای مورد نیاز باشد آنرا به حافظه بار میکند ولی به هر حال گاهی اوقات بعضی از صفحات که انتظار میرود مورد نیاز شوند را نیز از قبل صفحه بندی و جایگذاری می نماید. در ارتباط با سیاست جایگذاری صفحه الگوریتمهای زیادی در طول سالها اخته شده اند. مقایسه کارکرد الگوریتم های جایگذاری صفحات در مقالات بسیاری آمده است.

3- مقایسه:
حال میخواهیم بر روی سیستم های مدیریت حافظه در Linux 2.4 ، Windows 2000 و BSD 4.4 متمرکز شویم. سیستم حافظه مجازی در BSD 4.4 مبتنی بر کد حافظه مجازی Mach 2.0,2.5,3.0 است. Windows2000 جزو سری طولانی سیستم عامل ها از زمان MS-DOS ساخته شده است.
Linux 2.4 به وسیله هکرها ساخته شد که در اصل توسط Linux Torvalds ساخته شده است.
علاوه بر منابعی که در جاهای گوناگون برای این سیستم عاملها وجود دارد اطلاعات بیشتری را میتوانید در مورد این موضوع از لینکهای 18و17 و21 در انتهای مقاله بدست آورید.
به جای آنکه سیستمهای مدیریت حافظه را برای تک تک این سیستمها به صورت جزئی توضیح دهیم که یک کار بس طولانی خواهد بود ما در اینجا بعضی از نقاط بارز آنها را با هم مقایسه میکنیم.
هر سه سیستم دارای سیستم مدیریت حافظه مدرنی هستند و دارای نکات مشترک زیادی میباشند. ساختارهای دادهای آنها خیلی به هم شبیه اندو خصوصیات هر یک نیز به یکدیگر شباهت زیادی دارد. بعضی از شباهتهای آنها نیز در زیر آورده شده است:
2 لایه انتزاعی سخت افزار: تمام این سیستم عاملها دارای لایه ای هستند که به آن Hardware Abstraction Layer یا HAL میگویند که کارهای وابسته به سیستم را انجام میدهد و بنابراین به بقیه هسته اجازه میدهد که به شکل مستقل از زیربنای سخت افزار کد شود. این شیوه، انتقال سیستم عامل را به دیگر ساختارهای سخت افزاری ممکن میسازد.
3 کپی در حال نوشتن: وقتی که یک صفحه باید به اشتراک گذاشته شود، سیستم فقط از یک صفحه با هر دو پروسس استفاده میکند که از همان کپی صفحه به صورت اشتراکی استفاده میکنند. بهر حال وقتیکه یک پروسس یک عمل نوشتن بر روی یک صفحه انجام میدهد یک کپی خصوصی برای آن پروسس ساخته میشود که بعدا میتواند به صورت انفرادی از آن استفاده کند. این کار راندمان بسیار بهتری را به دست میدهد.
4 صفحه بندی سایه ای: یک شی سایه برای شی اصلی ساخته میشود به طوریکه شی سایه ای بعضی از صفحات خود را به صورت تغییر یافته از صفحات شی اصلی داراست. اما بقیه صفحات را با شی اصلی به اشتراک میگذارد و آنها با عمل کپی به هنگام نوشتن شکل میگیرند.
5 یک شبه پشت صحنه: یک شبه پشت صحنه وجود دارد که به صورت متناوبصدا زده میشود و کارهایی را مانند خالی کردن (Flushing) و آزاد سازی حافظه بلا استفاده را انجم میدهد.
6 فایلهای قرار داده شده در حافظه: یک فایل میتواند بر روی حافظه قرار داده شود که بعدا میتواند با دستورات ساده خواندن و نوشتن اسنفاده شود.
7 ارتباطات بین پروسسی: فایلهای قرار داده شده بر روی حافظه بعدا اجازه داده میشوند که بین پروسسها به اشتراک گذاشته شوند که یک شیوه را برای ارتباطات بین پرو سس ها فراهم می آورد.
در بخش زیر ما این سیستم ها را از نظر ویژگیهای خاص آنها با هم مقایسه میکنیم.

3-1- ساختما نهای داده ای برای تشریح فضای پروسس:
حال ما به مطالعه ساختمان داده هایی که سیستمها برای نگه داری و ذخیره رد حافظه مجازی استفاده میکنند میپردازیم:

3-1-1-BSD 4.4:
در BSD 4.4 ساختمان داده ها در شکل 2 نشان داده شده اند. از آنجاییکه هر پروسس اساسا دارای فضای آدرس مجازی مسطح خود است این ساختار برای هر پروسس تکرار میشود..
ساختار های اساسی عبارتند از :
1 Vm_map_entry
2 Vm_map
3 Vm_space
4 Vm_page
5 Shadow object
6 Object

شکل2) ساختارهای داده ای برای مدیریت حافظه مجازی پروسس

Vm_pMap یک لایه وابسته به سخت افزار است و وظیفه انجام مدیریت حافظه را در پایین ترین سطح خود به عهده دارد و عموما شیوه های مختلفی را که پروسسور های گوناگون برای برنامه نویسی حافظه مجازی دارند را پشتیبانی میکند و کد وابسته به سخت افزار را فق در یک موجول قرار میدهد و موجب میشود که بقیه کد مربوط به حافظه مجازی مستقل از سخت افزار باشد. این کار منجر به یک طراحی پیمانه ا ی و موجولار میشود و انتقال کد به معماریهای گوناگون را به نسبت آسانتر و سریعتر میکند.
ساختار vm_map دارای یک اشاره گر به vm_pmap و یک زنجیره vm_pMap_entry است.
یک vm_map_entry برای هر ناحیه همسا یگی از حافظه مجازی استفاده میشود که دارای همان حقوق حفاظت و وراثت است. سپس به زنجیره ای از اشیا vm_object اشاره میکند. آخرین چیز در لیست شی واقعی است مثل فایل و دیگری سایه شی ها هستند.
سایه شی ها در شاخه دیگری از کار مقیسه ما بحث خواهند شد. شی دارای یک اشاره گر به یک لیست از اشیا vm_page است که نشان دهنده صفحات حافظه فیزیکی واقعی هستند. این صفحات در حافظه اصلی به عنوان حافظه نهان از دیسک سخت شناخته میشوند که یکی از مفاهیم حافظه مجازی است.
همچنین Vm_object دارای اشاره گر هایی به توابعی است که اعمالی را بر روی آن انجام میدهند.

3-1-2-Windows:
ساختارهای دادهای که در WinodwsNT هستند در شکل 3 نشان داده شده اند.

ساختار های داده ای Windows NT برای مدیریت حافظه مجازی پروسس

به جای یک لیست پیوندی Windows NT آنرا به شکل یک درخت نگه داری میکند. هر نود این درخت شناسه آدرس مجازی یا Virtual address Descriptor یا VAD نامیده میشود. هر VAD نشانگر یک بازه از آدرسهاست که دارای پارامتر های حفاظتی یکسانی هستند و اطلاعات وضعیت را نگه داری میکنند. این درخت همچنین متعادل سازی شده است به این معنی که عمق آن همیشه به میزان حداقل نگه داری میشود و این موضوع این مطلب را میرساند که زمان جستجو یعنی مدت زمان که طول میکشد تا یک نود شامل یک آدرس را پیدا کنیم به صورت نسبی کم خواهد بود.
VAD هر نود درخت را به صورت یکی از مقادیر حالت نگه داری، آزاد یا رزرو شده علامت میزند.
نگه دارها آنهایی هستند که مورد استفاده قرار گرفته اند. به عنوان مثال دیتا یا کد بر روی آنها ریخته شده است.
آنهائیکه مارک آزاد خورده اند هنوز مورد استفاده قرار نگرفته اند و آنهاییکه رزرو خورده اند آنهایی هستند که قابل دسترس برای استفاده و نگاشتن نیستند تا زمانیکه حالت رزرو شده از روی آنها برداشته شود.
رزرواسیون در مواقع بخصوصی مورد استفاده قرار میگیرد به عنوان مثال یک نود میتواند برای پشته یک Thread هنگام ساخته شدن آن رزرو شود. پیوند به ریشه درخت در PCB یا Process control Block نگهداری میشود.

3-1-3- Linux:
لینوکس ساختار داده های حافظه مجازی را به شکل مشابهی با unix پیاده سازی میکند. آن یک لیست پیوندی از vm_area_structs نگه داری مینماید. اینها ساختارهایی هستند که مناطق پیوسته ای از حافظه را نمایش میدهند که دارای پارامتر های حفاظتی یکسانی میباشند. این لیست هر گاه یک صفحه شامل مکان بخصوصی باشد که باید یافت شود مورد جستجو قرار میگیرد. این ساختار همچنین بازه آدرسهایی را که به آنها نگاشته میشود و مود حفاظتی در حافظه قرار دارد (غیر قابل صفحه بندی) و سمتی را که در حافظه رشد میکند (بالا یا پایین) را ضبط میکند. همچنین خصوصی یا عمومی بودن منطقه را نیز ضبط میکند. اگر تعداد عناصر وارد شده در آن از یک عدد بخصوصی مثلا 32 بیشتر شود آنگاه لیست پیوندی به یک درخت تبدیل می شود. این شیوه بسیار خوبی است که از بهترین ساختار در بهترین شرایط استفاده میکند.

3-2- توزیع فضای آدرس پروسس:
هر سه سیستم فضای آدرس مجازی پروسس را به یک شکل توزیع میکنند. فضاهای بالاتر به وسیله مورد استفاده قرار میگیرد و پروسس میتواند بخش پایین تر را استفاده کند. فضای متعلق به بخش هسته تمام پروسسها معمولا به یک کد آدرس هسته اشاره میکند. بنابراین هنگامیکه یک پروسس سوئیچ میکند ما باید که مقادیر جدول صفحه بخش پائینی را جابجا کنیم در حالیکه بخش بالایی به همان صورت باقی میماند. در لینوکس و BSD معمولا 3 گیگا بایت برای پروسس و 1 گیگا بایت برای هسته داده میشود در حالیکه در Windows2000 به هر کدام 2 گیگا بایت میدهیم.

3-3- جابجایی صفحات:
جابجایی صفحات بخش مهم هر سیستم مدیریت حافظه ای میبا شد. اساسا جابجایی صفحات مشخص میکند که هنگامی که به فضای آزاد بیشتری در حافظه نیاز داشتیم کدام صفحه به خارج یعنی خارج از حافظه منتقل شود.
الگوریتم ایده آل جابجایی صفحات این است که آن صفحه ای را که دیر تر از همه دوباره ممکن است نیاز شود را برداریم. با انجام این کار موجب میشویم که حداقل تعداد خطاهای صفحه رخ دهد و بنابراین حداقل زمان در جابجایی صفحات بین حافظه اصلی و ثانویه به وجود می آید. در عوض کارایی و بازدهی سیستم بالا می رود. اما از آنجاییکه امکان ندارد که بفهمیم کدام صفحات در آینده مورد نیاز میشوند، الگوریتم جابجایی صفحه ایده ال غیر ممکن است که پیاده سازی شود.
حال بگذارید که ببینیم چگونه هر کدام از سیستمها برای جابجایی صفحات کار میکنند.

3-3-1-:BSD 4.4
این سیستم از صفحه بندی صفحات مورد نیاز (با مقداری پیش صفحه بندی)برای سیاست واکشی خود استفاده میکند و یک الگوریتم تقریبی حداقل استفاده اخیر سراسری دارد که به آن از این به بعد LRUکه مخفف Approximate Least Recently used است. صفحه بندی بر حسب تقاضا به این معنی است که آنها فقط وقتی که مورد نیاز باشند به حافظه آورده میشوند. برای خارج کردن صفحات سیستم با یک الگوریتم جابجایی سراسری کار میکند. سراسری به این معنی است که سیستم صفحه ای را که باید خارج شود بدون در نظر گرفتن پروسسی که از آن اسفاده میکند انتخاب میکند و این به این معناست که صفحات تمام پروسسها یکسان در نظر گرفته می شوند و پارامتر های دیگری برای انتخاب بکار میرود. سیستم حافظه اصلی را به 4 بخش تقسیم میکند:
1) Wired: این صفحات قفل شده اند و قابل جابجایی و خارج کردن از حافظه نمی باشند. این صفحات معمولا به وسیله هسته استفاده میشوند.
2) Active: صفحاتی که به نظر میرسند به صورت فعالی مورد استفاده قرار میگیرند در این لیست قرار داده میشوند.
3) Inactive: این صفحات غیرفعال که دارای محتوای شناخته شده هستند ولی برای مدت زمانی مورد استفاده نبوده اند.
4) Free:صفحاتی که دارای محتوای شناخته شدهای نیستندو بنابراین بلافاصله مورد استفاده قرار میگیرند.
یک شبه صفحه برای نگهداری مقداری از حافظه آزاد در سیستم استفاده می شود. شبه صفحه پروسسی است که اول از همه در مود هسته آغاز به کار میکند و تا زمانیکه کامپیوتر خاموش شود باقی میماند.

هدف شبه صفحه این است که یک مقدار حداقلی(معمولا 5% از حافظه) را از صفحات در لیست آزاد نگه داری کند. که این مقدار در free_min نگهداری میشود. متغیر دیگری بنام Free_target وجود دارد که معمولا 7% از حافظه است. هر وقت که به مقدار free_target برسیم شبه کارش را متوقف میکند.
همچنین باید مقدار صفحات غیر فعال را نگه داری کنیم که حداقل آن (که معمولا 33 % از حافظه است ) در inactive_target نگه داری میشود. ولیکن مقدار آن با گذشت زمان به صورت اتوماتیک توسط سیستم تنظیم میشود. بنابراین هرگاه که میزان حافظه آزاد به زیر free_min برسد شبح فراخوانی میشود. شبح شروع به اسکن لیست غیرفعال از قدیمیترین به جدیدترین میکند و کار های زیر را برای هر صفحه انجام میدهد:
1 اگر صفحه پاک و غیر ارجاع باشد به لیست آزاد ببر.

2 اگر به توسط یک پروسس فعال اشاره شده باشد آنرا از لیست غیر فعال به لیست فعال منتقل کن.
3 اگر صفحه کثیف باشد و در حال حاضر در swap file نوشته شده باشد فعلا از آن عبور کن.
4 اگر صفحه کثیف نیست و به صورت فعال استفاده نمیشود پس آنرا روی دیسک برگردان.

بعد از اسکن کردن شبح چک میکند که لیست غیر فعال کوچکتر از مقدار inactive_target باشد. سپس شروع به اسکن لیست فعال میکند تا بعضی از صفحات را به لیست غیر فعال برگرداند.

همچنین در BSD یک ایده جابجایی Swapping وجود دارد. وقتی که نتواند با خطاهای صفحه همراهی کند حتی وقتی که کار ها ی خود را انجام میدهد یا اگر پروسسی برای بیش از 20 ثانیه غیر فعال بماند شبح خروج از حافظه به حالت swappingمیرود. در مود swapping آن پروسسی که برای بیشترین زمان اجرا شده است گرفته شده وبه طور کامل به داخل دیسک سخت منتقل میشود.

3-3-2- Windows:

سیستمی که توسط ویندوز برای این کار مورد استفاده قرار میگیرد بسیار بغرنج و پیچیده است. ویندوز از شیوه صفحه بندی مورد نیاز کلاستر شده Clustered Demand Paging برای واکشی صفحات و از الگوریتم ساعت برای جابجایی صفحات استفاده میکند. در روش Clustered Demand Paging صفحات فقط وقتی که مورد نیاز باشند به حافظه آورده می شوند. همچنین به جای آوردن یکی ویندوز معمولا یک کلاستر از آنها را که شامل 1 تا 8 صفحه است را می آورد که بستگی به وضعیت فعلی سیستم دارد. هسته 5 نوع خطای صفحه دریافت میکند.:

1) صفحه ای که به آن رجوع میشود در حافظه قرار نگرفته است.

2) یک اخطار حفاظتی اتفاق میافتد.
3) یک صفحه اشتراکی نوشته شده است.
4) پشته نیاز به رشد دارد.
5) صفحه ارجاع شده در حافظه آمده است ولی در حال حاضر در حافظه کامل نگاشته نشده است.

دو خطای اول جبران ناپذیرند و قابل درست شدن نمیباشند. سومی نشانگر یک تلاش برای نوشتن بر روی یک صفحه فقط خواندنی را نشان میدهد. آن صفحه را یک جای دیگر کپی کن و از صفحه جدید برای خواندن و نوشتن استفاده کن و در این روش کپی به هنگام نوشتتن کار میکند. خطای 4 با پیدا کردن یک صفحه اضافی پاسخ داده میشود.
مهمترین مساله راجع به سیستم های صفحه بندی ویندوز این است که به صورت سنگینی از ایده working_set استفاده میکند. Working_set مقدار فضای حافظه ای تعریف میشود که به یک پروسس داده شده است. بنابراین working_set شامل صفحاتی از خود است که در حافظه اصلی موجودند. سایزworking_set یک مقدار ثابت نیست بنابراین مضراتی که بوسیله استفاده از آنها میاید کمتر میشود.
الگوریتم ساعت که توسط ویندوز استفاده میشود به صورت محلی عمل میکند وقتی که یک خطای صفحه رخ میدهد و working_set پروسس خطا کننده کمتر مقدار آستانه حداقل است آنگاه آن صفحه به Working_set اضافه میشود. از طرف دیگر اگر working set اگر از یک مقدار آستانه دیگری بالاتر باشد آنگاه آن از اندازه آن کم میشود.

بنابراین الگوریتم را میتوان سراسری نامید. اما سیستم یک سری بهینه سازی های سراسری نیز انجام میدهد. به عنوان مثال، مقدار working_set پروسس ها را افزایش میدهد که موجب رخداد تعداد زیادی از خطا های صفحه میگردد و مقدار working_set را برای آنهاییکه به حافظه کافی نیاز ندارند کاهش میدهد.

در عوض کار کردن وقتی که یک خطای صفحه رخ می دهد درست مانند unix ویندوز نیز یک شبح کاری thread نیز دارد. اما در اینجا Balance Set Manager نامیده میشود. این شبح هر ثانیه صدا زده میشود و میزان حافظه آزاد را چک میکند که به مقدار کافی باشد. اگر نبود آنگاه Working set Manager را صدا میکند و آن تا زمانیکه مقدار حافظه به بالای مقدار آستانه برسد باقی میماند. آن نیز working_set های پروسس را از قدیمی و بزرگ تا جدید و کوچک چک میکند و برحسب اینکه چه تعداد خطای صفحه تولید کرده باشند آنها را زیاد یا کم میکنند. اگر بیت ارجاع یک صفحه پاک یا صفر باشد آنگاه شمارنده مرتبط به صفحه یکی اضافه میشود و اگر بیت ارجاع یک باشد، صفر میشود.

شکل 4)ساختار داده ویندوز NT برای مدیریت حافظه مجازی پروسس

بعد از اسکن صفحات با بالا ترین شماره از Working_Set برداشته میشوند. بنابراین ویژگی سراسری بودن این الگوریتم ساعت بدلیل کار working Set Manager داده میشود. ویندوز لیست صفحات را به 4 بخش تقسیم میکند:

1) لیست صفحات تغییر یافته
2) لیست صفحات در حال انتظار

3) لیست صفحات آزاد
4) لیست صفحات صفر شده.

اینها در شکل نشان داده شده اند. صفحات آزاد آن صفحات پاکی اند که به هیچ پروسسی مرتبط نشده اند. لیست صفر شده ها لیست صفحاتی اند که اگر احتیاج شود صفر میشوند.
نقل و انتقالات بین این لیستها توسط Working set Manager و تعدادی دیگر از Threadهای شبح مانند: Swapper Threadو صفحه نگاشته شده و نویسنده صفحات تغییر یافته انجام میشود.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد

پروژه دانشجویی مقاله در مورد ‌‌پروژه کارآفرینی سردخانه 5000 تنی بالای صفر تحت word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله در مورد ‌‌پروژه کارآفرینی سردخانه 5000 تنی بالای صفر تحت word دارای 30 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله در مورد ‌‌پروژه کارآفرینی سردخانه 5000 تنی بالای صفر تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله در مورد ‌‌پروژه کارآفرینی سردخانه 5000 تنی بالای صفر تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله در مورد ‌‌پروژه کارآفرینی سردخانه 5000 تنی بالای صفر تحت word :

پروژه کارآفرینی سردخانه 5000 تنی بالای صفر

فصل اول
کلیات
1- 1 مقدمه :
نظر به اینکه در کشور ایران در بسیاری از مناطق پتانسیل بالایی در زمینه تولید انواع میوه جات خصوصاً سیب درختی برخوردار بوده و این محصول با توجه به شرایط اقلیمی جزء اقلام درجه یک صادراتی می باشد و همچنین فرآورده های لبنی نظیر پنیر و پنیر لیقوان احداث سردخانه جهت نگهداری محصولات کشاورزی و لبنی اهداف خوبی را می تواند پوشش دهد. از جمله این اهداف:
1- تکمیل زنجیره تولید و سورتینگ میوه جات

2- با توجه به اینکه شرکت هایی در این مناطق در زمینه صنایع تبدیلی از قبیل تولید انواع اسانس های میوه، پودر میوه، میوه جات خشک، تخم مرغ و غیره وجود دارند اینگونه سردخانه ها می توانند انبار خوبی جهت مواد اولیه این صنایع باشند و در تکمیل چرخه تولیدات صنعتی نقش خوبی را ایفا کنند.
3- گسترش نفوذ در بازار های صادراتی منطقه و جهان
4- فرهنگ تعاونی بین اهالی منطقه

1 – 2 نام کامل طرح و محل اجرای آن :
سردخانه 5000 تنی بالای صفر

محل اجرا :

1 – 3 – مشخصات متقاضیان :
نام نام خانوادگی مدرک تحصیلی تلفن

1 – 4 – دلایل انتخاب طرح :
با توجه به نیاز تولید کنندگان محصولات مختلف از جمله محصولات صنعتی به این صنعت و با توجه به این که سردخانه 5000 تنی بالای صفر می تواند به رشد و شکوفایی اقتصادی کشور کمکی هر چند کوچک نماید و با در نظر گرفتن علاقه خود به فعالیت های صنعتی این طرح را برای اجرا انتخاب کرده ام.

1 – 5 میزان مفید بودن طرح برای جامعه :
این طرح از جهات گوناگون برای جامعه مفید است ، شکوفایی اقتصادی و نیاز تولید کنندگان محصولات صنعتی به سرد خانه ، سوددهی و بهبود وضعیت اقتصادی ، اشتغالزایی ، استفاده از نیروی انسانی متخصص در صنعت داخلی و بهره گیری از سرمایه ها و داشته های انسانی در بالندگی کشور .
1 – 6 – وضعیت و میزان اشتغالزایی :

تعداد اشتغالزایی این طرح 13 نفر میباشد .
تاریخچه و سابقه مختصر طرح :
برای نگهداری محصولات در سردخانه دو عامل عمده وجود دارد ، یکی برودت لازم و دیگری رطوبت نسبی – در عمل پس از ورود محصول به سردخانه پس از برداشت نمونه ، محصول به پیش سردکن رفته ، مقداری از حرارت اولیه خود را از دست داده و سپس وارد سالن شده روی پالت ها قرار می گیرد ، برای نگهداری محصول و حفظ برودت از کمپرسورهای آمونیاک استفاده می کنند ، مزیت این کمپرسورها نسیت به کمپرسورهای فریونی پائین بودن هزینه نگهداری آنها میباشد ، درجه حرارت سردخانه پیشنهادی حداقل صفر بوده و بر این اساس قدرت کمپرسورها محاسبه گردیده است.

مجوز های قانونی :
تعریف: جواز تاسیس مجوزی است که جهت احداث ساختمان و تاسیسات بنام اشخاص حقیقی و حقوقی در زمینه فعالیت های صنعتی بخش سازمان صنایع صادر میگردد.

مراحل صدور جواز تاسیس :
1- پذیرش درخواست متقاضی صدور جواز تأسیس فعالیتهای صنعتی و تکمیل پرونده توسط مدیریت سازمان سازمان صنایع شهرستان .
2- بررسی پرونده از نظر مدارک و تطبیق با مصادیق والویتهای سرمایه گذاری در واحد صدور مجوز مدیریت سازمان صنایع .
3- تکمیل پرسشنامه جواز تاسیس ( فرم شماره یک ) توسط متقاضی .
4- ارسال پرونده منضم به فرم شماره یک به اداره مربوطه بمنظور بررسی ، اصلاح و تائید فرم پرسشنامه جواز تاسیس با استفاده از اطلاعات طرحهای موجود ، طرحهای تیپ و تجربیات کارشناسی و ارجاع پرونده به مدیریت .
5- ارجاع پرونده توسط مدیریت به واحد صدور مجوز جهت مراحل صدور جواز تأسیس .

شرایط عمومی متقاضیان ( اعم از اشخاص حقیقی یا حقوقی ) دریافت جواز تاسیس
1- اشخاص حقیقی
– تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران
– حداقل سن 18 سال تمام

– دارا بودن کارت پایان خدمت یا معافیت دائم

2- اشخاص حقوقی
– اساسنامه ( مرتبط با نوع فعالیت )
– ارائه آگهی تاسیس و آگهی آخرین تغییرات در روزنامه رسمی کشور

مدارک مورد نیاز:
1- ارائه درخواست کتبی به مدیریت سازمان سازمان صنایع شهرستان.
2- اصل شناسنامه وتصویر تمام صفحات آن
3- تصویر پایان خدمت یا معافیت خدمت سربازی

4- تصویر مدرک تحصیلی و سوابق کاری مرتبط با درخواست
5- یک قطعه عکس از هریک از شرکاء
6- تکمیل فرم درخواست موافقت با ارائه طرح صنایع تبدیلی و تکمیلی
7- پوشه فنردار
8- درصورت داشتن شرکت ، ارائه اساسنامه ، آگهی تاسیس و روزنامه ، مرتبط با فعالیت مورد درخواست

اصلاحیه جواز تاسیس :
1- ارسال درخواست متقاضی توسط سازمان سازمان صنایع شهرستان (متقاضی) به مدیریت و ارجاع به واحد صدور مجوز.
2- دبیرخانه در مورد تغییرات مدیریت ضمن بررسی اصلاحیه صادر و به اطلاع اداره تخصصی میرساند.
3- دبیرخانه در موردی که نیاز به کارشناسی تخصصی دارد درخواست را به اداره تخصصی جهت بررسی و اعلام نظر ارجاع می دهد.
4- اداره تخصصی پس از بررسی وتائید به دبیرخانه صدور مجوز ارجاع میدهد.
5- دبیرخانه صدور مجوز پس از تائید مدیر اقدام به صدور اصلاحیه جواز تاسیس نموده و رونوشت آنرا به بخشهای ذیربط ارسال می نماید.

تعریف:

پروانه بهره برداری مجوزی است که پس از اتمام عملیات ساختمان و تاسیسات جهت فعالیت بنام اشخاص حقیقی و حقوقی در زمینه صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش سازمان صنایع صادر می گردد.

صدور پروانه بهره برداری :
1- تکمیل فرم درخواست پروانه بهره برداری توسط متقاضی و تائید و ارسال آن توسط سازمان صنایع شهرستان به مدیریت.
2- ارجاع به دبیرخانه صدور مجوز جهت بازدید کارشناسان (کارشناس تخصصی) با هماهنگی روسای ادارات تخصصی.
3- تائید رئیس اداره تخصصی و ارجاع به دبیرخانه صدور مجوز.
4- اخذ استعلام از ادارات ذیربط.
5- تهیه پیش نویس پروانه بهره برداری و تائید مدیریت.
6- صدور پروانه بهره برداری و ارسال رونوشت به بخشهای ذیربط.

مراحل صدور توسعه طرح :
1- تکمیل فرم درخواست توسعه طرح توسط شهرستان (متقاضی) و ارسال به م

دیریت.
2- ارجاع به دبیرخانه صدور مجوز جهت بررسی و اظهار نظر و بازدید کارشناسان (کارشناس تخصصی ) با هماهنگی روسای ادارات تخصصی.
3- دبیرخانه صدور مجوز پس از تائید ادارات تخصصی در کمسیون بررسی طرحها مطرح می نماید و در صورت عدم تایید کمسیون به شهرستان و متقاضی اعلام مینماید و در صورت تایید از ادارات ذیربط استعلام می نماید.
4- ارجاع به اداره تخصصی جهت بررسی طرح توسعه.
5- ارجاع به دبیرخانه صدور مجوز جهت صدور موافقت با توسعه طرح پس از تایید مدیر.
6- ارسال رونوشت به بخشهای و ادارات تخصصی و سازمانهای ذیربط.

فصل دوم
روش انجام کار

گزارش مختصر بازدید از واحد ها تولیدی با خدماتی مرتبط با موضوع پروژه :
بازدید از محل سردخانه 5000 تنی بالای صفر
بر اساس هماهنگی های بعمل آمده در بازدید از مرکز سردخانه 5000 تنی بالای صفر به بررسی سیستم ها و دستگاهها و ماشین آلات موجود در محل پرداختیم و سیستم مدیریت را در کارخانه مورد ارزیابی قرار دادیم ،

جنبه های ابتکاری بودن و خلاقیت به کار رفته شده :
ابتکار و نوآوری در کلیه رشته ها می تواند عامل پیشرفت و توسعه قرار گیرد در بخش صنعت نیز که بازار رقابتی بسیار شدیدی دارد استفاده از ایده های نو و نوآوری و خلاقیت می تواند به عامل موفقیت تبدیل شود ، طراحی های گرافیکی تبلیغاتی و استفاده از شیوه های نوین صنعتی از

عوامل پیشرفت و توسعه اقتصادی در کشور های صاحب سبک در صنعت میباشد ، الگوبرداری از این روشها برای معرفی کالا و محصولات می تواند به عنوان یک ایده نو مورد استقیال قرار گیرد .

فهرست تجهیزات مورد نیاز و برآورد قیمت آنها :

مشخصات نیروی انسانی مورد نیاز از لحاظ مفید بودن و توانایی کار :
حقوق و دستمزد پرسنل غیر تولیدی :

حقوق و دستمزد پرسنل تولیدی :

روشهای بازاریابی و تبلیغات جهت ( جهت جذب مشتریان)
در زمینه جذب مشتراین می توان از روش های مختلف بازاریابی استفاده نمود ، تبلیغات تلویزیونی ، استفاده از بنر های و تیزر های تبلیغاتی ، استفاده از چاپ پوستر های تبلیغاتی، تبلیغات اینترنتی و ارائه روش های تبلیغاتی دیگر .

فصل سوم
امور مالی طرح

1- سرمایه گذاری ثابت طرح :
1-1- زمین محل اجرای طرح :

2-1- محوطه سازی :


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد

پروژه دانشجویی مقاله در مورد حضور دام در جنگل ها و طرح خروج دام تحت word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله در مورد حضور دام در جنگل ها و طرح خروج دام تحت word دارای 105 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله در مورد حضور دام در جنگل ها و طرح خروج دام تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله در مورد حضور دام در جنگل ها و طرح خروج دام تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله در مورد حضور دام در جنگل ها و طرح خروج دام تحت word :

مقدمه
یکی از مهمترّین و مؤّثرترین منابع تأمین کننده غذا در روی کره زمین جنگل ها هستند، منابع جنگلی در هر یک از نقاط کره خاکی آنچنان اهمیت دارنده که همه انسانها از وجود آنها احساس نشاط و سرخوشی می کند. حتی اگر ظاهراً به سرزمین مولودی و میهنی فرد تعلق نداشته باشد علت این امر این است، که جنگل و درخت ریه ها و اندام تنفس و نگهدارنده کره خاکی هستند و

همچنانکه شش در بدن انسان وظیفه دارد اکسیژن لازم را به دهمه اندام ها و عضلات و سلول ها و بافت ها برساند حُکم جنگل نیز چنین است، وظیفه و رسالت و فطرت و ذات جنگل حیات بخش است، جذب دی اکسید کربن است، تولید اکسیژن است، متعادل کننده گازهای مُضّر در طبیعت است، تأمین کننده نم و رطوبت لازم جهت حیات مراتع و چراگاههاست، جنگل تثبیت کننده و حفظ کننده خاک و گیاه خاک سطحی زمین است.

جنگل عامل بازدارنده تخریب زمین ناشی از سیل و سیلاب و باد و طوفان و حتی لرزش های گسلی است. حرکت و جابجایی گسلی در جائیکه درختان ریشه دوانیده اند با شدت و وسعت کم تر اتفاق می افتد، جنگل تأمین کننده سوخت و تعیین کننده و حفظ نسل حیوانات و پرندگان و حشرات و علف های بی شماری است.
جنگل های انبوه شمال آسیا و اروپا و امریکای جنوبی نمونه هایی از این نعمت برای بشریت هستند.
وجود جنگل در دورانی از زمین شناسی (ژوراسیک ) آنچنان گسترده و حجیم بوده که امروزه معادن زغال سنگ سنگ و کُک و غیره حاصل دفن انبوهی از جنگل ها در طول میلیونها سال و نیز در گذشته خیلی دور بوده است (زمین شناسی سال چهارم دبیرستان).
علیرغم اهمیت و جایگاهی که جنگل در حفظ تعادل آب و هوایی و نیز تثبیت خاک حاصلخیز و همچنین تأمین مواد غذایی و حفظ علوفه و مرتفع دارد. در اثر ازدیاد جمعیت و شهرنشینی و نیز شیوه های دامداری و استفاده بی رویه ساکنان جنگل و آتش سوزیهای مهیب و غیره این عامل حیات و عامل نگهداره زمین و انسانها در حال کاهش روز افزون است و اقدامات و برنامه ریزی های دولتی و ملّی نتوانسته است، چندان تأثیری در حفظ این نهاد و منبع سرشار ملّی و جهانی داشته باشد. در این کوتاه و مختصر مقصد بررسی حضور دام و تخریب جنگل به وسیله این عامل را داریم.

بیان مسأله

همواره دام و جنگل در زندگی انسانی و تشکیل اجتماعات انسانی در کنار آب نقش اساسی و اولیه را به عهده داشته است، در حالیکه در گذشته جمعیت جهان نسبت به منابع طبیعی قلیل بود، کسی به فکر و نگران کاهش منابع طبیعی نبود و بدون محدودیت با چرای طبیعت و تهیه مایحتاج زندگی لذت و استفاده های خود را از طبیعت می برد. اما در طول 2 سده اخیر نگرانی ب

شر به کاهش و نابودی منابع طبیعی دو چندان شده و عوامل گوناگونی در تخریب و نابودی این منابع به خصوص جنگل ها نقش دارند. اما دام از هر نوع جزء مهمترین و اصلی ترین عوامل تخریب به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر روی جنگل ها بوده که در بطن تحقیق کاملاً به آن اشاره شده است.

اهمیت جنگل و دام (اهمیت موضوع)
اگر تأمین اکسیژن و محیط زیست سالم و اطمینان از آینده تغذیه انسانها و نیز گازهای سمی و دی اکسید کربن و نابودی فضای سبز و رماتع را در زندگی مهم بدانیم این موضوع کاملاً با این مسایل در ارتباط است و اهمیت جنگل و تخریب آن به وسیله موجود مفید دیگری به نام دام آنچنان پی

چیده و مهم است که در این تحقیق فقط به صورت اشاره ب

ه برخی مسائل اداری و اجتماعی و اقتصادی آن اشاره شده است.
اهداف مسئله : اهداف موضوع
الف ) شناخت ویژگی های جنگل ؛
ب ) شناخت عوامل تخریب ؛

ج ) راه های تقویت و ترمیم ؛
د ) دام و راه های نابودی طبیعت و جنگل ؛
هـ ) راهکارهای مبارزه ای و بازدارنده ؛
و ) نتیجه گیری و خلاصه.

فصل دوم :
سیستم جنگلبانی و تاریخچه
مشکلات جنگلبانی
تاریخچه مدیریت جنگل های شمال

تشکیل بنگاه جنگل
تشکیل سازمان جنگلبانی
تشکیل وزارت منابع طبیعی
الحاق سازمان به وزارت جهاد سازندگی
تشکیل جهاد کشاورزی و موقعیت منابع طبیعی و جنگل ها

سیستم جنگلبانی

سوره هفتم قرآن کریم یعنی انفال دقیقاً به خاطر اهمیتی که منابع طبیعی چون کوه و دشت و جنگل و دریا دارند. در قرآن کریم این منابع انفال نامیده شده است. و منافع و عایدی و تبعات آن عمومی و در اختیار عموم قرار داده شده است (قرآن کریم، سوره انفال، سوره هفتم).
در ایران تا اواخر دوره قاجار جنگل ها مالکیت و متولی خاصی نداشتند و همانند کوه و دریا مردم به نسبت زندگی اقلیمی و اجتماعی از آن بهره مند می شدند. و چون به اهمیت و جایگاه ارزش آن پی نبرده بودند، هرکس همانطور که دلش می خواست از آن استفاده می کرد.
قطعنامه ریو قطعنامه ای است که همه کشورها را ملزم و متعهد می سازد که از منابع و مراتع و جنگل ها و دشت ها و منابع طبیعی خود حفاظت و مراقبت کنند.
عده ای متعقدند که بحران های حال و آینده در جنگل و منابع طبیعی فقط به خاطر جمعیت و رشد بی رویه آن نیست، بلکه کاهش بی اندازه منابع طبیعی افزایش آلودگی ها، نارسائی توزیع متعادل منابع، رشد صنعتی و رشد اقتصادی از جمله از عوامل دیگر هستند.
فتاحی (1379 ، جنگل های زاگرس) معتقد است، عوامل ذکر شده تنها در بُعد کلان و برای مناطقی که اغلب با مناطق صنعتی مواجه هستند موثر است اما در کشورهای جهان سوم مسأله جمعیت انسان و دام و سایر ابعاد اجتماعی و اقتصادی نقش مهم ایفا می کند.

مخدوم و دیگران (1363 و میلر 1366 و واسمان 1984) معتقدند که با توجه به سرعت رشد تکنولوژی انسان در مقایسه با 8000 سال قبل ارتباطات ده میلیون برابر و سرعت داده پردازی یک میلیون برابر و سرعت دستیابی به منابع انرژی هزار برابر افزایش یافته است. هرچند تلاش همه بر آن است که از راه های مختلف از کاهش بی حد منابع جلوگیری نمایند.
و این نگرانی ها و مشکلات باعث گردید که کشورها به فکر چاره بیفتند و با شیوه های

مختلف درصدد جلوگیری از کاهش منابع و یا جایگزینی و یا حداقل مصرف بهینه و مطلوب آن برآیند.
طبق سوابق موجود در ایران تا سال 1294 هیچگونه کنترل و حفاظتی از جنگل ها به عمل نمی آمد. و کشاورزان و ساکنان حاشیه و داخل جنگل ها به صورت بی رویه ضمن چراندن دام ها و استفاده شبانه روزی از جنگل انواع مختلف استفاده یعنی ساختن خانه های چوبی و فروش الوار و حتی قطع درختان برای افزایش زمین های زراعی و ایجاد زمین های علوفه ای برای دام های خود می کردند. که در سال 1294 دولت موظف گردید که در بخش هایی از ایران به خصوص شمال کشور و جنگل های زاگرس اداره فلاحت را راه اندازی کند.
آب و جنگل و درخت و سرسبزی همواره مورد توجه و نیاز و حیات وی بوده اقدامات عظیم در 2000 سال قبل از میلاد در چین در کنترل آب و ایجاد سد و تفکرات فلاسفه یونانی فتل ارسطاطالیس در 384 قبل از میلاد در کشف فیزیک رانش مایعات و ایجاد سد دپاله توسط ایرانیان بر روی رودخانه دجله و ایجاد سدهای شادروان در شوشتر بر روی رود کارون و ایجاد شبکه های آبیاری و زراعت و کنترل آب و خاک و انتقال به وسیله کانال های سفالی در نوع خود بی نظیر است.
از سال 1294 شمسی که مجلس شورای ملّی دولت را موظف به ایجاد اداره فلاحت جهت جنگل ها و مراتع نمود. هرچند عملاً کارهای قابل توجهی صورت نگرفت ولی زمینه تحقیقات و مطالعات عظیمی را توسط صاحب نظران خارجی در ایران را به وجود آورد.
پروفسور اروین گائوبا به سال 1891 در اطریش به دنیا آمد و تا سال 1964 در ایران زندگی و در استرالیا درگذشت.

در سال 1312 از طرف اداره فلاحت به ریاست مدرسه عالی فلاحت کرج منصوب و به تدریج به تدریس پرداخت و در مجموعه بسیار نضیی به نام فلورکرج با همکاری برنمولر در 12 جزوه در سال 1935 تا 1942 در آلمان به چاپ رساند. و آثار جنگلی و خرما در ایران در 1983 در استرالیا به چاپ رسیده است.
از سال 1304 رضاشاه با تأکید بر اجرای فلاحت در ایران جنگلبانی تا حدی رونق یافت و در هر منطقه جنگلی گروه های 3 تا 7 نفری بسته به میزان و وسعت جنگل استخدام می

شدند که شامل جنگلبان و محافظ و معلم و غیره می شده است که ضمن بازدید از جنگل و مراقبت فیزیکی به همکاری با مطالعه گران و محققان خارجی هم بودند. و امکانات بسیار محدودی در اختیار داشتند.
مشکل و موانع جنگل بانی در سال های اولیه بسیار زیاد بود. زیرا :
1 ) فرهنگ مردم عادت بر این داشت که بدون هیچ محدودیت و مانعی از جنگل و مواهب آن بهره ببرند ؛
2 ) زندگی اقتصادی مردم یا جنگل گره خورده بود ؛
3 ) دام طیور و تأمین مایحتاج زندگی روستائیان جزء لاینفک زندگی روستائیان و عشایر بود ؛
4 ) از لحاظ اعتقادی جنگل را جزء انفال می دانستند و دخل و تصرف دولت در این باره را هیچگونه بر نمی تافتند ؛
5 ) مردم به شدت وحدت وابسته جنگل بودند، دخالت و وجود اداره ای به نام جنگلبانی را مزاحم آینده زندگی خود و فرزندان می شمردند ؛
6 ) دولت با توجه به گستردگی جنگل ها و با تعداد کم گروه های جنگلبانی قدرت انجام هیچ کاری نداشت ؛
7 ) فلذا در اوایل شروع به کار جنگلبانی فقط جنبه تشریفاتی داشت و فقط با امکانات محدود در یک محل کوچک مستقر می شدند و گاه گاهی به حوزه سر می زدند و با محققان خارجی همکاری می کردند.
در ایران تهیه و تدوین طرح های مدیریت جنگل داری به شیوه جدید در سال 1335 تهیه و اجرای آن به سال 1339 در سازمان جنگل ها و مراتع اجرا گردید.
امروزه جنگلبانی خود سازمان مستقل و نسبتاً گسترده ای است که ضمیمه منابع طبیعی فعالیت می کند و وظایف و کارکردهای آن بسیار گسترده است که شامل هرگونه آسیب زدگی به جنگل را شامل می گردد که از حفاظت از رودخانه، شکار، قطع اشجار، خاکبرداری، کشت بی رویه علوفه غیرمتبط و آبیاری های مضّر و مخرّب و سدبندی های غیرمطالعه شده و حتی کاشت درخت ها و نهال هایی که متناسب و سازگار با منطقه نمی باشد.
امروزه علاوه بر جنگلبانی قطع درخت و هرگونه فعالیت غیرعادی در محیط زیست ه

مچون راه سازی و ساخت مسکن و یا ایجاد گاوداری و مرغ داری و حتی حفر چاه و چاه عمیق و نیمه عمیق و ; مستلزم همکاری و کسب اجازه و مجوز از محیط زیست و در حاشیه شهر از شهرداری و اداره جهاد کشاورزی می باشد.
تاریخچه مدیریت جنگلهای شمال

به طور کلی تا سال 1297(اواخر دوران قاجاریه) دولت توجهی به جنگل ها نداشت. در این اوان عده ای از بازرگانان و شرکت های خارجی شروع به بهره برداری از درختان شمشاد و بلوط و گردوی جنگل های شمال کرده مواد حاصل را با پرداخت عوارض ناچیزی به گمرک، از کشور خارج می کردند.
برخورد اتفاقی به آمار گمرکی، دولت را به اهمیت جنگل ها و لزوم حراست آن متوجه کرد و چون حدود اغلب جنگل های اربابی از جنگل های دولتی تا آن تاریخ به طور کلی مشخص نبود، این عمل باعث می شد که صاحبان جنگل های خصوصی اغلب، بهر مالکان جنگل های دولتی را بدون استحقاق، به نفع شخصی تملک کنند و از این راه لطمه به درآمد دولت وارد می آمد. لذا مقارن سال 1297 وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه، شخصی را به نام احمدی که اطلاعاتی در امر نقشه برداری و مساحی داشت، به اتفاق دو نفر به شمال اعزام کرد تا از جنگل ها نقشه برداری و حدود جنگل های دولتی را از جنگل های اربابی تفکیک کند. این هیأت تصمیم گرفت ابتدا کار خود را از جنگل هایی که شرکت ها و بازرگانان مشغول بهره برداری از آنها هستند شروع کند و عملیات هیأت با وجود مشکلات فراوان، مدتی ادامه داشت تا آن که با قیام میرزا کوچک خان جنگلی مصادف گردید و ناتمام ماند.
اولین ادار جنگلبانی در شمال و ایران
در سال 1299 وزارت فلاحت، سازمانی ابتدایی را در جنگل های شمال تشکیل داد که وظیف آن، نقشه برداری از جنگل ها و تفکیک جنگل های خالصه(دولتی) از شخصی و همچنین تعیین جنگل های بکر و قابل استفاده از جنگل های مخروبه و بوته زار بود. ریاست این هیأت به هانس شریکر، کارشناس اتریشی، محول شد.

سازمان هیأت مزبور که در ابتدا مقر ثابتی نداشت و به طور سیار انجام وظیفه می کرد و از سال 1302 در مشهد سر (بابلسر فعلی) مستقر گردید به صورت زیر بود:
نام سمت حقوق ماهیانه(ریال)
هانس شریکر رئیس هیأت 2000
سر کارات معاون هیأت 600

سید علی زاهدی مستحفظ جنگل 320
حسن علی گلشاهی مستحفظ جنگل 200
این هیأت با آن که همواره به دلیل تهی بودن خزان کشور از دیرکرد حقوق و مشکلات متفرق دیگر در مضیقه بود با علاقه مندی وظایف خود را انجام می داد و گزارش های مفیدی همراه نقشه به طور منظم به تهران می فرستاد. در سال 1302 که وضع مالی کشور تا حدی سر و سامان گرفته بود، دولت یک متخصص جنگل آلمانی را به نام فندم هاگن با حقوق ماهیان 5000 ریال سه ساله استخدام و به کار گماشت. نخستین اقدام این شخص که قرارداد استخدام او پس از انقضای سه سال به مدت سه سال دیگر بر حسب ضرورت و تمایل دولت تمدید شد این بود که موافقت دولت را با تأمین و پرداخت بودج مخصوصی برای جنگل ها جلب کند و از محل این بودجه در اوایل سال 1303 عده ای را به نام مستحفظ و قراول جنگل استخدام و به شمال اعزام دارد. حقوق ماهیان مستحفظ 250 ریال و قراول 150 ریال تعیین شد. این افراد لباس و علائم مخوص داشتند.
سازمان جنگلبانی کشور در سال 1303 به صورت زیر بود:
1- تشکیلات مرکزی مرکب از یک کارشناس(فندم هاگن) یک رئیس اداره (میر منصور خمسی) یک مترجم (عزیز بکلو) و چند نفر کارمند.
2- تشکیلات مازندران و گرگان مرکب از سه مستحفظ و یک قراول جنگل به ریاست هانس شریکر که مرکز تشکیلات در مشهد سر(بابلسر فعلی) بود.
3- تشکیلات گیلان مرکب از سه مستحفظ و یک قراول جنگل به ریاست «سر کارات» که مرکز تشکیلات در شهر رشت بود.

گفتنی است قسمتی از منطق تنکابن از لحاظ جنگلبانی منضم به سازمان گیلان و قسمت دیگر جزء تشکیلات جنگلبانی مازندران و گرگان ( اِستَر آباد سابق) بود.
در ضمن برای حفظ جنگل های جنوب ایران و همچنین نظارت و نگهداری جنگل ها، مقداری نهال چَندَل(Rhizophora mucronata) که چندی پیش از آن از زَنگبار(بخشی از تانزانیای فعلی) به سواحل جنوب حمل و غرس شده بود یک نفر قراول جنگل به آن منطقه اعزام شد که به علت تأخیر در پرداخت حقوق، در انجام وظیفه توفیقی نیافت.
به هر یک از مستحفظین در منطق مربوط، مسؤولیت حوزه ای واگذار شده بود که هر کدام مرتب به بازدید جنگل ها و مراتع و نقشه برداری در آن مشغول بودند و مشاهدات خود را به ضمیم کروکی های تهیه شده به مقامات بالا گزارش می دادند. در این سال هیأت دولت تصویب نام زیر را برای حراست جنگل ها صادر کرد:
هیئت وزرا در جلس 8 حوت(اسفند) 1303 پیشنهاد نمر 8451 وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه را راجع به جنگلها تحت مداقه قرار داده مواد ذیل را تا گذشتن قانون جنگلها از تصویب مجلس شورای ملی تصویب و مقرر می دارند.
اولاً- نظر به این که جنگلها یکی از ثروت های ملی بوده و بنا بر این باید در تحت ادار دولت باشد کلی جنگلها متعلق به دولت است مگر آن که تعلق آنها به مالکین خصوصی بر حسب اسناد و مدارک معتبره ثابت شده باشد.

ثانیاً- دولت اساساً برای حفظ جنگلها نظارت در تمام آنها را اعم از دولتی و اربابی داشته و این نظارت فنی که مربوط به حفظ و ازدیاد جنگلها مخصوصاً در کوه ها و دامن کوه ها و تکثیر اشجار صنعتی و تعیین شرایط و دادن دستورالعمل قطع و غرس اشجار در عوض درختهای قطع شده می باشد بر عهد وزارت فلاحت محول است.

ثالثاً- اجاره دادن جنگلهای دولتی و اجاز قطع اشجار صنعتی و غیر صنعتی و استفاده از محصولات جنگلی جنگلهای مزبور با مراعات نظارت فنی وزارت فلاحت به تصویب وزارت مالیه بوده و در هر موقع مطابق مقررات قانون محاسبات عمومی و مزایده صورت خواهد گرفت.
رابعاً- اشجار مهم صنعتی که حفاظت آنها باید مورد توجه مخصوص باشد عبارت است از درخت گردو و شمشاد و سور(سرو زَربین) و بلوط و آزاد و توت و کلی سیاه درخت است.
خامساً- قطع اشجار صنعتی برای استعمال در داخله در جنگلهای اربابی بدون اجاز مخصوص وزارت فلاحت ممنوع است و در هر مورد قبل از صدور اجازه از طرف وزارتخان مزبور درخواست کننده باید توضیحات ذیل را داده و تقبلات ذیل را عهده دار شود:
1- مساحت جنگل و واقع بودن آن در کوه و دامن کوه و یا در جلگه و تعیین مالک آن.
2- تقبل غرس پنج درخت تازه در عوض هر یک درخت قطع شده و یا آن که سرشاخه ها و مواد حاصله در ظرف مدت معین طوری تخلیه و از جنگل خارج نمایند که وسائل نمو جوانه ها و نهال ها سهل شود.
3- تقبل تأدی عوارض دولتی برای هر یک از درخت قطع شده.
4- تقبل قطع و غرس اشجار در تحت نظارت مأمور مخصوص وزارت فلاحت.
5- تقبل تأدی حقوق مأمور مخصوص.
سادساً- قطع اشجار غیر صنعتی برای احتیاجات داخله در جنگلهای اربابی محتاج به اجاز مخصوصی نبوده ولی قبلاً صاحبان آنها باید مراتب را به وزارت فلاحت اطلاع بدهند و اگر صاحبان جنگلهای اربابی به طوری جنگلهای خود را قطع نمایند که باعث از بین رفتن جنگل شود و یا قبلاً مراتب را اطلاع ندهند قیمت اشجار قطع شده از آنها دریافت خواهد شد.

سابعاً- اجاز صدور چوب های صنعتی به خارجه در هر مورد منوط به پیشنهاد وزارت فلاحت و صدور تصویب نام هیئت وزرا است و اگر برای صدور آن، حقی مطابق تعرف گمرکی معی

ن نشده باشد به یکی از دو شق ذیل رفتار خواهد شد: یا همه ساله در اول سال مقدار کل صادرات و چوب های صنعتی که در آن سال دولت اجاره خواهد داد معین شده و میزان حق الصدور آن به مزایده معین خواهد گردید و یا این که هر گاه در موارد مختلفه صدور چوب های مزبور مقتضی شود اجاز مخصوصی صادر نموده و حق الصدور را با توافق نظر وزارت مالیه معین خواهد نمود.
ثامناً- اجاز صدور چوب های غیر صنعتی و مواد جنگلی به خارجه در صورتی که در تعرف گمرکی حقی پیش بینی شده باشد با تأدی آن حق پس از اطلاع قبلی به وزارت فلاحت صورت خواهد گرفت و در صورتی که تأدی حقی در تعرف گمرکی پیش بینی نشده باشد، تعیین حق الصدور با موافقت وزارت مالیه بسته به اجاز هیئت وزرا است.
با این حال چون از تعداد اندک مستحفظین جنگل که می بایست مجری مقررات این تصویب نامه باشند و همچنین بودج جنگلبانی در زمان سرلشکر عبدالله طهماسبی( ؟- فروردین 1307) که تصدی وزارت فلاحت و تجارت و فوائد عامه را به عهده داشت کاسته شد در عمل نتیجه ای از صدور تصویب نام مزبور عاید نگردید و سازمان مذکور تا اواسط سال 1307 یعنی تاریخی که قرارداد خدمت فندم هاگن خاتمه یافت و ایران را ترک گفت به علت ناکافی بودن اعتبارات مالی توسعه ای نیافت.
در بالا به فعالیت عده ای از بازرگانان و شرکت های خارجی در قطع چوب جنگلهای شمال مختصر اشاره ای شد. لازم است اضافه شود که یکی از این شرکت ها (شرکت اردینرو گساس) عملیات خود را در حوز تَمیشان(در شهرستان نور) به ترتیبی که تشریح خواهد شد توسعه داد کما این که آثار آن هنوز باقی است. بیشتر کار این شرکت تا قبل از سال 1303 عبارت بوده است از تهی تخته توسکا برای جعب مرکبات و غیره برای داخل اما مقارن همین اوقات از بازار جدیدی در خارج از ایران (کشور روسیه) برای تراورس بلوط حاصل از جنگلهای شمال پیدا شد و چون معامله پرسودی بود بازرگانان مزبور به فکر افتادند از لحاظ پیشرفت کار و امکان نفوذ به اعماق جنگل ریل هایی نصب و مواد حاصل را با واگن از جنگل خارج و در ساحل تمیشان جمع آوری کنند که از آنجا با قایق به کشتی های روسی که در چند کیلومتری ساحل لنگر می انداختند حمل می شد.
در خلال این مدت کارخانه چوب بری کوچکی که به مرور توسعه و تکمیل شد در تمیش

ان تأسیس کردند. بنا به دستور دولت یک نفر مستحفظ جنگل در منطقه کار شرکت مأمور نظارت شد و وظیف این مأمور که حقوق او را به طور الزامی شرکت می پرداخت این بود که ببیند آیا شرکت تعهدات خود را طبق تصویب نام صادره انجام می دهد یا خیر. کارخان تمیشان بعدها (1305- 1306) بر اثر ورشکستگی که معلول کمی سرمایه و قطع تجارت چوب با کشور روسیه بود به شرکت دیگری که رضا شاه پهلوی و عده ای از بازرگانان بنام آن وقت سهامدار آن بودند واگذار شد و چندی بعد مأمورین املاک اختصاصی مسؤول بهره برداری آن شدند و از تاریخ ور

شکستگی شرکت اولیه، از گماشتن مستحفظ ناظر خودداری شد. این کارخانه سپس در اختیار ادار املاک موقوفه قرار گرفت.
در حدود سال 1305 سر کارات درگذشت و تا مدتی مأمورین جنگل گیلان گزارش های خود را مستقیم به تهران می فرستادند ولی دستگاه مرکزی مقرر داشت که احمد آو که از تهران به سمت رئیس دفتر منطق جنگلبانی اعزام شده بود کفالت امور را به عهده بگیرد. این وضع بر قرار بود تا آن که در سال 1307 پس از عزیمت فندم هاگن، شریکر به ریاست فنی جنگلهای شمال انتخاب شد.
در این اوقات به دستور وزارت فلاحت مرکز کار هانس شریکر از بابلسر به خوارخون(شیرگاه فعلی) انتقال یافت و ساختمانی برای استقرار منطق جنگلبانی شمال در این محل تحت نظارت وی بنا شد که در اواخر ده 1320 تعمیر و مرکز جنگلداری سواد کوه شد.
در اواخر سال 1307 از دفتر رضا شاه پهلوی به وزارت فلاحت ابلاغ شد که یک نفر کارمند مطلع در امور جنگل را به جنگل های اختصاصی حوز کُجُور اعزام کند تا برای حفظ و حراست جنگلهای آن قسمت و همچنین تعلیم و تربیت مأمورین لازم اقدام کند. وزارت فلاحت نیز خلیل قا

ضی تهرانی را به این سمت انتخاب و اعزام داشت که تا اوایل سال 1310 به این کار اشتغال داشت. روشی که در اجرای نظر فوق اتخاذ شد این بود که دستورهای لازم مبنی بر طرز استفاده از جنگلها به منظور مصارف روستایی و احداث کور زغال و تعلیف چارپایان در جنگل و تهی هیزم و غیره از طریق صدور بخشنامه به بلوک باشی ها داده می شد که بررسی شود برای

حفظ و حراست جنگلها در عمل اتخاذ چه طریقه ای ضروری است و چه روشی بهترین نتیجه را می دهد تا بتوان تجربیات حاصل را در سراسر شمال تعمیم داد.
در اواخر سال 1309 لوئی نیکه (Niquet) مستشار فرانسوی جنگل که در اداره کل فلاحت استخدام شده و به ایران آمده بود شروع به بازدید جنگلهای شمال کرد. پس از بازدید تغییراتی در وضع سازمان جنگلها داده شد که شرح آن در سطور آتی می آید. هانس شریکر و فندم هاگن از مدتی قبل در نظر داشتند کلاس مخصوصی برای تربیت جنگلبان در شمال تأسیس کنند که با تأسیس آن در اواخر سال 1309 موافقت شد و مدرسه ای مرکب از 40 نفر داوطلب که کلی هزین زندگی و تعلیم آنها به عهد دولت بود تأسیس و تعلیم در ظرف مدت شش ماه خاتمه یافت. در ضمن شریکر در خوارخون(شیرگاه) باغ نمونه ای از درختان جنگلی احداث کرد که پس از تشکیل سازمان جدید و برکناری شریکر، ابوالقاسم علی آبادی تصدی آن را عهده دار شد.
در سال 1310 بر حسب پیشنهاد لوئی نیکه، میر منصور خمسی و هانس شریکر از سمت خود برکنار و سازمان زیر به وجود آمد:
1- علیرضا ثقفی، رئیس جنگلبانی مرکز
2- اسحاق عمایی، رئیس منطق جنگلبانی گیلان و آستارا (مرکز کار: شهر رشت)
در ضمن بیست نفر از فارغ التحصیلان مزبور به سمت پاسبان جنگلهای گیلان و آستارا منصوب و اعزام شدند.
3- خلیل قاضی تهرانی به جای هانس شریکر به ریاست منطق جنگلهای مازندران و گگان منصوب شد.
مرکز کار همچنان خوارخون(شیرگاه) بود و بیست نفر فارغ التحصیل دیگر با سمت پاسبان جنگل (با حقوق ماهیانه 200 ریال) در این منطق وسیع مأمور حفاظت جنگلها شدند. کلی پاسبان های جنگل به لباس هم شکل ملبس و هر کدام یک قبضه تفنگ دو لول شکاری ته پر که به درخواست اداره کل فلاحت، وزارت جنگ به طور رایگان اهدا کرده بود در اختیار داشتند. پس از اعزالوار و غیره موکول به دریافت پروانه کند. پروان قطع نیز از مرکز صادر و رونوشتی از آن به منطق جنگلبانی برای نظارت بر قطع ابلاغ می شد. منطق جنگلبانی نیز علاوه بر صدور دستور نظارت قطع به مأمورین مربوط، جریان امر را به اطلاع دارایی محل به منظور دریافت عوارض دولتی می رسانید. ولی برای صدور پروانه فقط تقدیم درخواست کافی بود.
پس از صدور پروانه اگر جنگل دولتی بود متقاضی می بایست پیش تر با دارایی محل پیمانی منعقد و چوب خریداری کند و بعد تحت نظر پاسبان جنگل مبادرت به قطع کند و در مورد جنگلهای شخصی می بایست موافقت مالک جنگلها را جلب کند. در سال 1311 لوئی نیکه طرح زیر را از تصویب هیأت دولت گذراند و چندی بعد از ایران رفت.
انحلال سازمان جنگلبانی به دستور رضاشاه پهلوی
چون اقدامات پاسبانان جنگلها برای جلوگیری از احداث کور زغال باعث کمبود زغال در تهران و سایر شهرستان ها شده بود و از طرفی به درآمد مالکین جنگلهای شخصی لطمه می زد، تحریکات مالکین باعث ایجاد شکایاتی شد که در نتیج آن به دستور رضا شاه پهلوی در سال 1313 سازمان جنگلبانی منحل و اعتبار آن از بودج کل کشور حذف و پاسبانان و مستحفظین جنگلها اخراج شدند و انجام وظیف آنها در حوز املاک اختصاصی به مأموران املاک مزبور محول گردید. همچنین به استانداران و ادارات دارایی ابلاغ شد که قطع درخت به طور کلی ممنوع است و زغال فقط باید از

سرشاخه تهیه شود و این دستور غیر کارشناسی در حوز گیلان شدیدتر از سایر نقاط اجرا می شد. چون بر اثر ممنوعیت قطع درخت، جنگل نشینان و روستاییان حوز گیلان از لحاظ تأمین مصارف خود در مضیقه بودند و شکایات زیادی در این باره شد، دولت ناگزیر دستور قبلی را لغو و موافقت کرد که مردم مجاز باشند برای تأمین حوائج خود با اجاز دارایی و نظارت مأمورین آن از سرشاخ درختان جنگلی استفاده کنند. گفتنی است که چون در مصارف ساختمان روستایی استفاده از

سرشاخه کافی نبود، سوء استفاده های زیادی می شد و به اسم سرشاخه، درخت قطع می گردید.

تا سال 1320 در مازندران و گرگان سازمان مستقلی برای نگهبانی جنگلها و نظارت در بهره برداری از آنها تشکیل نشد و امور مربوط را مأمورین املاک اختصاصی اداره می کردند. ولی چون احاله وظایف مزبور در گیلان به ادارات دارایی که مأمور کافی نداشتند مشکلاتی به وجود آورده بود در سال 1314 موافقت شد که ادار کشاورزی گیلان و آستارا از بودج دفع آفات نباتی سازمان مختصری برای استخدام مأمور نظارت بر قطع درختان تشکیل دهد و در اجرای این تصمیم 24 نفر به نام پاسبان جنگل استخدام شدند.
در این اوقات نظر به این که بر ساختمان شهرها به خصوص تهران افزوده می شد و میزان احتیاج به چوب روز افزون بود و استفاده از چوب هایی که از جنگلهای اختصاصی گرگان و مازندران به دست می آمد به علت دوری راه و گرانی هزینه حمل در همه جا مقرون به صرفه نبود و برای مثال برای مردم آذربایجان با نزدیک بودن جنگلهای آستارا خرید چوب حوز مازندران صرفه نداشت، اقداماتی به عمل آمد و موافقت شد که از درختان افتاد جنگلهای گیلان و آستارا استفاده شود که البته سوء استفاده هایی نیز به نام این درختان می شد.
تشکیل دایر جنگل و ادار جنگلبانی

چون به این ترتیب لازم شد که در تهران نیز سازمان کوچکی برای رسیدگی به گزارش های رسیده از جنگلهای گیلان و آستارا و صدور دستورهای لازم تشکیل شود، در سال 1317 در ادار کل فلاحت که زیر مجموع وزارت اقتصاد ملی بود و ریاست آن را مهندس محمد بیات داشت، دایره ای به نام دایر جنگل تأسیس و تصدی آن در سال 1318 به مهندس کریم ساعی(1289- 1331) که در سال 1316 با مدرک فوق لیسانس آمار و جنگل از دانشگاه برکلی آمریکا، به کشور بازگشته بود داده شد.

بر اثر اقدامات وی توجه اداره کل کشاورزی بیش از پیش به موضوع جنگلها معطوف و مقرر گردید که ادار جداگانه ای به نام ادار جنگلبانی به ریاست خود وی تشکیل شود.
پس از تشکیل ادار جنگلبانی و شروع به کار مهندس ساعی، وی گزارش جامعی در باب لزوم تشکیل سازمان جنگلبانی تنظیم کرد که رام رئیس کل کشاورزی به رضا شاه پهلوی رساند و مقرر شد که این سازمان در محل کوچکی آزمایش شود تا در صورتی که نتیج خوب داد در سراسر شمال تعمیم یابد.
برای این منظور ناحی کُجُور(جنوب شهرستان نوشهر) انتخاب و در پی آن در اواخر سال 1319 چهار خزان جنگلی در «دشت نظیر» و چالوس و اَلَمده (عَلَمده، رُویان فعلی) و ولی آباد تأسیس شد.
با آن که مهندس غلامعلی بنان مسؤول خزانه های «دشت نظیر» و اَلَمده و چالوس و هانس شریکر مسؤول خزان ولی آباد، پی گیر کارها بودند به دلیل تبعات جنگ جهانی دوم(1318- 1324) و تمرکز دولت به مسائل سیاسی، امور معوق، و پس از اشغال ایران در شهریور 1320 به دست متفقین، کار ناتمام ماند.
تشکیل ادار کل جنگل ها
در نیم دوم سال 1320 ادار کل کشاورزی به وزارت کشاورزی تبدیل شد و در سال 1321 ادار جنگلبانی به ادار کل جنگلها مبدل و در هر یک از مناطق شمال(گیلان، شهسوار، مازندران، گرگان) سازمان منطق جنگلبانی که ریاست آن با رؤسای ادارات کشاورزی بود تشکیل شد. ولی در بخش ها، شعب جنگلبانی به طور مستقل عمل می کردند.
چون عده ای از اشخاص از وقایع مربوط به اشغال ایران سوء استفاده و مقادیری چوب از جنگلها قطع کرده بودند در اواخر سال 1321 به موجب تصویب نام شمار 19710 مورخ 9/1/1321 هیأت وزیران، گروهی برای تعیین تکلیف این

چوب ها به شمال اعزام شد.

هیأت مزبور مقداری از چوب های موجود را مجاز تشخیص داد و موافقت کرد که با صدور پروانه، حمل گردد. ولی برای این که اقدامات مربوط به جنگلها روی موازین صحیحی باشد در سال 1321 نخستین قانون راجع به جنگلها مشتمل بر 18 ماده و 7تبصره به تصویب مجلس شورای ملی رسید و آیین نام آن در اوایل سال 1322 از تصویب هیأت وزیران گذشت. در آخر این سال ادار کل جنگلها برای تشکیل و تجهیز کادر فنی طبق تصویب نام شمار 19734 مورخ 28/12/1320 هیأت دولت و اساسنام شورای عالی فرهنگ، دو دوره کلاس کمکار باشد طبق آیین نام مصوب مقرر گردید که درختان، خواه از نظر قطع و بهره برداری و خواه از لحاظ اندوخته و همچنین چوب آلات مجاز با چکش مخصوص، نشانه گذاری شوند. برای این کار چکش هایی که یک طرف آن تبر و طرف دیگر آن به اشکال مختلف( مربع برای نشانه گذاری چوب، مثلث برای علامت گذاری درختان اندوخته، دایره برای درختان قطع شونده) بود به تعداد مورد نیاز تهیه شد که بر روی هر یک، کلم «جنگل» و شماره و سری مخصوص حک شده بود. این چکش ها بین شعب و پست های جنگلبانی توزیع و حق استفاده از آن به موجب حکم اداره کل جنگلها به اشخاص معینی واگذار شد.
اداره کل جنگلها مشتمل بر ادارات و دوایر زیر بود:
1- ادار جنگلداری
الف- دایر قطع
ب- دایر حمل

ج- دایر صدور چوب
د- دایر هیزم و زغال
2- ادار جنگل کاری
الف- دایر جنگل کاری
ب- دایر پیوند درختان جنگلی
ج- دایر آزمایشگاه

3- ادار نگهبانی
الف- دایر پاسبانی جنگل
ب- دایر آتش سوزی
ج- دایر امور پاسگاه ها
الف- دایر دفتر
ب- دایر حسابداری
ج- دایر کارگزینی
د- دایر کارپردازی

در ضمن در چند پاسگاه بازرسی حمل چوب، یکی در راه آهن و دیگری در کرج و سومی در رودهن، حمل و نقل چوب کنترل می شد.
تصدی اداره کل جنگلها تا اواسط سال 1324 با مهندس کریم ساعی، تا 10/4/1326 با مهندس غلامعلی بنان و تا حدود دو ماه بعد از آن با مهندس صفایی و سپس تا اواخر سال 1327 که اداره کل جنگلها به موجب تصویب نام شمار 20513 مورخ 24/12/1327 هیأت وزیران به بنگاه جنگلها تبدیل شد با مهندس کاظم مشیر فاطمی بود.
تشکیل بنگاه جنگل ها

هیأت وزیران در جلسه 24/12/1327 بنا به پیشنهاد 14 اسفند 1327 وزارت کشاورزی، موارد زیر را تصویب کرد:
1- به منظور حفظ و حراست جنگل‌ها بنگاهی به نام «بنگاه جنگل‌ها» تشکیل می‌شود.
2- وزارت دارایی کلیه جنگل‌های دولتی و مراتع واقع در حوز آن جنگل را به بنگاه جنگل‌ها منتقل خواهد کرد.
3- بنگاه جنگل‌ها دارای شخصیت حقوقی مستقل و روی اصول بازرگانی بهره‌برداری اداره می شود و تحت نظر وزارت کشاورزی خواهد بود.

در این تصویب‌نامه وظایف، سرمایه، هیأت مدیره، هیأت بازرسی و امور استخدامی منظور گردیده بود. وظایف بنگاه علاوه بر حفظ و‌ احیا و توسعه و بهره‌برداری جنگل‌های دولتی و ایجاد صنایع مختلف چوب و نقشه‌برداری از آنها،‌ نظارت و مراقبت در بهره ‌برداری جنگل‌های غیر دولتی و همچنین مشارکت با صاحبان جنگل‌های غیر دولتی در بهره‌برداری و ایجاد صنایع بود.
در تشکیلات بنگاه در نواحی «خارج از مرکز» قسمتی از جنگل که نگهبانی آن به عهده یک مأمور جنگلبانی واگذار می‌شد اساس کار قرار گرفت و نام آن «حوزه جنگلبانی» گذاشته شد. مرکز مشترک دو الی چهار جنگلبانی که در حوزه‌های جنگلبانی مجاور پاسبانی می‌کردند «پاسگاه جنگل» نامیده می‌شد و ارشد جنگلبان هر پاسگاه علاوه بر مسؤولیت حوز خود بر تمام حوزه

پاسگاه نظارت داشت و جنگلبان ارشد نامیده می‌شد. دو الی چهار پاسگاه تحت نظر یک سرجنگلبانی و دو الی شش سرجنگلبانی تحت نظر یک جنگلدار اداره می‌شد و چند جنگلدار تحت نظر یک سر جنگلدار بودند. سرجنگلدار، مسؤول یک منطقه جنگلی بود، مانند منطقه گیلان و آستارا، منطقه شهسوار(تنکابن) و نوشهر، منطقه مازندران و غیره. چند منطقه جنگل یک «ناحیه» جنگل را تشکیل می‌داد که تحت سرپرستی یک «سر بازرس فنی جنگل» بود.

بر این اساس بنگاه جنگل‌ها در شمال، چهار سرجنگلداری به شرح زیر تأسیس کرد:
1- سرجنگلداری گیلان و آستارا به مرکزیت رشت شامل چهار جنگلداری
2- سرجنگداری شهسوار و نوشهر به مرکزیت شهسوار(تنکابن) شامل سه جنگلداری

3- سرجنگلداری مازندران به مرکزیت شاهی (قائم شهر) شامل چهار جنگلداری
4- سرجنگلداری گرگان به مرکزیت گرگان شامل چهار جنگلداری
در ضمن، سربازرس فنی جنگل‌های ناحیه شمال که مرکز آن در بابلسر قرارداشت با چهار بازرس که در چهار منطقه مزبور داشت بر امور مربوط نظارت می کرد.
چون با اجرای تصویب‌نامه شماره 20523 مورخ 24/12/1327 جنگل‌های دولتی و مراتع واقع در حوز آنها که عایداتی داشتند به تدریج به بنگاه جنگل‌ها واگذار می‌شد، در بسیاری از مناطق کشور از جمله اردبیل، خلخال، رضائیه(ارومیه)، بهاباد، کرمان، سردشت، سُلدوز، آستارا، اهواز، دزفول، آبادان، بهبهان، شوشتر، مسجد سلیمان، هفتگِل، دشت میشان، بیرجند، درگز، قوچان، دامغان، باجگیران، کاشمر، بجنورد، خرم‌آباد، بروجرد، اِصطَهبانات، جهرم، آباده و فیروزآباد و استان هشتم(کرمان، رفسنجان، جیرفت، سیرجان، بم) پاسگاه‌های وصول عواید محصولات جنگلی دایر شده بود که در بعضی از آنها مأمورین کشاورزی و در برخی از نقاط مأمورین دارایی به علت نبود مأمورین بنگاه، درآمد را دریافت و به حساب بنگاه واریز می‌کردند. در سال‌های 1331 تا 1334 جنگل‌های شمال کشور دستخوش بحرانی شبیه آنچه در شهریور سال 1320 پیش آمده بود شد. درختان زیادی بدون ترتیب و اصول و با شدت زیاد قطع شدند و این بحران در تخریب جنگل به اضافه عوامل دیگر موجب شد که هیأت‌های نظامی وارد کار جنگل شدند. دو نفر سرتیپ، عده‌ای سرهنگ و سرگرد و نظامیان دیگر به استعداد یک لشکر در کلیه ادارات و واحدهای تابع مستقر شدند. در کنار هر مدیر یک سرهنگ و در کنار هر جنگلبان یک سرباز حضور داشت. این دوره که با مدیریت سرلشکر اخوی شروع شد با تحولاتی چند تا سال 1339 ادامه یافت.

تشکیل سازمان جنگلبانی
در سال 1338 قانون جنگل‌ها و مراتع مشتمل بر 28 ماده و 22 تبصره به تصویب رسید و آیین‌نام آن در 3/10/1339 به تصویب هیأت وزیران رسید. در سال 1338 پس از تصویب قانون جنگل‌ها و مراتع کشور، به موجب تصویب نامه شماره 28500 مورخ 21/11/1338 بنگاه جنگل‌ها به سازمان جنگلبانی ایران که در قانون مزبور پیش‌بینی شده بود مبدل گشت و سازمان جدید با اختیاراتی که در قانون فوق پیش‌بینی شده بود شروع به کار کرد.
سازمان در استان مرکزی(تهران، کرج، قزوین، دماوند، محلات، ساوه، قم، تَفرش،

شهرری، شمیرانات، گرمسار، خمین) دارای اداره کل جنگلبانی، در مناطق گیلان، نوشهر و شهسوار(تنکابن)، ‌مازندران، گرگان دارای سرجنگلداری و در سایر استان‌ها دارای اداره جنگلبانی بود.
هدف و وظایف کلی سازمان جنگلبانی ایران که در تیر ماه سال 1346 به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسید به شرح زیر بود:
1- اجرای قانون ملی شدن جنگل‌ها و مراتع مصوب سال 1341
2- حفظ و حراست و بهره‌برداری صحیح از جنگل‌ها و مراتع
3- ایجاد جنگل‌های مصنوعی و توسعه جنگل‌های موجود
4- انجام دادن بررسی‌های مربوط به فرسایش خاک و سایر مسائل مربوط به جنگل
5- آموزش نیروی انسانی لازم برای انجام دادن وظایف محول
قوانینی که از سال 1341 به تصویب رسید از جمله قانون ملی شدن جنگل‌ها و مراتع مصوب دی ماه 1341، قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل ها و مراتع کشور مصوب مرداد ماه 1346، قانون اراضی مستحدثه و ساحلی مصوب مرداد 1346، قانون تشکیل شرکت‌های سهامی زراعی، قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر، قانون بیمه‌های اجتماعی روستاییان و سایر قوانینی که از قبل به تصویب رسیده و مجری کلیه آنها وزارت کشاورزی بود در سال 1346 کار و مسؤولیت زیادی را در وزارت کشاورزی ایجاد کرد که منجر به تقسیم آن و تشکیل چهار وزارتخانه گردید و به دلیل اهمیتی که برای بخش‌های مختلف منابع طبیعی ذکر می‌گردید یکی از این وزارتخانه‌ها وزارت منابع طبیعی بود.
تشکیل وزارت منابع طبیعی
پس از تصویب قانون تأًسیس وزارت منابع طبیعی در سال 1346، تشکیلات وزارت

مزبور در اردیبهشت ماه 1347 به تصویب رسید. به موجب ماده 2 قانون تشکیل وزارت منابع طبیعی، سازمان جنگلبانی و مؤسسات تابع آن با دارایی و بودجه و کارکنان مربوط، به وزارت منابع طبیعی منتقل گردید و شرکت سهامی شیلات ایران و همچنین شرکت بهره‌برداری و صنایع چوب گیلان به این وزارت وابسته شد. همچنین برابر ماده 5 قانون تشکیل وزارت منابع طبیعی به دولت اجازه داده شد سازمان‌های دیگری را که در سایر تشکیلات دولت وجود دارد و وظایف آنها به وظایف وزارت منابع طبیعی مربوط می‌شود پس از تصویب کمیسیون‌های استخدام و دارایی مجل

س شورای ملی و مجلس سنا، با بودجه و دارایی و کارکنان، به وزارت منابع طبیعی واگذار کند. سپس مؤسس تحقیقات منابع طبیعی، به منظور تحقیق و مطالعه و تمرکز کلی تحقیقات مربوط به منابع‌طبیعی در سال 1348، و صندوق عُمران مراتع برای کمک به عُمران و اصلاح مراتع و تهیه و تدارک و توزیع علوفه برای تأمین خوراک دام و فراهم آوردن موجبات تلفیق زراعت و دامپروری و تسهیل اسکان تدریجی عشایر و تأمین تسهیلات لازم برای اجرای طرح‌های مرتعداری وابسته به وزارت منابع طبیعی، در سال 1349 تشکیل شد.
تشکیل سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور
وزارت منابع طبیعی در اجرای قانون جدید تشکیلات و تعیین وظایف «وزارت کشاورزی و منابع طبیعی» و انحلال وزارت منابع طبیعی مصوب 12/11/1350 منحل گردید. برابر موادی از قوانین مزبور که به شرح زیر ذکر می‌گردد سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور به صورت یک سازمان مستقل که رئیس آن در سمت معاونت وزارت کشاورزی و منابع طبیعی قرار داشت تشکیل گردید.
بخش‌هایی از مفاد قانون انحلال وزارت منابع طبیعی
ماده 1- از تاریخ تصویب این قانون وزارت منابع طبیعی منحل و کلیه کارکنان و تشکیلات و وظایف و اختیارات و اعتبارات و دارایی آن وزارت و شرکت‌ها و مؤسسات و واحدهای وابسته به آن و صندوق عمران مراتع به وزارت کشاورزی که از این به بعد وزارت کشاورزی و منابع طبیعی نامیده می‌شود منتقل و یا وابسته می‌گردد و کلیه وظایف و اختیارات وزیر و وزارت منابع طبیعی ناشی از قوانین و مقررات مربوط به منابع طبیعی یا سایر قوانین به وزیر و وزارت کشاورزی و منابع طبیعی واگذار می‌شود.

ماده 2- به منظور انجام وظایف و مقررات مربوط به حفظ، حمایت، احیا، توسعه و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع و اراضی جنگلی و بیشه‌های طبیعی و اراضی مستحدثه ساحلی و حفاظت آبخیزها، سازمانی به نام «سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور» تشکیل می‌شود.
تبصره 1- آن قسمت از تشکیلات و اعتبارات لازم برای اجرای قوانین مربوط و دارایی وزارتمان مذکور منتقل و محول می‌شود. سازمان مزبور دارای شخصیت حقوقی و ذیحسابی مستقل است و رئیس سازمان سمت معاون وزارت کشاورزی و منابع طبیعی را خواهد داشت.
تبصره 2- وزیر کشاورزی و منابع طبیعی می‌تواند هر جزء از وظایف دیگر پیش‌بینی‌شده در ماده 17 این قوانین را که مربوط به وظایف مندرج در این ماده باشد در صورت ضرورت به این سازمان محول کند.
ماده 3- وزارت کشاورزی و منابع طبیعی مکلف است در زمین حفظ منابع طبیعی و جلوگیری از انهدام آنها و بهبود محیط ‌زیست گیاهان و جانوران و پیشگیری از هر اقدامی که زیان‌بخش و موجب بر هم خوردن تناسب و تعادل محیط زیست بشود طبق آیین‌نامه‌های لازم اقدام و بر حسن اجرای مقررات مربوط نظارت کند.
تشکیلات ستاد سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور پس از بررسی‌های لازم در اردیبهشت ماه سال 1351 و تشکیلات تفصیلی واحدهای خارج از مرکز در اسفند ماه سال 1351 به تصویب سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسید.
الحاق سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور به وزارت جهاد سازندگی
در سال 1366 عنوان سرجنگلداری کل در استان‌ها به اداره کل منابع طبیعی تغییر یافت. همچنین اولین شماره مجله جنگل و مرتع در سال 1367 زیر نظر سازمان جنگل ها و مراتع انتشار یافت.
بر اساس ماده واحده قانون تفکیک وظایف وزارتخانه‌های کشاورزی و جهاد سازندگی مصوب 11/6/1369 کلیه امور مربوط به حفظ، احیا، توسعه و بهره‌ برداری از منابع طبیعی(جنگل، مرتع، شیلات و آبخیزداری)، کلیه امور دام و طیور و عمران روستایی، بهسازی، صنایع روستایی و آبرسانی روستاها بر عهده وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت و بر اساس تبصر 1 ماده واحده مذکور، مؤسسات و شرکت‌های تابع و وابسته نیز بر اساس تفکیک وظایف فوق، تابع و وابست وزارتخانه‌های مزبور شدند. بدین ترتیب سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور در زیر مجموعه وزارت جهاد سازندگی قرار گرفت. این سازمان دارای شخصیت حقوقی و ذیحسابی مستقل و رئیس سازمان سمت معاونت وزارت جهاد سازندگی را دارا بود.

تشکیل وزارت جهاد کشاورزی
در سال 1379 وزارت جهاد سازندگی با وزارت کشاورزی ادغام و وزارت جهاد کشاورزی تشکیل و رئیس سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، سمت معاون وزیر جهاد کشاورزی را عهده‌دار شد.

طی مصوبه شورای عالی اداری در 3 تیر 1381 وظایف مربوط به آبخیزداری از وزارت جهاد کشاورزی منفک و به سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور واگذار شد و عنوان این سازمان به سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور تغییر یافت.
تشکیل یگان حفاظت
در اجرای ماده 179 قانون برنامه سوم توسعه و موافقت ستاد کل نیروهای مسلح در بهمن 1382، یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور با معرفی سرهنگ پاسدار تقی ایروانی به سمت فرمانده یگان، از زمستان 1384 آغاز به کار کرد. دستورالعمل تشکیل این یگان بر مبنای پیشنهاد سازمان جنگل ها و نظر تکمیلی ناجا و وزارت کشور در تاریخ 11/11/1382 تصویب شده بود.
تحلیلی بر تغییرات ساختاری در مدیریت جنگل ها
در سال 1318 دایر جنگلبانی در ادار کل فلاحت پا به عرص وجود گذاشت و سپس در برهه های زمانی بعد، به ترتیب با نام ادار جنگلبانی، ادار کل جنگلها، بنگاه جنگلها، سازمان جنگلبانی ایران، وزارت منابع طبیعی، سازمان جنگلها و مراتع کشور، سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور نامیده شد و هم اکنون با همین نام دایر است.
این تغییر نام و عنوان نه تنها مبین گسترش فیزیکی دستگاه بود، بلکه به لحاظ حفاظت منابع و تنفیذ احکام قانونی نیز امری اجتناب ناپذیر و معرف تغییرات کیفی تشکیلات بود. برای مثال بنگاه جنگلها در سال 1318 به آن دلیل تأسیس شد که رعایت قانون محاسبات عمومی، با روح بیولوژیک، نه تنها ناسازگار که بازدارنده و مخل تشخیص داده شده بود و راه حلی جستجو می شد تا دستگاه مسؤول جنگلها بتواند نه از راه پیچاپیچ و بلند شعب و دوایر و ادارات وزارتخانه، که خود به طور مستقل و به هنگام احتیاجات اداری و مالی دستگاه های تابع، پاسخگوی نیاز آنها باشد و با استفاده از عواید حاصل، کمبود اعتبارات عمومی خود را جبران کند. از این رو مؤسسه ای به صورت یک شرکت تجاری دولتی با هیأت مدیره ای مرکب از سه عضو (دو تن از وزارت کشاورزی و یک تن از وزارت دارایی) تأسیس شد و با هدف بی نیاز کردن کشور از واردات تراورس قدم های

اولیه را در بهره برداری از جنگل، در مقام یک دستگاه دولتی برداشت. همچنین تأسیس وزارت منابع طبیعی در نیم دوم سال 1346 به این دلیل بود که هم به گسستگی و پراکندگی فعالیت های مختلف مربوط به منابع طبیعی، یعنی آب، هوا، خاک، جنگل، مرتع و حیات وحش که در دستگاه های متعدد، همچون حلقه های زنجیری به هم متصل اند، پایان دهد و هم فعالیت های منابع طبیعی وزارت کشاورزی، تحت الشعاع کارهای گسترده و متنوع دیگر واقع نشود.

این نیت ستودنی به سبب شرایط خاص زمان به صورت کامل محقق نشد ولی با این همه باید آن را یک فکر منسجم تشکیلاتی به حساب آورد که حتی با محدودیت نسبی دایر عمل و محیط نبودن آن به هم عوامل پیش گفته و علی رغم بودج بسیار اندک و عمر بسیار کوتاه خود، در هم زمینه های مربوط، بر بازده کار آثار مثبتی داشت.

فصل سوم :
آسیب شناسی طرح خروج دام از جنگل های شمال
ضرورت اجرای طرح خروج دام از جنگل
حضور دام و معضل بزرگ در جنگل
حضور دام
تاریخچه دامداری
تاریخچه دامداری در ایران
مشکل حضور دام
دام و انواع خطرات و آسیب ها به محیط زیست
حضور دام در دامداریهای صنعتی

آسیب شناسی طرح خروج دام از جنگل های شمال
طبق بند یک ماده شش تصویب نامه «صیانت از جنگل‌های شمال» هیأت وزیران، سازمان جنگل‌ها و مراتع موظف است تا سال 1388 کلیه دام‌ها را از جنگل خارج کند. طبق آمار موجود در حدود3/3 میلیون واحد دامی در جنگل‌های شمال وجود دارد. برآیند عملکردها مبین این است که این امر در مهلت مقرر تحقق نخواهد یافت و حتی با تاخیری چندین ساله هم بعید است که این تعداد دام به طور کامل از جنگل‌های شمال خارج شود.

یکی از پژوهشگران مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران با اشاره به زیان‌های حضور دام در جنگل گفت: در گذشته تعداد دام کم بود و آسیب‌های وارده به جنگل نیز مهم نبود ولی اکنون به دلیل افزایش تعداد دام و افزایش جمعیت، فشار به جنگل زیاد شده است. “یوسف گرجی بحری” در گفتگو با ایرنا افزود: درگذشته همچنین استفاده از جنگل سنتی بود و چوب صنعتی تولید نمی‌شد و نمی‌توان با استناد به حضور طولانی مدت دامداران در جنگل‌های شمال، ادامه حضور آنها را توجیه کرد. وی اظهار داشت: دامداری سنتی در جنگل‌های شمال به صرفه

نیست و دامداران از روی ناچاری به کار خود ادامه می‌دهند. وی تصریح کرد: چاره آن است که دامداریهای صنعتی ایجاد شود و با زراعت علوفه و استفاده از غذاهای کنسانتره، دامداری سنتی به دامپروری صنعتی تبدیل شود. این پژوهشگر گفت : حضور دام در جنگل از زادآوری طبیعی درختان جلوگیری می‌کند زیرا دام، نهال را می‌خورد و درختان جدید به وجود نمی‌آید و جنگل ، مخروبه

صه‌ای 200هکتاری، سالانه دست کم 200 میلیون تومان است. برخی از کارشناسان معتقدند علت اصلی پیشرفت کند طرح خروج دام ازجنگل‌های شمال، نابسامانی و ضعف تشکیلاتی است. مسؤول سابق طرح ساماندهی جنگل‌نشینان سازمان جنگلها و مراتع دراین‌باره گفت: در ادارات منابع طبیعی، بخش مشخصی برای پیگیری این امر وجود ندارد و فقط یک نفر را مسؤول طرح خروج دام کرده‌اند.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد

پروژه دانشجویی مقاله در مورد مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی و زنان عادی ش


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله در مورد مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی و زنان عادی شهرستان ابهر از طریق آزمون m.m.p.I تحت word دارای 96 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله در مورد مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی و زنان عادی شهرستان ابهر از طریق آزمون m.m.p.I تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله در مورد مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی و زنان عادی شهرستان ابهر از طریق آزمون m.m.p.I تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله در مورد مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی و زنان عادی شهرستان ابهر از طریق آزمون m.m.p.I تحت word :

چکیده :
هدف از تحقیق حاضر مقایسه ضعف‌روانی در بین زنان دارای اختلالات خانوادگی و زنان دارای زندگی عادی شهرستان ابهر از طریق پرسش ناسر m.m.p.I است که فرضیه عنوان شده عبارت است از اینکه ضعف روانی در بین زنان دارای اختلالات خانوادگی بیشتر از زنان دارای زندگی عادی است

جامعه مورد مطالعه زنان حدود سنی 35-30 ساله است که دارای زندگی عادی و دارای اختلالات و مشکل در زندگی هستند که 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده که آزمون بر روی آنها اجرا گردیده و جهت آزمون فرضیه از روش آماری t متغییر مستقل استفاده گردیده که نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که ضعف روانی در بین زنان دارای اختلالات و مشکلات خانوادگی بیشتر از زنان دارای زندگی عادی هستند .

فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه :
روشن است که توصیف موضوع ، مسائل و اختلالهای روانی ، توصیف حصفیه های فاعلی و عینی اختلالها علایم و نشانه‌های آنها ، حصفیه های مجزا و هم چنین پیوستگیهایی که می‌توانند با حصفیه های دیگر داشته باشند و نخستین گام در راه روان شناسی مرضی است و شناختن اختلالات از جمله ضعف‌روانی است . تلاشهایی که در قلمرو پزشکی و روان شناسی به منظور طبقه بندی کردن اختلالهای روانی انجام شده‌اند از قدمت زیادی برخوردار‌اند و بتدریج به تعداد

کثیری طبقه بندگیها کم و بیش جالب منجر شده‌اند . زوبین در سال (1967) در فهرستی که در این باره فراهم کرده است به پنجاه نضام متفاوت اشاره می‌کند که غالب آنها در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند بدین ترتیب بررسی ماهیت ، هدفها و مزایا و معایب و همچنین مشکلاتی که انواع طبقه بندیهایی بیماریهای روانی می‌توانند ایجاد کنند ضروری به نظر می‌رسد و گاهی اوقات عوامل خانوادگی . اختلالات و عدم روابط صحیح زناشویی می‌تواند عامل اصلی در ایجاد بیماریهای روانی بخصوص ضعف روانی در بین زنان شود که طبقه بندی اختلالهای روانی و خانوادگی نه تنها اطلاعاتی درباره‌ی ماهیت که قباد و چگونگی اختلالات روانی می‌تواند باشد روان گسیختگی ب

اید شامل تعدادی خصایص توصیف کننده باشد مثلا کناره گیری از روابط بین شخصی ، در سوگرایی و فقط زمانی که چنین حصفیه هایی وجود دارد که باعث ضعف روانی و روان گسیختگی می‌شود تشخیص بالینی در زمانهای مختلف و تشخیص دو متخصص در مورد یک بیمار مشابه باشد که علل جسمانی و علل خانوادگی متفاوت می‌تواند باعث و عامل مهم آسیب شناختی و روحیه ضعف در فردی باشد و عامل بیماری روانی در فرد به شمار بیاید و بر اساس DSmIV که بر این فرض مبتنی نیست که هر مقوله از اختلالهای روانی مانند افسردگی و ضعف روانی ، جوهری کاملا مستقل و مرزهایی مطلق دارد که آن را از دیگر مقوله‌های اختلالهای روانی یا از زمینه‌های بدون اختلال روانی متمایز می‌کنند هم چنین این پذیرفته نیست که همه‌ی افرادی که در یک مقوله از اختلالهای روانی قرار می‌گیرند در همه‌ی قلمروها به یکدیگر شباهت دارند به این صورت که گاهی اوقات ضعف روانی در افراد اختلال خانوادگی بیشتر و گاهی افسردگی و موارد دیگر که اینها تمام به روحیه افراد مقابل بستگی دارد ( دادستان – 1382 )

بیان مسئله :
مفهوم ضعف روانی به فکرمحاصره و مفهوم بی اختیاری فکر اجبار را القایی می‌کند و درک این مفاهیم بدون مرتبط ساختن آنها با من فرد که در میان آزادانه فکر ، تجسم اعمال خویشتن و احساس محدودیت می کند ، امکان پذیر نیست محدودیتی که فقط بر اساس و به وسیله فعالیت مرضی در هم شکسته می‌شود و آرامش موقت ، تنها از طریق عدم برخورداری با دیگران و عدم روابط صحیح و اشکال و ضعف داشتن همراه است که در این گونه مشکلات روانی بیمار نسبت به اختلال خود هشیار است و آن را تحمیل شده و مرضی می پندارد یعنی در واقع اختلال را نمی‌پ

ذیرد بلکه آن را تحمل می‌کند مع هزا در پاره‌ای از شخصیتهایی که دارای ضعف روانی هستند نشانه مرضی به منزله بخشی از سازمان یافتگی روانی فرد در می‌آید ضعف روانی مشکلات زیادی را در زندگی روزمره به وجود می‌آورند که خود می‌تواند بوجود آورنده از عوامل شخصیتی و خانوادگی و اختلالات در زندگی باشد مثلا عدم توجه دیگران به او و یا عدم برقراری رابطه دوستانه با دیگران می‌تواند ضعف‌روانی را بیشتر و بیشتر کند گریه در گذشته اختلال ضعف روانی بمنزله اختلالی نادر تلقی می‌کردند اما بررسیهای همه‌گیری شناختی اخیر نشان داده اند که 5/2 درصد افراد در سراسر زندگی خود از این اختلال رنج می‌برند ( منصور – 1380 )
سوال مسئله :
آیا بین ضعف روانی زنان دارای اختلافات خانوادگی و زنان عادی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
1- بین ضعف روانی زنان دارای اختلال خانوادگی خانوادگی در زنان دارای تفاوت معنی داری وجود دارد .
اهداف تحقیق
هدف از تحقیق حاضر مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای مشکلات خانوادگی و اختلالات در زندگی مانند عدم تفاهم با همه برسر موضوعاتی مانند عوامل اقتصادی – اجتماعی و . . . در زنان عادی که دارای زندگی سالمی هستند و اینکه آیا مشکلات در زندگی خانوادگی می‌تواند باعث ضعف روانی شود .
اهمیت و ضرورت تحقیق
رفتارهایی که شامل ضعف روانی می‌شود رفتارهایی خاص دوره نوجوانی نیستند در واقع نوجوان مدتها به پنهان کردن رفتارهایی که نشان دهنده ضعف روانی است می‌پردازد و موارد نادری که بر باعث مشکلات حادتری در دوره زندگی می‌شود که این ضعف روانی می‌تواند در محیط خانوادگی و عدم برقراری روابط بین زوجین و حتی قبول نکردن موقعیت حاضر تشدید شود و امید است با پژوهشهایی که انجام می‌دهیم بتوانیم از این اختلالات بخصوص ضعف روانی در افراد بخصوص

زنان که در مشکلات زود تر از مردان قد خم می‌کنند تاثیر مثبتی بگذاریم و بررسی کنیم اختلالات خانوادگی مانند عدم امکانات اقتصادی و یا عدم هماهنگی زوجین هنگام ازدواج که تمام اینها می‌تواند تاثیری در ایجاد ضعف روانی و دیگر اختلالات روانی در بین افراد بخصوص زنان شود که این گونه تحقیقات می‌تواند در مراکز و نهادهای خانوادگی نقش بسزایی داشته باشد .

فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق

زمینه‌ی تاریخی آسیب شناسی روانی
هدف این فصل آشنا ساختن دانشجو با موضوع ، تعریف و مفهوم آسیب شناسی روانی است .
اما قبل از آن ، زمینه‌ی تاریخی مربوط به اختلالات روانی را به اختصار مرور می‌کنیم .
ممکن است چنین تصور شود که بررسی تاریخی آسیب شناسی روانی کاری بی‌فایده است ، زیرا بدون شک اطلاعات جدید ، موثرتر ،؛ دقیقتر و منطقی تر از دانشهای زمانهای گذشته است و بهتر است به جای سیر در تاریخ گذشته‌ی این علم ، توجه خود را معطوف به اطلاعات جدید بنمائیم . اما واقعیت آن است که این اطلاعات جدید حاصل کار و تلاش گذشتگان است و بررسی آنها زمینه را برای شناخت اطلاعات جدید آماده می‌سازد . تاریخچه‌ی هر علم شرح تکامل افکار ، بازتابها ، نگرشها ، و باورهای انسان طی هزاران سال است . بررسی این رویدادها و تحولات بسیار با ارزش است ؛ زیرا اطلاعاتی به دست می‌دهند که می‌توانند در فهم و ارزیابی این علم سودمند باشند .
نظریه‌های اولیه درباره‌ی اختلالات روانی این بود که شیطان در درون فرد مبتلا جایگزین شده و موجب اختلال رفتار وی گردیده است . به تعبییر دیگر نظریه‌های اولیه درباره‌ی رفتار نابهنجار و تبیین نابهنجاری نیروهای جادوئی و ماورالطبیعه مانند دیو ، شیطان و ارواح خبیثه بودند . بنابراین ، برای درمان فرد مبتلا کوشش می‌شد تا شیطان از درون وی بیرون رانده شود . به همین دلیل آنان را شکنجه می‌کردند ، شلاق می‌زدند ، می‌سوزاندند و با ابزارهای بسیار ابتدائی مانند سنگ جمجمه‌هایشان را سوراخ می‌کردند ، و به سحر و جادو متوسل می‌شدند . کشف جمجمه‌های سوراخ شده مؤید این موضوع است . نوشته‌های چینیها ، مصریها ، عربیها ، یونانیها نیز نشانگر این موضوع است که اینگونه اختلالات را به جایگزین شدن دیو در بدن فرد مبتلا نسبت می‌داده‌اند . در یونان قدیم ( 800 سال قبل از میلاد ) رفتار آشفت فرد به عنوان تنبیهی در برابر نافرمانی از خدایان تعبیر می‌شده است . این عقیده نه تنها در اقوام اولیه وجود داشت ؛ بلکه در سد میانه نیز نفوذ و توسعه فراوارانی یافت .
در خلال عصر طلائی یونان پیشرفت قابل توجهی در فهم و درمان بیماریهای روانی به وقوع پیوست . بقراط ( 357- 460 پیش از میلاد ) پزشک بزرگ یونان که ” پدر پزشکی جدید ” نامیده شده است مداخله خدایان و دیوها را در ایجاد بیماریها رد کرد . بر اساس نظریه بدنی ، علت بیماریهای روانی اختلال در اعضای مختلف بدن به خصوص مغز بود . بقراط معتقد بود که مغز فرمانده بدن است و

بیماریهای روانی مربوط به اختلال در آن است . همچنین بقراط علت اختلال روانی را عدم تعادل فرآورده‌های مزاجی توصیف می‌کرد . پیش از او مصریان قلب را محل حیات روانی و هیجانی می‌دانستند .
بقراط و پیروان وی به دلیل تشخیص و درمان بیماریهای روانی شهرت ویژه ای یافتند . بقراط انواع مختلف بیماریهای روانی را به سه طبقه‌ی کلی : مانی ، مالیخولیا ، و زوال عقل یا بیماری مغزی طبقه بندی می‌نماید و توصیفهای بالینی مفصل درباره‌ی هر یک از این سه طبقه بیماری به دس

ت می‌دهد . او باور داشت که علت حمله‌های صرعی آسیبهای مغزی است . بقراط تاکید نمود که اختلالات روانی علل طبیعی داشته و مثل سایر بیماریها مستلزم درمانند . روشهای درمانی وی شامل استراحت کردن ، حمام گرفتن ، و رژیم غذائی خاص بود .
افلاطون( 347 – 429 قبل از میلاد ) مسائل مربوط به افراد آشفته‌ی روانی را که مرتکب قتل می‌شدند مورد بررسی قرار داد و آشکارا اظهار داشت که این افراد مسؤول جنایات خویش نیستند و نباید با آنان بدانگونه که با سایر جانیان رفتار می‌شود رفتار نمود . او رفتار هر فرد را نتیجه‌ای از تعارض بین استدلال و هیجان می‌دانست و بر خلاف کسانی که علت رفتار نابهنجار را بدنی می‌دانستند ، بر نیروی تفکر تاکید ورزید و اظهار داشت که ذهن تنها واقعیت حقیقی وجود انسان است . به نظر وی شخصیت آرمانی شخصیتی است که به ویژه توسط فکر و استدلال رهبری شود . افلاطون عقیده داشت که رفتار انسان تحت نفوذ و استیلای نیازهای بدنی و غریزه‌های طبیعی وی است .
ارسطو ( 322 – 384 پیش از میلاد ) شاگرد افلاطون بود ولی از عقاید وی پیروی نمی‌کرد . او بیشتر پیرو عقاید بقراط درباره‌ی مزاجهای چهارگانه بود و عقیده داشت که مزاجهای گرم موجب تمایلات عاشقانه و پر حرفی می‌شود و نیز موجد تکانه‌های خودکشی در فرد است . او درباره‌ی استدلال و آگاهی ، مطالب زیادی نوشت ، و حالتهای هیجانی و انگیزشی از قبیل ترس ، خشم ، حسادت ، تنفر ، شجاعت ، و شفقت را مورد بحث و بررسی قرار داد. ارسطو خشم را محصول نگرش فرد درباره‌ی ناروائی و بی عدالتی می‌دانست و معتقد بود که ترس نتیجه‌آگاهی فرد از

خطر و انتظار شکست یا طرد شدگی است . او درباره‌ی لذت و الم مفاهیمی را مورد استفاده قرار داد که با اصول عقاید فروید و پیروانش شبیه بود .
در سالهای اولیه مسیحی ، سنت اگوستین ( 430 – 345 بعد از میلاد ) بسیاری از اندیشه‌های جدید درباره‌ی اختلالات روانی را پیش بینی نمود . او به عنوان یک حکیم و فیلسوف الهی زمینه را برای نظریه‌های روان پویائی درباره‌ی رفتار نابهنجار هموار ساخت . اگوستین مطالب گسترده ای درباره‌ی احساسات و کشمکشهای روانی در انسان نوشت ، به طوری که ممکن است بتوان

وی را پیشگام مکتب تحلیل روانی دانست . او مانند فروید به معصوم بودن کودکان اعتقاد نداشت و نقش تکانه‌های پرخاشگری در کودکان و نیاز به کنترل اوضاع محیطی را مورد بحثص قرار داد . اگوستین با بیان این نکته که درون نگری و کشف زندگی هیجانی درونی ، منبع با ارزشی برای دانش روان شناسی است ؛ سهم بزرگی در روان‌شناسی نابهنجاری نوین داشته است .

در سده‌ی میانه نگرش اخلاقی ، انسانی ، و خوش بیانه که نسبت به انسان در سالهای اولیه مسیحی و جود داشت از بین رفت و جای خود را به افکار و عقاید ضد روشن اندیشی بخشید . اعتقاد به ارواح خبیثه مجددا با نیروی شدید ظاهر گردید . مثلا در قرون سیزده و جهارده بیماران روانی را شکنجه می‌کردند تا شیطان از ذهنشان خارج شود . با این وجود کسانی بودند که بر خلاف جریان آب شنا می‌کردند . مثلا پاراسلسوس به کسانی که به ارواح خبیثه اعتقاد داشتند حمله کرد و ناسازگاریهای روانی را پدیده‌ای طبیعی دانست . او به نجوم اعتقاد داشت و پدیده‌های طبیعی را به سیارات و ستارگان نسبت می‌داد . با وجود چنین اندیشه‌های روشنگرانه‌ای ، افکار خرافی و تعصب آلود در سده‌های میانه همچنان رواج داشت و دانشی را که نسلهای قبل اندوخته بودند ؛ دگرگون ساخت .
در اواسط قرن پانزدهم تلاشی چشمگیر ر جهت بردباری و مدارا نسبت به رفتار نامانوس بیماران روانی آغاز گشت . اعتقاد به جادوگری دگرگون شد و نزدیک به سیصد سال بعد ، اروپا درگیر ترسی دیوانه وار نسبت به جادوگران گردید ، ترسی که منجر به کشتن و از بین بردن هزاران تن از جادوگران شد .
تحول اجتماعی و فکرذی بزرگی در اواخر سده‌های پانزدهم و شانزدهم ایجاد شد . با پیدایش سرمایه داری ، ارزشهای فردی جایگزین ارزشهای ساده‌ی اجتماعی گردیدند ، شهرها جایگزین جوامع روستائی شدند و ساختار خانوادگی و روستائی سده‌ی میانه رو به اضمحلال نهاد . تفرقه و اختلاف کلیسا‌ها را فرا گرفت و نهضت پروتستان ، قسمت اعظم اروپا را درگیر جنگهای مذهبی ساخت و این عوامل موجب بر هم زدن توازن اجتماعی بیشتری شدند .
در خلال این بی ثباتی گسترده‌ی اجتماعی عقایدی درباره‌ی جادوگران ظاهر گشت و آنان به

عنوان کسانی که با شیطان هم پیمان بوده و از آزار و اذیت دیگران لذت می‌برند تلقی شدند و این حکم که هر مرد یا زنی که اقدام به احضار ارواح کند محکوم به مرگ است به اجرا در آمد . کلیسا جادوگری را خطای حواس و نوعی الحاد و ارتداد نسبت به خداوند دانست که باید از طریق کلیسای رم سرکوب شود .
اولین نهضت انسان گرایانه درباره‌ی بیماری‌های روانی با کار فیلیپ‌پینل ( 1826 – 1745 ) درفر

انسه آغاز گشت . پینل‌که از 1792 رئیس‌بیمارستان روانی بیستر در فرانسه شد دستور داد تا زنجیر از دست و پای بیماران روانی بردارند و از شکنجه و آزار آنان اجتناب ورزند و با آنان مانند یک انسان بیمار رفتار کنند . در خلال این دوره ، درمانگری اخلاقی در حد بالنسبه وسیعی در بیمارستانهای روانی مورد استفاده واقع شد . گرچه ، ممکن بود درمانگری اخلاقی ، غیر عملی باشد ولی بی‌تردید بسیارموثر واقع شد .
به‌رغم نتایج موثری که درمانگری اخلاقی در برداشت ، به دلیل پذیرش این عقید که دیوانگانافراد بیمار هستند و فقط درمانگری اخلاقی نمی‌تواند موثر باشد ، در نیمه دوم قرن نوزدهم این روش درمانگری رو به اضمحلال گذاشت .
از‌اوائل قرن نوزدهم اطلاعات مربوط به فیزیولوژی ، تشریح ، عصب شناسی ، شیمی و پزشکی عمومی به سرعت افزایش یافت . این پیشرفتها به کشف تدریجی زیربنای آسیب شناختی عضوی بسیاری از بیماریهای بدنی منتهی گشت و این گام موثر دیگری بود که دانشمندان بیماریهای روانی را به عنوان اختلالاتی بر اساس آسیب شناختی عضوی معین بنگرند .
در1858 امیل‌کراپلین نقش‌مهمی‌در‌ایجاد‌نظریه‌‌ی‌بدنی ایفا نمود . او بر اهمیت آسیب شناختی مغزی در بیماریهای روانی تاکید نمود ، هرچند به اقدامات موثر دیگری توصیف می کردند . پیش از او مصریان قلب را محل حیات روانی و هیجانی می دانستند .
بقراط‌و‌پیروان‌وی‌به‌دلیل‌تشخیص و درمان بیماریهای روانی شهرت ویژه‌ای یافتند . بقراط انواع مختلف بیماریهای روانی را به سه طبقه‌ی کلی : مانی، مالیخولیا ، و زوال عقل یا بیماری مغزی طبقه بندی می‌نماید و توصیفهای بالینی مفصل درباره‌ی هر یک از این سه طبقه بیماری به دست می‌دهد . او باور داشت که علت حمله‌های صرعی آسیبهای مغزی است . بقراط تاکید نمود که اختلالات روانی علل طبیعی داشته و مثل سایر بیماریها مستلزم در مانند . روشهای درمانی وی شامل استراحت کردن ، حمام گرفتن ، و رژیم غذائی خاص بود .

افلاطون ( 347 – 429 قبل از میلاد ) مسائل مربوط به افراد آشفته‌ی روانی را که مرتکب قتل می‌شدند مورد بررسی قرار داد و آشکار اظهار داشت که این افراد مسؤول جنایات خویش نیستند و نباید با آنان بدانگونه که با سایر جنایان رفتار می‌شود رفتار نمود . او رفتار هر فرد را نتیجه‌ای از تعارض بین استدلال و هیجان می‌دانست و بر خلاف کسانی که علت رفتار نابهنجار را بدنی

می‌دانستند ، بر نیروی تفکر تاکید ورزید و اظهار داشت که ذهن تنها واقعیت حقیقی وجود انسان است . به نظر وی شخصیت آرامانی شخصیتی است که به ویژه توسط فکر و استدلال رهبری شود . افلاطون عقیده داشت که رفتار انسان تحت نفوذ و استیلای نیازهای بدنی و غریزه‌های طبیعی وی است .
ارسطو ( 322 – 348 پیش از میلاد شاگرد افلاطون بود ولی از عقاید وی پیروی نمی‌کرد . او بیشتر پیرو عقاید بقراط درباره‌ی مزاجهای چهارگانه بود و عقیده داشت که مزاجهای گرم موجب تمایلات عاشقانه و پر حرفی می‌شود موجد تکانه‌های خودکشی در فرد است . او درباره‌ی استدلال و آگاهی ، کطالب زیادی نوشت ، و حالتهای هیجانی و انگیزشی از قبیل ترس ، خشم ، حسادت ، تنفر ، شجاعت ، و شفقت را مورد بحث و بررسی قرار داد . ارسطو خشم را محصول نگرش فرد درباره‌ی‌ناروائی و بی عدالتی می‌دانست و معتقد بود که ترس نتیجه‌ی آگاهی فرداز خطر و انتظار شکست یا طرد شدگی است . او درباره‌ی لذت و الم مفاهیمی را مورد استفاده قرار داد که با اصول عقاید فروید و پیروانش شبیه بود .
در سالهای اولیه مسییحی ، سنت‌اگوستین ( 430 – 354 بعد از میلاد ) بسیاری از اندیشه‌های جدید درباره‌ی اختلالات روانی را پیش بینی نمود . او به عنوان یک حکیم و فیلسوف الی زمینه را برای نظریه‌های روان پویائی درباره‌ی رفتار نابهنجار هموار ساخت . اگوستین مطالب گسترده‌ای درباره‌ی احساسات و کشمکشهای روانی دانست . او مانند فروید به معصوم بودن کودکان اعتقاد نداشت و نقش تکانه‌های پرخاشگری در می‌دهند که می‌توانند در فهم و ارزیابی این علم سودمند باشند .
نظریه‌های اولیه درباره ی اختلالات روانی این بود که شیطان در درون فرد مبتلاجایگزین شده و موجب اختلال رغتار وی گردیده است . به تعبیر دیگر نظریه‌های اولیه درباره‌ی رفتار نابهنجار و تبیین نابخنجاری نیروهای جادوئی و مارالطبیعه مانند دیو ، شیطان و ارواح خبیثه بودند . بنابراین ، برای درمان فرد مبتلا کوشش می‌شد تا شیطان از درون وی بیرون رانده شود . به همین دلیل آنان

را شکنجه می‌کردند ، شلاق می‌زدند ، می‌سوزاندند و با ابزارهای بسیار ابتدائی مانند سنگ جمجمه‌هایشان را سوراخ می‌کردند ، و به سحر و جادو متوسل می‌شدند . کشف جمجمه های سوراخ شده مؤید این موضوع است . نوشته‌های چینی‌ها ، مصریها ، عربیها ، یونانیها نیز نشانگر این موضوع است که اینگونه اختلالات را به جایگزین شدن دیو در بدن فرد مبتلا نسبت می‌داده‌اند . در یونان قدیم ( 800 سال قبل از میلاد ) رفتار آشفته‌ی فرد به عنوان تنبیهی در برابر نافرمانی از خدایان تعبیر می‌شده است . این عقیده نه تنها در اقوام اولیه وجود داشت ؛ بلکه در سده‌ی میانه نیز نفوذ و توسعه فراوانی یافت .
در خلال عصر طلائی یونان پیشرفت قابل توجهی در فهم و درمان بیماریهای روانی به وقوع پیو

ست . بقراط ( 357 – 460 پیش از میلاد ) پزشک بزرگ یونان که ” پد پزشکی جدید ” نامیده شده است مداخله‌ی خدایان و دیوها را در ایجاد بیماریها رد کرد . اساس نظریه‌ی بدنی ، علت بیماریهای روانی اختلال در اعضای مختلف بدن به خصوص مغز بود . بقراط معتقد بود که مغز فرمتنده بدن است و بیماری‌های روانی مربوط به اختلا در آن است . همچنین بقراط علت اختلالت روانی را عدم تعادل فرآورده های مزاج ( صفرا ، سودا ، خون ، وبلغم ) می‌دانست . او مغز را مهمترین عضو بدن وتعبیر کننده‌ی آگاهی.
اختلال وسواس – بی اختیاری
1 – تعریف
مفهوم وسواس ، فکر « محاصره » و مفهوم « بی اختیاری » فکر اجبار را القاء می‌کند و درک این مفاهیم بدون مرتبط ساختن آنها با « من » فرد که در بیان آزادانه فکر ، تجسم و عمل خویشتن ، احساس محدودیت می‌کند ، امکان پذیر نیست ؛ محدودیتی که فقط بر اساس و به وسیله فعالیت مرضی درهم شکسته می‌شود و آرامش موقت ، تنها از طریق تکرار به دست می‌آید .
بیمار نسبت به اختلال خود هشیار است و آن را تحمیل شده و مرضی می‌پندارد ، یعنی در واقع ، اختلال را نمی‌پذیرد بلکه آن را تحمل می‌کند . مع هذا در پاره ای از شخصیتهای وسواسی ، نشانه مرضی به منزله بخشی از سازمان یافتگی روانی فرد در می‌آید ( آیسنک ، 1979 ) .
بناب این ، وسواس در واقع فکر ، کلمه یا تصویری است که به رغم اراده‌ی انسان ، به هشیاری وی هجوم می‌آورد ، سازمان روانی را تحت سیطره خود قرار می‌دهد و اظطراب گسترده‌ای را در فرد بر می‌انگیزد .
وسواسها را به علت جنبه تحمیلی آنها نمی‌توان با نگرامنهیای مفرط درباره‌ی مسائل واقعی یکسان دانست ، چراکه تلاش فرد به منظور بی توجهی یا مقاوت نسبت به آنها به تشدیدتر از پیش ، از نو بروز می‌کنند .

گرچه ممکن است چندین نوع وسواس همزمان با یکدیگر در یک شخص مشاهده شود اما متخصصان بالینی ، متمایز کردن انواع وسواسها را مفید دانسته‌اند :
تصویرهای وسواسی گاهی ذهن را به گونه‌ای تسخیر می‌کنند که گویی تصویر بر آن حک شده است . مثلا مادری می‌تواند مدام تصویر به خون آلوده فرزندش را ببیند و یا فردی ممکن است بدون وقفه ، صحنه های منع شده‌ی جنسی را تصویر سازی کند .

فکر وجود میکرب در همه جا و ترس از خطر سرایت بیماری موجب می‌شود تا فرد از دست زدن به همه چیز اجتناب کند .
تردیدهای وسواسی ممکن است بر زندگی گذشته و یا آینده متمرکز شوند . تردید وسواس آمیز نسبت به گذشته ، به باز پدید آوری دائم آن منجر می‌شود و پرسش فرد از خود درباره‌ی درست بودن اعمال گذشته و پیامدهای آنها ، دلمشغولی اصلی وی را تشکیل می‌دهد . تردید نسبت به آینده زندگی را دچار اختلا می‌سازد . چراکه توانایی تصمی گیری را از فرد سلب می‌کند .
اعمال بی اختیار ( شستن ، وارسی کردن ، لمس کردن و جز آن ) به منزله رفتارهای انعطاف ناپذیری هستند که شخص برای پیشگیری یا کاهش حالت درماندگی و اضطراب ، خود را مجبور به انجام آنها می‌بیند و تصور می‌کند که اگر ان اعمال را انجام ندهد ، حادثه‌ای وحشتناک که ماهیت آن نیز مشخص نیست ، به وقوع خواهد پیوست .
بدین ترتیب مشاهده می‌شود که رفتارهای وسواسی دارای دو دامنه‌اند :
– افکار وسواسی ( وسواس ذهنی شده ) ؛
– اعمال اختیار
گرچه پاره ای از افراد مبتلا به وسواس می‌توانند تنها دارای افکار وسواسی یا اعمال بی‌اختیار باشند ، اما در اغلب موارد افکار وسواسی با اعمال بی اختیار همراهند . در واقع ، اعمال اخیر غالبا به منزله پاسخی در برابر افکار وسواسی هستند . به عنوان مثال ، اگر فردی مدام درباره‌ی ایمنی خانه‌ی خود تردید کند ، ممکن است به وارسی مکرر قفلها یا شعله‌های گاز و غیره بپردازد و یا اگر کسی به گونه‌ای وسواس آمیز از سرایت بیماری بترسد ، احتمال دارد که با شستشوی دائم خود با این فکر وسواسی مقابله کند . بدین ترتیب ، بسیاری از افکار وسواسی به اعمال بی اختیار منجر می‌شوند . اما در پاره‌ای از موارد ، اعمال بی اختیار با اضطراب توام نیستند و در صورت اخیر شاید بهتر باشد که اصطلاح اعمال آیینی در مورد آنها به کار بسته شود .
گرچه وسواس _ بی‌اختیاری معمولا در نوجوانی یا نخستین سالهای جوانی آغاز می‌شود اما امکان بروز آن در خلال کودکی نیز وجود دارد ( DSM IV ، 1994 ) .

کانر این نکته را تایید می‌کند که بندرت کودکان قبل از سنین چهارده تا پانزده سالگی را به علت وجود وسواس _ بی‌اختیاری به مراکز درمانگری ارجاع می‌دهند ، با این حال مولفان دیگر( هال ، 1932 ؛ برمن ، 1942 ؛ رگنر ، 1959 و دیگران ) به مواردی اشاره کرده‌اند که در کودکان کم‌سن آغاز شده است . براساس نظر آنتونی ، تقریبا 20 درصد از اختلال‌های وسواسی قبل از پانز

ده سالگی و 50 تا 60 درصد آنها قبل از بیست سالگی ، شروع می‌شوند ( آنتونی ، 1967 ) .
جاد براساس مشاهد‌ه‌ی 405 کودک دوازده‌ساله یا کم سن تر ، 34 مورد وسواس – بی‌اختیاری را خاطر نشان می‌سازد که از آن میان ، فقط پنج کودک دارای منظومه‌ی نشانه‌های وسواس- بی‌اختیاری بوده‌اند .
بررسی سوابق بزرگسالان وسواسی نشان می‌دهد که نخستین تجربه‌هایی که می‌توانند به منزله نشانه‌ی مرضی در نظر گرفته شوند زودرس بوده‌اند . اسکوگ ( 1965) که به بررسی آمارای وسیعی درباره‌ی نشانگان وسواس در بزرگسالان دست زده است ، عقیده دارد که اختلالهای وسواسی بسیار زودتر از بی‌نظمیهای روانی دیگر متجلی می‌شوند . وی خاطر نشان می‌سازد که این نشانه‌ها در 5 تا 6 درصد از موارد ، قبل از ده سالگی ، در 10 درصد بین ده تا چهارده‌سالگی و در 15 تا 16 درصد بین چهارده تا نوزده سالگی بروز کرده‌اند .
به نظر می رسد که در حال حاضر ، این نکته پذیرفته شده است که هرجند بی‌نظمیهای وسواسی می‌توانند گاهی به صورت زودرس متجلی شوند ، اما نشانگان واقعی وسواس پیش از سن معین و حدی از تحول روانی ( تقریبا هفت سالگی ) آشکار نمی‌گردد ( کولون1 ، 1960 ؛ پریک ، 1952 ) . بنابراین می‌توان گفت که آنچه در کودک به وفور مشاهده می‌شود اعمال بی‌اختیار یا آیینی است در حالی که افکار وسواسی بندرت دیده می‌شود .
گرچه در گذشته ، اختلال وسواس – بی‌اختیاری را به منزله‌ی اختلالی نادر تلقی می‌کردند اما بررسیهای همه گیری شناختی اخیر ، نشان داده‌اند که 5/2 درصد افراد در سرار زندگی خود از این اختلال رنج می‌برند ( DSM IV ، 1994 ) . و در تحقیق دیگری ( مایرز و همکاران ، 1984 ) فراوانی آن را بین 1 تا 2 درصد تخمین زده‌اند و بدین ترتیب ، این اختلال از لحاظ فراوانی ، در مرتبه‌ی چهارم یا پنجم اختلالهای روانی قرار می‌گیرد .
سن متوسط بروز این اختلال در مردان پایین تر از زنان است بدین معنا که آغاز آن در مردان بین 6 تا 15 سالگی و در زنان بین 20 تا 29 سالگی قرار دارد . غالبا بروز آن تدریجی است اما در پاره‌ای از موارد نیز به بروز ناگهانی آن اشاره شده است ( DSM IV ، 1994 ) .
2 شکل گیری وسواس در جریان تحول
نشانه شناسی اختلا وسواس – بی‌اختیاری در کودک نمی‌تواند به توصیف

ساده‌ی نشانه ها بدون در نظر گرفتن چهار‌چوب تحولی آن محدود شود ، چرا که این یا ان نشانه ی قالبی یا آیینی ، برحسب مرحله‌ی تحول کودک می تواند جنبه‌ی بهنجار یا مرضی داشته باشد . به عنوان مثال ، وجود پاره ای از رفتارهای آیینی در خلال تحول الزامی است و فقدان آنها می‌توانند نشان دهنده‌ی یک نابهنجاری تحولی باشد .
2-1 رفتارهای آیینی دوره‌ی اول و دوم کودکی آیینی شدن بی‌اختیار کودک به تحول بهنجار او وابسته است . به عنوان مثال ، « واکنشهای دورانی » متفاوتی را که پیاژه توصیف کرده است به منزله‌ی طرح اجمالی یک عمل آیینی قلمداد کرده‌اند . در خلال چنین ف

عالیتهایی ، لذت و بی‌لذتی در عین حال به وجود می‌آیند : لذت از تکرار دست ورزی و بی‌لذتی ناشی از ناپدید شدن شئ و باز هم لذت از دوباره یافتن آن .
بعدها بازی تکراری ساختن و خراب کردن مشاهده می شود که بخوبی معلوم نیست که کودک از ساختن برج با مکعبها بیشتر لذت می برد یا خراب کردن آن .
اعمال آیینی در همه‌ی شکلهای یادگیری و بخصوص در زمینه‌ی نظافت و تغذیه که تابع آهنگ منظم و تحمیل شده‌ای هستند نیز مشاهده می‌شوند . در مقابل عادتهایی که بزرگسال سعی در ایجاد آنها دارد ، اغلب کودک آیینها و عادتهای خاص خود را ، که بسیاری از مادران مضطرب و کمال‌جو بسختی می‌پذیرند ، قرار می‌دهد .
از سنین بسیار پایین ، آیینهای به خواب رفتن بروز می‌کنند ( قرار گرفتن ملحقه‌ها به شکلی خاص ، تحمیل پاره‌ای از بازخوردها به مادر ، در آغوش گرفتن شئ یا حیوانی خاص در وهله‌ی به خواب رفتن و جز آن ) و بسیاری از این عادتها به تحول کودک وابسته‌اند .
مع‌هذا در سراشیب مرحله‌ی مقعدی و به هنگام گسترد‌ه‌ی احلیلی و ادیپی ، اگر هراس فراوانترین نوع رفتار است ، کوشش در مهار کردن اضطراب از راه اعمال آیینی ، رفتارهای پیش پا افتاده‌ای هستند که در اکثر مواقع با هراسها همراهند یا در پی آنها بروز می‌کنند و مانند هراسها ، از این اعمال نیز در حدود هفت تا هشت سالگی دیگر اثری دیده نمی‌شود .
2-2 رفتارهای آیینی و وسواس – بی‌اختیاری دوره‌ی سوم یا مرحله نهفتگی
در مرحله نهفتگی یعنی هنگامی که تحکیم « من » آغاز می‌شود و مکانیزمهای دفاعی سازمان می‌یابند ، کودک در برابر خواسته‌های جامعه ( آموزشگاهی ، اجتماعی ، مذهبی ) ، هشیاری نسبت به شخصیت و تکالیف خود و واقعیتی که مبنای آن لذت نیست ، فرار می‌گیرد. و درپاره‌ای از شراط ، رفتارهای آیینی مراحل پیشین تداوم می‌یابند ؛ آیینهایی که در حول‌و‌حوش هم مفاهیم یا کنشهای در حال شکل گیری ( یادگیریها ، هشیاری نسبت به من ، عشق والدین ، مسائل آموزش‌و‌پرورشی ، احساسات اخلاقی یا مذهبی ، مسائل جنسی ، معنای مرگ و جز آن ) متمرکز می‌شوند . کودکان مسائلی درباره‌ی خوبی، بدی و پاکی را برای خود مطرح می‌کنند

؛ مسائلی که تردید اضطراب آمیز کودک ، کمال جویی و احساس نقص بر آنها سایه می‌افکند .
در این هنگام است که رفتارهای بی‌اختیار از نوع آیینهای خوابیدن ، شستشو کردن ، ترتیب و شمارش ، نیاز آمرانه به لمس کردن اشیاء یا خودداری از لمس آنها و جز آن مشاهده می‌شود ؛ رفتارهایی که به بروز پاره‌ای از رگه‌های شخصیت فقدان آزادی در بیان لفظی ، رفتار بزرگسالانه و جز آن ، منجر می‌گردند .

از لحاظ حرکتی ممکن است با نوعی بازداری روانی – حرکتی یا ناپایداری روانی – حرکتی مواجه شویم .
موشکافی مفرط کودک با سیال نبودن فکر او همراه است ، اما نتیجه کار وی به رغم کندی ، خوب است . معمولا در این کودکان ، گسترده‌ی رغبتها محدود است و توجه آنها به زمینه‌های زمینه‌های خاصی ( مانند الکتریسیته ، نجوم وکارهای هنری ) معطوف می‌شود ، تا جایی که محدودیت بر تحول اجتماعی و تحقق سایر زمینه‌ها اثر می‌گذارد . گاهی عشق به خواندن به صورت یک وسواس واقعی در می‌آید . به نظر می‌‌رسد که محدودیت چهارچوب رغبتها ، به منظور هدایت فکر به سوی مسائل انتزاعی باشد تا امکان حذف خیالبافی‌های خطرناک فراهم گردد .
به طور کلی می‌توان گفت که رفتارهای بی‌اختیار در کودکانی که در مرحله رکود یا نهفتگی قرار دارند به دو صورت آشکار می‌شوند :
– رفتارهای آیینی پاره‌ای از آنان در یک جو خانوادگی « وسواس زده » توحید می‌یابند ؛ جوی که غالبا چنین رفتارهایی را اغماض می‌پذیرد و حتی نسبت به آنها نظری مساعد دارد . در این موارد به ندرت رفتارهای آیینی منجر به ناراحتی یا تنش در کودک می‌شوند گرچه در اکثر مواقع ، با مجموعه‌ای از رگه‌های رفتاری همراهند که سازمان یافتگی وسواسی را به یاد می‌آورند .
– در پاره‌ای دیگر از موارد ، به نظر می‌رسد که وسواس – بی‌اختیاری نشانگر کوششهای کم و بیش نومیدانه کودک در مهارکردن کشاننده‌هایی است که وی آنها را خطرناک و ویرانگر به حساب می‌آورد . در این صورت ،‌معنای رفتارهای بی‌اختیار یا آیینی ، حفظ همسانی و ثبات محیط و تضمین ایستایی آن است و به سازمان یافتگیهای روان گسسته که واجد رفتارهای آیینی فراوانی هستند ، نزدیک می‌شود .
2-3 وسواس ـ بی‌اختیاری در دوره‌ی نوجوانی
رفتارهای وسواس ـ بی‌اختیار رفتارهای خاص دوره‌ی نوجوانی نیستند . در واقع ، نوجوان مدتها به پنهان کردن رفتارهای وسواسی یا اعمال بی‌اختیار خود می‌پردازد و موارد نادری که به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند ، معمولا مواردی هستند که در آنها کنش ورزی روانی و حتی رفتارهای روز مره فرد به طور وخیمی دچار اختلال شده است . البته وجود پاره‌ای از رفتارهای بی‌اختیار یا برخی از رگه‌های شخصیت وسواسی در نوجوان می‌تواند مبین کوشش « من » در مهار کردن نیازهای کشاننده‌ای اضطراب انگیز یا مع شده باشد ، در حالی که فزونی و تعداد رفتارهای بی‌اختیارو افکار وسواسی نشان دهنده‌ی کوشش در حفظ انسجام وحدت روانی و بدنی در نوجوانی اس

ت که در آستانه‌ی شف پسیکوزی قرار دارد ( مارسلی ، 1984 ) .
به طور کلی در بررسی وسواس – بی‌اختیاری در خلال نوجوانی لازم است که دو نوع رفتار متمایز شوند : وسواسها و اعمال بی‌اختیار به معنای اخص و فکر وسواسی یا نشخوار فکری از نوع وسواسی .
الف ) وسواسها و رفتارهای بی‌اختیار
گرین ( 1965 ) هفت موضوع اصلی را در قلمرو وسواس بزرگسال متمایز کرده است :
– موضوعهای مذهبی و ماوراء الطبیعه‌ای .

– موضوع‌های اخلاقی
– موضوع‌های حمایتی علیه خطرهای برونی .
– موضوعهای موشکافانه .
– موضوعهایی درباره‌ی گذشت زمان .
– موضوعهایی درباره‌ی پاکی ، نظافت و حمایت بدنی .
– موضوعهایی مربوط به نظم و ترتیب و قرینگی .
می‌توان این موضوع‌های متفاوت را در نوجوان نیز مشاهده کرد اما پاره‌ای از آنها شد موضوعهای مربوط به ترتیب و قرینگی و موضوعهای نظافت و حمایت بدنی ، فراوانترند .
موضوعهای مربوط به نظم و ترتیب به خصوص در زمینه‌ی کار تحصیلی ، منظم کردن وسایل و کیف مدرسه ، بازنویسی دروس و تکالیف مشاهده می‌شوند . گاهی نیز آینهایی در منظم کردن اتاق و شیوه‌ی لباس پوشیدن دیده شده‌اند .
موضوعهای مربوط به نظافت و حمایت بدنی در حول ترس از سرایت میکربها و بیماریها متمرکزند و می‌توانند به افکار وسواسی و رفتارهای بی‌اختیار فراگیر منجر شوند : شستشوی مکرر ، رفتار امحاء براساس لمس کردن ، برنامه‌های حمایتی متنوع ( استفاده از چند زیر پیراهنی ، دستکش و جز آن ) .

ب ) فکر وسواسی
در خلال نوجوانی می‌توان دو نوع فکر وسواسی را متمایز کرد :
– در پاره‌ای از نوجوانان یک شیوه‌ی فکری که به منزله‌ی بستر « شخصیت وسواسی » بزرگسال است ، گسترش می‌باید ( فکر ، تحت سلطه‌ی شک و تردید است و نشخوار فکری توام با موشکافی و باریک بینی وجود دارد ) . اما آنچه نوجوان را از بزرگس

ال متمایز می‌کند این است که هنوز « شهوی سازی » فکر ، تابع سرکوب گری نشده است و نوجوان از افکار خود لذت می‌برد بدون آنکه با ابعاد معمول و رایج و رنجی که در بزرگسال مشاهده می‌شود ، آشنا باشد .
نوجوان از آنچه دائما در فکر خود بنا می‌کند یا از بحثهای ماوراء البیعه‌ای لذت می‌برد . وانگهی چنین « سرمایه گذاری » فکری ، جنبه‌ی سازشی نیز دارد چرا که نوجوان ساعتهای متمادی با یک دوست یا یک بزرگسال به بحث می‌نشیند و بدین ترتیب ، لذت لیبیدویی وابسته به رابطه را به قطب فکری و عقلی منتثل می‌کند .
– شکل دوم فکر وسواسی بیشتر مرضی جلوه می‌کند : در اینجا صحبت از سرمایه گذاری در یک زمینه‌ی فکری محدود یا در یک رغبت انحصاری است . بدین ترتیب می‌توان شاهد رغبتهای خاص نسبت به حساب ، نقشه‌های جغرافیا ، یک ماده‌ی درسی معین ( تاریخ ، زبان‌خارجی یا … ) ، حزب سیاسی مشخص و یا یک موضوع فلسفی یا اخلاقی بود . معمولا چنین رفتاری با هیچ نوع مبارزه و اضطرابی همراه نیست . بالعکس به نظر می‌رسد که نظر می‌رسد نوجوان از فعالیت خود لذت می‌برد ، یا لااقل این چیزی است که در آغاز به چشم می‌خورد ( مارسلی ، 1984 ) .
برای ارزشیابی بعد مرضی این رفتار باید مشخص شود که این رغبت محدود خاص تا چه اندازه با حفظ فعالیتهای اجتماعی دیگر ( تحصیلی ، فرهنگی ، ورزشی و … ) توام است یا بالعکس ، تا چه پایه به بهانه این رغبت خاص ، نوجوان اندک اندک رخبتهای دیگر را رها کرده و در خود فرو رفته است ؟ شکل اخیر می‌تواند نشانه ی آغاز در خودماندگی و علامت سرمایه گذاری ناهماهنگ کنش وری روانی تلقی شود .
3 ضوابط تشخیصی اختلال وسواس – بی‌اختیاری براساس DSM IV
3-1 توصیف ضوابط تشخیصی اختلال وسواس – بی‌اختیاری
تقریبا همه‌ی ما ، وسواسها یا رفتارهای بی‌اختیار ساده را تجربه کرده‌ایم . این اکان وجود دارد که فکر یک لاقات ، امتحان یا برنامه تعطیلات ، به گونه‌ای وسواس آمیز ما را به خود مشغول دارد ؛

تردید درباره‌ی قفل نکردن درها قبل از خروج از خانه ، ما را نگران کند ؛ روزهای متوالی مدام یک شعر را زمزمه کنیم ؛ اجتناب از برخورد با یک گربه‌ی سیاه احساس راحتی را در ما ایجاد کند ؛ رفتارهای آیینی مشخصی را هر روز صبح به طور دقیق تکرار کنیم و یا گنچه‌ی لباسهای خود را هموار به شیوه‌ی معین و مشخصی منظم نماییم و … .
وسواسها و رفتارهای بی‌اختیار در حد قلیل ، می‌توانند نقش کمک کننده‌ای در زندگی داشته

باشند ؛ آهنگهای سرگرم‌کننده یا آیینهای ساده غالبا تنیدگی را کاهش می‌دهند . مثلا بازی با قلم در یک جلسه ، زمزمه یک آهنگ یا زدن با انگشت روی میز در جریان یک امتحان ، در تقلیل تنش و افزایش کار‌آمدی فرد ، موثرند .
با توجه به ضوابط DSM IV ، تنها زمانی می‌توان به تشخیص اختلال وسواس – بی‌اختیاری مبادرت کرد که وسواسها یا رفتارهای بی‌اختیار ، جنبه مفرط ، نامعقول ، اجباری نا متناسب داشته باشند ، انصراف از آنها مشکل باشد ، درماندگی مشخصی را در فرد برانگیزند ، وقت قابل ملاحظه‌ای را به خود اختصاص دهند و کنش‌وری روزمره فرد را زیر تاثیر خود قرار دهند .
DSM IV وسواسها و رفتارهای بی‌اختیار را بوضوح از یکدیگر متمایز کرده است . براساس ضوابط این مجموعه‌ی تشخیصی ، وسواسها به ایجاد اضطراب یا درماندگی آشکار منجر می‌شوند در حالی که رفتارهای بی‌اختیار با هدف پیشگیری یا کاهش اضطراب یا درماندگی بروز می‌کنند و کوشش فرد در مقابله با وسواسها یا رفتارهای بی‌اختیار ، به افزایش اضطراب می‌انجامد .

برحسب تعریف ، بزرگسالانی که دچار اختلال وسواس – بی‌اختیاری هستند ماهیت افراطی یا غیر منطقی وسواسها یا رفتارهای بی‌اختیار خود را می‌پذیرند ، اما کودکان ممکن است به علت عدم تحول شناختی کافی ، نسبت به این مساله هشیار باشند گرچه ، سطح هشیاری درباره‌ی نامعقول بودن وسواسها یا رفتارهای بی‌اختیاری در بزرگسالان نیز دارای درجات متفاوتی است که روی یک پیوستار قرار دارند و DSM IV با افزودن یک تصریح ، این امکان را برای متخصص بالینی فراهم آورده است تا بتواند اختلالی را که با « فقر دریافت » توام است ، مشخص کند .
4 دیدگاههای نظری درباره‌ی اختلال وسواس ـ بی‌اختیاری

موضع گیری مولفان مختلف در قلمرو پدیدآیی اختلال وسواس – بی‌اختیاری بسیار متفاوت است . پاره‌ای از مولفان بر عامل وراثت تاکید می‌کنند و بروز نشانگان وسواس در سطحی از تحول را به منزله تاییدی بر سرشتی بودن آن می‌دانند . پاره‌ای دیگر ، به فراوانی رگه‌ها یا خصیصه‌های وسواسی در اغلب والدین کودکان مبتلا به این اختلال ، اشاره می‌کنند . کانر از « کمال جویی مفرط والدین » سخن به میان می‌آورد و آدامز ( 1972 ) آنها را والدینی نامنعطف ، قراردادی و واجد دو سو گرایی در ارتباط با فرزندانشان می‌دادند . مولفان دیگری ، روان آزردگی وسواس را در چرخه‌ی موروثی روان‌گسیختگی قرار می‌دهند و برخی دیگر نیز آن را با روان گسستگی آشفتگی – افسردگی مرتبط می‌سازند . و بالاخره ، پاره‌ای نیز همخوانی یا تداعی بین نشانه‌های وسواس – بی‌اختیاری و بیماریهای عضوی را متذکر شده‌اند . به عنوان مثال به وجود همبستگی بین اختلالهای وسواسی و صرع از یکسو ، و اختلالهای وسواسی و آسیبهای سیستم سیستم خارج هرمی از سوی دیگر ، اشاره شده است .
روابط بین تیک‌ها ، تکرارهای بی‌اختیار و بیماری کره نیز مورد بحث قرار گرفته است . بدون آنکه بتوان تیک‌ها را معادل روان آزردگی وسواس دانست باید گفت که بخصوص در مورادی که مبارزه‌ای اضطراب آمیز پیش از برون ریزی حرکتی در فرد به وقوع می‌پیوندد غالبا تیک ها با رگه‌های رفتار وسواسی همراهند .
به طور خلاصه می‌توان گفت که نشانه‌شناسی وسواس می‌توان در خلال تحول در چهار‌چوب پاره‌ای از سازمان یافتگیهای مرضی دیگر قرار گیرد ، پیش از یک از هم پاشیدگی پسیکوزی مشاهده شود و یا به منزله یک مکانیزم دفاعی علیه پسیکوز به کار افتند . ضمن آنکه برخی از مولفان ( جیانوتی و بولیا ، 1972 ) عقیده دارند که در خلال بروز اختلال وسواس – بی‌اختیاری ، همواره باید امکان وجود افسردگی بنیادی شخصیت در نظر گرفته شود .
به طور کلی ، مهمترین تبیینهایی را که در این قلمرو ارائه شده‌اند می‌توان به چهار گروه عمده تقسیم کرد : تبیینهای روان – پویشی ، شناختی – رفتاری ، الگوهای زیست‌شناختی و دیدگاه رفتار شناسی طبیعی .

4-1 دیدگاه روان – پویشی
به عقیده فروید و پیروانش ، اختلالهای وسواس – بی‌اختیاری مانند اختلالهای اضطرابی دیگر ، هنگامی بروز می‌کنند که ترس از برانگیختتگیهای آزار گرانه و خصمانه بُن ، مکانیزمهای دفاعی را به منظور کاهش اضطراب بر می‌انگیزند . کشاننده های بُن به صورت افکار وسواسی و مکانیزمهای دفاعی به شکل اعمال بی‌اختیار متجلی می‌شوند . به عنوان مثال اگر فردی مورد هجوم دائم افکار جنسی منع شده قرار گیرد ممکن است براساس شستشوی مکرر خود و یا اجتناب نظامدار از هر نوع مکالمه‌ای که دارای محتوای جنسی است ، با این افکار مقابله کند .
فروید بر این باور است که است که یکی از سرچشمه های سازمان‌یافتگی وسواس این است که درجه‌ی تحول یافتگی « من » فراتر کشاننده‌هایی باشد که « من » آنها را نفی می‌کند و در این صورت ، فرد معمولا ار مکانیزمهای دفاعی مجزاسازی ، امحاء و تشکیل واکنشی سود می‌جوید .

آنهایی که به مکانیزم مجزاسازی متوسل می‌شوند افکار ناخوشایند و ناخواسته را از خود نمی‌دانند و به آنها به منزله محتوای بیگانه‌ای می‌نگرند . مجزا سازی روشی است که به منزوی کردن یک فکر یا یک رفتار می‌پردازد ، به گونه ای که ارتباط آن را با چهارچوب عاطفی ، افکار دیگر و بقیه زندگی فرد ، قطع می‌کند و هرگونه همخوانی بین یک فکر و بقیه دستگاه روانی را درهم می‌شکند . این مکانیزم موجب می‌شود تا از سرکوب‌گری اجتناب شود ، البته به این شرط که بار عاطفی تجسم کاملا از بین برود و عاطفه بتواند راه حل دیگری برای خود بیابد و به عنوان مثال ، بر روی یک تجسم

دیگر جابه‌جا شود .
کسانی که از مکانیزم امحاء سود می‌جویند به اعمالی دست می‌زنند که کشاننده‌های ناخوشایند را خنثی کنند . امحاء یک مکانیزم دفاعی است که براساس آن ، فرد به گونه ای عمل می‌کند که انگار افکار ، سخنان ، حرکات و اعمال گذشته وی هرگز به وقوع پیوسته‌اند . اما افرادی که به مکانیزم تشکیل واکنشی متوسل مس‌شوند نوعی سبک زندگی را بر می‌گزینند که با کشاننده سرکوب شده آنها متضاد است و به منزله واکنشی علیه آن محسوب . به عبارت دیگر ، تشکل واکنشی یک ضد – سرمایه گذاری در یک عنصر هشیار است که با سرمایه گذاری ناهشیار در تضاد است . مثلا مهربانی و ایثار نسبت به دیگران می‌نواند پارسنگ کشاننده‌های پرخاشگرانه‌ی سرکوب شده باشد.
فروید عقیده دارد که در خلال مرحله مقعدی ( تقریبا در حدود دو سالگی ) پاره‌ای از کودکان ، خشم و شرم گسترده‌ای را تجربه می‌کنند که مبارزه بین بُن و من را دامن می‌زند و زمینه را برای کنش‌وری وسواس – بی‌اختیاری فراهم می‌کند . در خلال این دامن می‌زند و زمینه را برای کنش وری وسواس – بی‌اختیاری فراهم می‌کند . در خلال این دوره از زندگی ، لذت روانی – جنسی کودکان ناشی از عمل دفع است در حالی که در همین زمان ، والدین آنها برای یاددهی مهار عمل دفع ، بیشترین سعی خود را می‌کنند و می‌خاهند به کودکان بیاموزند که چگونه لذت مقعدی را به تاخیر بیندازند . اگر والدین به صورت زودرس و به گونه‌ای شتابزده یاددهی تمیزی را انجام دهند ، کودکان خشم را تجربه می کنند و برانگیختگیهای پرخاشگرانه بُن گسترش می‌یابند ؛ برانگیختگیهای که به صورت رفتارهای ضد اجتماعی مانند کثیف کردن دائم خود ، تخریب گری ، ریخت و پاش و غیره متجلی می‌شوند .
در صورتی که والدین براساس فشار تحمیل بیشتر بر کودک ، این پرخاشگری را تقویت کنند ، احساسات شرم ، گنهکاری و آلوده بودن در کودک ایجاد می‌شوند ، برانگیتگیهای پرخاشگران

ه به صورت گرایش به مهارکردن آنها در آیند و تمایل به آلوده کردن ، جای خود را به گرایش به مهار کردن و تمیز بودن می‌دهند . و این تعارض بین بُن و من می‌تواند در سرار زندگی ادامه یابد و خصیصه مقعدی با خطوط سه گانه آن یعنی ترتیب ، اقتصاد و سرسختی را تشکیل دهد . وجود این خصیصه‌ها بخوبی متمایز کردنی است و نخستین قلمرویی است که وجود همبستگیهایی بین رگه‌های خلقی و شهوت گرایی وابسته به ناحیه شهوت‌زا در آن ، توسط فروید نشان داده

شده است . مرحله مقعدی با اکتساب مهار عضلانی اسفنکترها مطابقت دارد و یکی از وهله‌های مهم تفرد را تشکیل می‌دهد ، چراکه در این مرحله ، کودک مختار است محتوای روده‌ای خود را دفع یا حفظ کند . آموزش براساس توجهی که به این ناحیه معطوف می کند و اشاره ضمنی به آلودگی آن ، به افزایش خصیصه شهوت زا منجر می‌شود . این امر ، اثر مهمی در شکل گیری خلقی می‌گذارد و پایداری امیال وابسته به این شهوت گرایی را در پی دارد . سرمایه گذاریهایی که به منظور مقابله با کشاننده سرکوب شده به راه می‌افتند ، از خصوصیات این مرحله‌اند .
به طور کلی می‌توان گفت که این تبیین فرویدی ، مستلزم پذیرفتن فرضیه‌ای است که بر اساس آن ، بسیاری از افراد مبتلا به اختلال وسواس – بی‌اختیاری دارای والدینی انعطاف ناپذیر و فزون طلب هستند . در حالی که بیشتر تحقفیقات انجام شده در این قلمرو ، از چهارچوب تجربی مطلوبی برخوردار نیستند ( فیتز ، 1990 ) و تاریخچه‌ی زندگی بسیاری از کسانی که دارای چنین اختلالی هستند با آنچه فروید توصیف می‌کند ، متفاوت است .
آنا فروید بر این باور است که میل مفرط کودک به نظم و نظافت ، وجود آیینها و تشریفات خوابیدن و

به طور کلی همه‌ی رفتارهایی که در قطب مخالف کثیف کردن ، خود را آلوده کردن و یا ویرانگری قرار می‌گیرند ، در خلال یادر وهله‌های پایانی مرحله‌ی مقعدی در غالب کودکان متجلی می‌شوند ، اما چنین تظاهرات آیینی و بی‌اختیار به محض گذار از کشاننده‌ها یا مواضعی از « من » که با آنها مرتبط هستند ، از بین می‌روند . با این حال ، تظاهرات وسواسی بهنجار و موقت به هنگام وقوع سرمایه

گذاری لیبیدویی مفرط در خلال مرحله‌ی « آزار گری – مقعدی » ، به منزله یک تهدید مرضی دائم محسوب می‌شوند . به عنوان مثال ، تاکید مفرط والدین در مورد شستن دستها یا درباره‌ی نگفتن کلمات رکیک و جز آن ، هنگامی که در تضاد با به کار بردن کلمات مستهجن یا پاره ای از رفتارهای ناپخته کودک قرار می‌گیرد ، به خصیصه‌های مرحله‌ی مقعدی شکل می‌بخشد و منبع احتمالی

تثبیت در این مرحله می‌شود .
اما آنا فروید خاطر نشان می‌سازد که بازخورد معکوس مادر یعنی موافقت با همه‌ی خواسته‌های کودک نیز می‌تواند به تثبیت در این مرحله بی‌انجامد . بدین ترتیب است که کودک معمولا پس از چند تجربه تهدید کننده‌ی مرحله احلیلی ، به مرحله آزارگری‌مقعدی باز می‌گردد و تنها چنین واپس رویهایی ، همراه با مکانیزم‌های دفاعی که علیه آنها برانگیخته می‌شوند و شکل گیری مصالحه‌هایی که از آنها منتج می‌شود به ایجاد یک هسته‌ی مرضی وسواس واقعی و دوام دار می‌انجامد.
لبوویسی و دیاتکین ( 1957 ) عقیده دارند که پاره‌ای از اعمال بی‌اختیار دوره‌ی دوم کودکی گذرا و فاقد اضطراب‌اند و می‌توان عملا آنها را بهنجار دانست . آیینهای زودرس که همزمان با پیشرفتهای حرکتی و کلامی در کودک مشاهده می‌شوند ، ترجمان نخستین ساخت پذیری « من » کودک هستند . مع هذا می‌توانند براساس پاره‌ای روابط با یک مادر مضطرب و کمال جو ، به صورتی مرضی شرطی شوند . اما هنگامی که والدین بتوانند ایمنی را در کودک ایجاد کنند ، نشانه ها از بین می‌روند . ولی در کنار آیینهای بهنجار می‌توان می‌توان در همین مرحله ، شاهد نشانه‌شناسی وخیم‌تری بود که یادآور ساختار پیش – نورزی یا پیش – پسیکوزی است . در چنین مواردی ، اضطراب شدیدی بر جدول بالینی سایه می‌افکند ، خیالبافهای پیش تناسلی توحید نایافته آشکار

می‌شوند وقطع دوام دار تماس مشاهده می‌شود .
موضوع‌گیریهایی که در سطور پیشین به آنها اشاره شده توسط همه‌ی نظریه پردازان روان – پویشی پذیرفته نشده‌اند . به عنوان مثال ، نظریه پردازان روابط موضوعی از زاویه‌ای دیگر به تبیین اختلالهای وسواس – بی‌اختیاری پرداخته‌اند و بر این باورند که وجود مشکلات ارتباطی در سالهای نخستین زندگی ، می‌تواند در دیدگاهی که فرد نسبت به جهان دارد ، نوعی « دوپارگی » ایجاد کند

. این باور که افکار ، هیجانها ، اعمال یا اشخاص کاملا خوب یا کاملا بد هستند ، افراد را وادار می‌کند تا با توسل به وسواسها ، جنبه‌های افکار یا احساسات خود را تحمل کنند ( اوپنهایم و روزن برگر ، 1991 ) .
از زاویه‌ای دیگر ، برخی از نظریه پردازان « روانشناسی من » عقیده دارند که برانگیختگیهای پرخاشگرانه کسانی که دارای این اختلال هستند ، بیش از آنکه از تجربه‌های پیش پا افتاده آموزش نظافت ناشی شود ، منعکس کننده نیازهای تحقیق نایافته بیان خویشتن و یا کوششهایی به منظور غلبه بر احساسات آسیب پذیری یا نا ایمنی است ( سالزمن ، 1968 ؛ اریکسن ، 1963 و دیگران ) . اما باید گفت که این نظریه پردازان نیز درباره‌ی وجود برانگیختگیها در افراد مبتلا به وسواس – بی‌اختیاری با فروید توافق دارند .
به طور کلی ، به رغم تبیینهای متفاوت ، نظریه پردازان روان پویشی درباره‌ی این نکته اتفاق نظر دارند که رفتارهای وسواسی‌ای که کودک آنها را به منزله تنها وسیله تضمین ثبات و انسجام محیط و شیوه‌ی احساس فردیتی که با خطر از هم پاشیدگی مواجه است ، تلقی می‌کند ، از دیدگاه اقتصادی دارای معانی متفاوتی هستند و با در نظر گرفتن :
– فراونی رفتارهای وسواسی ؛
– خصیصه سازش نایافته انها ؛
– سازش نایافتگی فزاینده‌ی این رفتارها به رغم رشد و رسیدگی بیشتر ؛
– فقدان سرمایه گذاری مخالف مثبت است که می‌توان آنها را به منزله طلیعه استقرار سازمان یافتگی پیش تناسلی درکودک دانست .
4-2 دیدگاه شناختی – رفتاری
رفتاری نگری نگری کنونی کوشش می‌کند تا گسترش و استقرار اختلالهای وسواس – بی‌احتیاری را بر اساس دو نظریه تبیین کند :
الف) موضع گیری رفتاری
از این دیدگاه ، مفهومی که احتمالا از پذیرش بیشتری برخوردار است مبتنی بر نظریه دو عاملی است که توسط مورر ( 1939 ) به منظور تبیین اضطراب و رفتار اجتنابی پیشنهاد شده است .
بر اساس این نظریه ، یک محرک یا ویداد خنثی بر اساس همخوانی با یک واکنش اضط

رابی می‌تواند به شکل یک محرک منزجر کننده ( یعنی رویدادی نامطبوع : نخستین عامل ) در آید . سپس ، فرد می‌آموزد که برای کاهش اضطراب ، از این رویداد منزجر کننده شرطی اجتناب کند . این رفتار اجتنابی به علت عدم بروز رویداد منزجر مورد انتظار ( عامل دوم ) تقویت ( به طور منفی ) می‌شود . بدین ترتیب ، اختلالهای وسواسی به صورت یک رفتار اجتنابی عامل در می‌آیند ، رفتاری که می‌تواند براساس تعمیم دهی به صورت یک رفتار اجتنابی عاملی در می‌آیند ، رفتاری که

می‌تواند براساس تعمیم دهی به موقعیتهای دیگر ، گسترش یافته و استحکام یابد .
این نظریه علت شناختی بر آزمایشهای حیوانی مبتنی است ؛ آزمایشهایی که استقرار رفتار اجتنابی و آیینی را در وهله اول ، یعنی هنگام مواجهه با محرک منزجر کننده نشان داده‌اند و این نکته را برجسته ساخته‌اند که چنین رفتارهایی مدتهای مدید در چهارچوب رفتاری حیوانی به صورت رفتارهای اجتنابی و آیینهای قالبی باقی مانده‌اند ، در حالی که امکان خاموشی به علت فقدان نتایج منفی وجود داشته است .
مع هذا انتقال این نظریه دو عاملی به اختلالهای وسواس – بی‌اختیاری در انسان با مشکلاتی مواجه می‌شود :
نخست آنکه ، شرطی شدن این اختلالها در هر موقعیتی به وقوع نمی‌پیوندد بلکه نخست معنای زیست شناختی و تحولی آن است و این نکته‌ای است که براساس مفهوم « آمادگی » سلیگمن ( 1970 ) برجسته شده است . افزون براین ، دربسیاری از اختلالهای وسواسی ، امکان بازیابی رویداد منزجر کننده وهله نخست وجود ندارد . دوم آنکه در این نظریه شناختی اختلالهای وسواسی به قدر کفایت در نظر گرفته نشده اند . بنابر این ، نظریه شناختی – رفتاری در قلمرو اختلالهای وسواسی کوشش کرده تا این خلا را جبران کند .
ب) موضوع گیری شنخاتی – رفتاری
تبیین بالنسبه جدید و امید بخش در مورد اختلالهای وسواس – بی‌اختیاری ، تبیینی است که اصول شناختی و رفتاری را در عین حال در نظر گرفته است . از این دیدگاه ، هر کس می‌تواند دارای افکار ناخاسته ، تکراری و ناخوشیندی مانند صدمه‌زدن به دیگران ، مبادرت به اعمال جنسی منع شده و یا ترس از خطر سرایت یک بیماری باشد . اما در حالی که بسیاری از افراد این افکار را بی‌معنا تلقی می‌کنند و آنها را به آسانی از قلمرو ذهنی خویش بیرون می‌رانند ، کسانی که دچار اختلال وسواس –بی‌اختیاری می‌شوند خود را به خاطر چنین افکار وحشتناکی مسوول و قابل سرزنش می‌دانند ، می‌ترسند که این افکار به اعمال یا پیامدهای زیان بخشی منجر شوند و کوشش می‌کنند تا با استفاده از شیوهایی مانند تجسس ایمنی نزد دیگران ، القای ارادی افکار « خوب » به خویشتن ، بصری سازی تصاویر مثبت ، شستن دستها و یا وارسی منابع احتمالی خطر و جز آن ، به « خنثی سازی » این افکار بپردازند .
کاهش وقت ناراحتی بر اساس اتخاذ چنین راهبردهای خنثی کننده‌ای ، موجب تقویت آنها می‌شود و باعث می‌گردد مه فرد در آینده نیز مجددا به این راهبردها متوسل شود و بدین ترتیب ، یک وسواس یا یک رفتار بی‌اختیار استقرار می‌یابد .

یکی از مسائل عمده‌ای که چنین تنبیینی مطرح می‌کند این است که چرا افکاری که برای عامه مردم جنبه هماگنی و عام دارند ، می‌توانند در پاره‌ای از افراد به ایجاد چنین اختلالهای گسترده‌ای منتهی شوند ؟ نظریه پردازان شناختی – رفتاری‌نگر ، چندین عامل را در این امر دخیل می‌داند :
1 نخست آنکه مشاهدات بالینی نشان می‌دهند که بیماران وسواسی درجهانی زندگی می‌کنند که مملو از ناایمنی و تردید است و همواره انتظار وقوع رویدادهای منفی را دارند .

2 افرادی که مستعد اختلال وسواس – بی‌اختیاری هستند ، بیش از دیگان گرایش به افسردگی دارند تحقیقات نشان داده اند که خلق افسرده نه تنها به ازدیاد و تشدید افکار ناخواسته منتتهی می‌شود بلکه به افزایش ناراحتی ناشی از این افکا می‌انجامد ( کلارک و همکاران ریال ، 1993 ) .
3 تجربیات نشان داده اند که بسیاری از افراد مبتلا به اختلال وساوس – بی‌اختیاری ، به معیارهای رفتاری و اخلاقی قدرتمندی پایبندند . و از اینجاست که افکار ناخواسته و بخصوص افکار پرخاشگرانه و جنسی ، برای آنها بیش از دیگران غی قابل پذیرش است ، افکار « بد » را معادل « بد » تلقی می‌کنند و خود را موظف به حذف آنها می‌دانند ( راچمن ، 1993 ) .
4 همچنین تحقیقات نشان داده اند که بیماران وسواس – بی‌اختیار ، تصویر درستی از فرایند تفکر انسانی ندارند و به جای آنکه چنین افکاری را بهنجار و یا بی معنا تلقی کنند ، گمان می‌برند که می‌توانند و می‌یابد همه افکار ناخوشایندی را که به ذهنشان خطور می‌کند ، مهار کنند و می‌ترسند که ناتوانی در مهار کامل چنین افکاری ، ناتوانی در مهار همه رفتارهایشان را به دنبال داشته باشد ( کلارک و همکاران ، 1993 ؛ راچمن ، 1993 ) . بدین ترتیب ، نارسا کنش‌وری نظام شناختی بیماران وسواس – بی‌اختیار ، باورهای نامتناسبی را در پی دارد که به ادراک اشتباه آمیز تهدیدها ، که خود نیز ایجاد کننده اضطرابند ، منتهی می‌شود .
گرچه فرضیه های مختلف نظریه شناختی درباره اختلالهای وسواسی توانسته اند پاره ای از مولفه‌های مهم این اختلالها را برجسته سازند اما به پاره‌ای از مسائل توجه نکرده اند :
نخست آنکه به مساله مهم مبنای ناایمنی و علت انتظار گسترده رویدادهای منفی در این بیماران ، پاسخ داده نشده است .
دوم آنکه درجه اهمیت اعمال و افکار خنثی کنند در تحول این اختلال مشخص نگشته است و در حالی که پاره‌ای از نظریه پردازان ، آنها را به منزله عامل اصلی تلقی می‌کنند ، پاره‌ای دیگر ، ناتوانی نسبی این بیماران در جلوگیری از افکار مهاجم و وجود مفاهیم نامتناسب درباره‌ی لزوم مهار چنین افکاری را با اهمیت‌تر می‌دانند ( کلارک و همکاران ، 1993 ) .

و بالاخره ، مساله دیگری که باید به آن پاسخ داده نقش مکمل عوامل دیگر در گسترش اختلال وسواس – بی‌اختیاری است . به عنوان مثال می‌توان از خود پرسید که آیا عوامل زیست‌شناختی موجب نمی‌شوند که افراد میتلا به وسواس – بی‌اختیاری ، افزون بر نارسا کنش‌وری باورها و بی لذتی خلقی ، هجوم افکار ناخواسته د، افزایش برانگیختگی مبتنی بر این افکار و کوشش در خنثی کردن آنها را در سطح گسترده‌تری تجربه کنند ؟ پاره‌ای از تحقیقات اخیر این نکته را القا می‌کنند که عوامل زیست‌شناختی در بروز و برجا ماندن این اختلال ، نقش دارند .

4-3 الگوی زیست‌شناختی اختلالهای وسواس – بی‌اختیاری
گرچه پژوهشهای روانی – فیزیولوژیکی به نتایج جالبی دست یافته‌اند و براساس بررسیهای طولی توانسته‌اند تفاوتهایی را در سطح واکنشهای فیزیولوژیکی شکلهای متفاوت وسواس ، برجسته سازند ( راچمن و همکاران ، 1980 ) اما تاکنون ، معنادار ترین نتایج ، از تحقیقات زیست – شیمیایی حاصل شده‌اند . تحقیقاتی که درباره‌ی جنبه عاطفی اختلال انجام شده‌اند نیز بر وجود مبنای زیست – شیمیایی مشابه در اختلالهای وسواسی و افسردگی تاکید کرده‌اند و بدین ترتیب ، علت تاثیر داروهای ضد افسردگی در قلمرو اختلالهای وسواسی را تا حدی آشکار ساخته‌اد .
به طور کلی در حال حاضر ، دو خط عمده پژوهشهای زیست‌شناختی بسیار امید بخش به نظر می‌رسند‌: یکی از این خطوط بر سطح پایین فعالیت سروتونین در افراد مبتلا به اختلال وسواس – بی‌اختیاری تاکید می‌کند و خط دیگر ، کنش وری نابهنجار نواحی کلیدی مغز را برجسته می‌سازد . اما باید گفت که جالبترین تحقیقات درباره‌ی جنبه زیست – شیمیایی در قلمرو روان – داروشناختی صورت گرفته‌اند .
فرضیه‌ای که اختلالهای وسواس – بی‌اختیاری را به سطح پایین فعالیت سروتونین نسبت می‌دهد ، از پژوهشهای منتج شده که داروهای ضد – افسردگی انجام شده‌اند و تا کنون به منزله موثر‌ترین روش دارو درماندگری در قلمرو اختلالهای وسواسی محسوب می‌شوند . بین سالهای 1980 و 1990 بیش از بیست پژوهش در این زمینه ، نشان داده‌اند که درمان اختلالهای وسواسی به کلومی پرامین همواره موثرتر از داروهای کاذب بوده است . بدین ترتیب ، این اختلالها به داروهایی پاسخ داده‌اند که در درمان اختلالهایی ، که مبنای آنها نیز به اختلال تالیف سروتونین نسبت داده می‌شود ، موثر بوده‌اند . پس می‌توان نتیجه گرفت که اختلال وسواس – بی‌اختیاری نیز دارای مبنای مشابهی است .

پژوهشهای دیری ، اختلالهای وسواس – بی‌اختیاری را به کنش‌وری نابهنجار ناحیه حدقه‌ای در کرتکس جبهه‌ای ( بخشی از قشر مخ کخ کمی بالای دقه چشم قرار دارند ) نسبت داده‌اند . این بخشهای مغز ، تنظیم کننده مداری هستند که تبدیل درونشدهای حسی به شناختها و اعمال را تنظیم کننده مداری هستند که تبدیل درونشدهای حسی به شناختها و اعمال را تضمین می‌کند . این مدار از ناحیه حدقه‌ای که برانگیختگیهای مختلف جسمانی را دریافت می‌کند ، آغاز می‌شود .


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد

پروژه دانشجویی مقاله تاریخچه ی مختصراز جوشکاری دستی قوس برقی(S.M.A.W) تحت word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله تاریخچه ی مختصراز جوشکاری دستی قوس برقی(S.M.A.W) تحت word دارای 36 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله تاریخچه ی مختصراز جوشکاری دستی قوس برقی(S.M.A.W) تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله تاریخچه ی مختصراز جوشکاری دستی قوس برقی(S.M.A.W) تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله تاریخچه ی مختصراز جوشکاری دستی قوس برقی(S.M.A.W) تحت word :

تاریخچه ی مختصراز جوشکاری دستی قوس برقی(S.M.A.W)
قوس برقی در سال 1807توسط سرهمفری دیوی کشف شد ولی استفاده از آن در جوشکاری فلزات به یکدیگر هشتاد سال بعد از ین کشف ، یعنی در سال 1881 اتفاق افتاد. فردی به نام آگوست دیمری تنز در ین سال توانست با استفاده از قوس برقی و الکترود ذغالی صفحات نگهدارنده انباره باطری را به هم متصل نمید.بعد از آن یک روسی به نام نیکولاس دی بارنادوس با یک میله کربنی که دسته ی عیق داشت توانست قطعاتی را به هم جوش دهد. وی در سال 1887 اختراع خود را در انگلستان به ثبت رساند.ین قدیمی ترین اختراع به ثبت رسیده در عرصه جوشکاری دستی قوسی برقی می باشد.فریند جوشکاری با الکترود کربنی در سالهی 1880و1890در اروپا و آمریکا رواج داشت ولی استفاده از ولت زیاد (100 تا 300ولت)و آمپر زیاد (600تا 1000آمپر)در ین فریند و فلز جوش حاصله که به علت ناخالصیهی کربنی شکننده بود همه باعث می شد ین فریند با اقبال صنعت مواجه نشود.

جهش از ین مرحله به مرحله فریند جوشکاری با الکترود فلزی در سال 1889 صورت گرفت.در ین سال یک محقق روس به نام اسلاویانوف و یک آمریکیی به نام چارلز کافین(بنیانگذار شرکت جنرال الکتریک)هرکدام جداگانه توانستند روش استفاده از الکترود فلزی در جوشکاری با قوس برقی را ابداع نمیند.

در آغاز قرن بیستم جوشکاری دستی با قوس برقی مورد قبول صنعت واقع شد. علیرغم یرادهی فراوان(استفاده از مفتول لخت و بدون روکش)مورد استفاده قرار گرفت.در آمریکااز مفتول لخت که داری روکش نازکی از اکسید آهن که ماحصل زنگ خوردگی طبیعی و یا بخاطر پاشیدن عمدی آب بر روی کلافهی مفتول قبل از کشیده شدن نهیی بود استفاده می شد و گاهی ین مفتول لخت با آب آهک آغشته می شد تا در هر دو وضعیت بتواند ثبات قوس برقی را بهتر فراهم آورد.آقی اسکار کجل برگ سوئدی را بید پدر الکترودهی روکش دار مدرن شناخت وی نخستین شخصی بود که مخلوطی از مواد معدنی و آلی را به منظور کنترل قوس برقی و خصوصیات مورد نظر از فلز جوش حاصله با موفقیت به کار برد.وی اختراع خود را در سال 1907 به ثبت رساند.ماشینهی جوشکاری با فعالیت هی فوق الذکر به روند تکاملی خود ادامه می دادند.در سالهی 1880 مجموعه ی از باطری پر شده به عنوان منبع نیرو در ماشین هی جوشکاری به کار گرفته شد.تا ینکه در سال 1907 نخستین دستگاه Generator جوشکاری به بازار آمریکا عرضه شد.

جوشکاری با گاز یا شعله
جوشکاری با گاز یا شعله یکی ازاولین روشهی جوشکاری معمول در قطعات آلومینیومی بوده و هنوز هم در کارگاههی کوچک در صنیع ظروف آشپزخانه و دکوراسیون و تعمیرات بکارمیرود. در ین روش فلاکس یا روانساز یا تنه کار بری برطرف کردن لیه اکسیدی بکار میرود.

مزیا:سادگی فریند و ارزانی و قابل حمل و نقل بودن وسیل
محدوده کاربرد:ورقهی نازک 8/0تا 5/1میلیمتر
محدودیتها:باقی ماندن روانساز لابلی درزها و تسریع خوردگی – سرعت کم – منطقه H.A.Zوسیع است .
قطعات بالاتر از 5/2میلیمتر را به دلیل عدم تمرکز شعله و افت حرارت بین روش جوش نمیدهند.
حرارت لازم در ین روش از واکنش شیمییی گاز با اکسیژن بوجود می ید.

حرارت توسط جابجیی و تشعشع به کار منتقل می شود. قدرت جابجیی به فشار گاز و قدرت تشعشع به توان چهارم درجه حرارت شعله بستگی دارد. لذا تغییر اندکی در درجه حرارت شعله می تواند میزان حرارت تشعشعی و شدت آنرا بمقدار زیادی تغییر دهد.درجه حرارت شعله به حرارت ناشی از احتراق و حجم اکسیژن لازم بری احتراق و گرمی ویژه و حجم محصول احتراق(گازهی تولید شده) بستگی دارد. اگر از هوا بری احتراق استفاده شود مقدار ازتی که وارد واکنش سوختن نمی شود قسمتی از حرارت احتراق راجذب کرده و باعث کاهش درجه حرارت شعله می شود.بنابرین تنظیم کامل گاز سوختنی و اکسیژن لازمه یجاد شعله بادرجه حرارت بالاست. گازهی سوختنی نظیر استیلن یا پروپان یا هیدروژن و گاز طبیعی نیز قابل استفاده است که مقدار حرارت احتراق و در نتیجه درجه حرارت شعله نیز متفاوت خواهد بود. در عین حال معمولترین گاز سوختنی گاز استیلن است.

تجهیزات و وسیل اولیه ین روش شامل سیلندر گاز اکسیژن و سیلندر گاز استیلن یا مولد گاز استیلن و رگولاتور تنظیم فشار بری گاز و لوله لاستیکی انتقال دهنده گاز به مشعل و مشعل جوشکاری است.
استیلن با فرمول C2H2 و بوی بد در فشار بالا ناپیدار و قابل انفجار است و نگهداری و حمل و نقل آن نیازبه رعیت و مراقبت بالا دارد.فشار گاز در سیلندر حدود psi 2200است و رگولاتورها ین فشار را تا زیر psi 15 پیین می آورند.و به سمت مشعل هدیت می شود.(در فشارهی بالا یمنی کافی وجود ندارد).توجه به ین نکته نیز ضروری است که اگر بیش از 5 مترمکعب در ساعت ازاستیلن استفاده شود از سیلندر استن بیرون خواند زد که خطرناک است.
بعضی اوقات از مولدهی استیلن بری تولید گاز استفاده می شود. بر اساس ترکیب سنگ کاربید با آب گاز استیلن تولید میشود.
CaC2 + 2 H2O = C2H2 + Ca(OH)2

روش تولید گاز با سنگ کاربید به دو نوع کلی تفسیم میشود.
1-روشی که آب بر روی کاربید ریخته میشود.
2-روشی که کاربید با سطح آب تماس حاصل میکند و باکم و زیاد شده فشار گاز سطح آب در مخزن تغییرمی کند.
رگولاتورها(تنظیم کننده هی فشار) هم داری انواع گوناگونی هستند و بری فشارهی مختلف ورودی و خروجی مختلف طراحی شده اند.رگولاتورها داری دو فشارسنج هستند که یکی فشار داخل مخزن و دیگری فشار گاز خروجی را نشان میدهند. رگولاتورها در دو نوع کلی یک مرحله ی و دو مرحله ی تقسیم میشوند که ین تقسیم بندی همان مکانیزم تقلیل فشار است. ذکر جزییات دقیق رگولاتورها در ینجا میسر نیست اما اطلاع از فریند تنظیم فشار بری هر مهندسی لازم است(حتما پیگیر باشید).

کار مشعل آوردن حجم مناسبی از گاز سوختنی و اکسیژن سپس مخلوط کردن آنها و هدیتشان به سوی نازل است تا شعله مورد نظر را یجاد کند.
اجزا مشعل:
الف-شیرهی تنظیم گاز سوختنی و اکسیژن
ب-دسته مشعل
ج-لوله اختلاط
د-نازل

قابل ذکر ینکه طرحهی مختلفی درقسمت ورودی گاز به لوله اختلاط مشعل وجود دارد تا ماکزیمم حرکت اغتشاشی به مخلوط گازها داده شود و سپس حرکت گاز در ادامه مسیر در ادامه مشعل کندتر شده تا شعله ی آرام بوجود ید.
در انتها یادآور می شود مطالب بسیار زیادی در ین خصوص وجود داشت که بدلیل عدم امکان نمیش تصاویر که عمدتا اسکن هم نشده اند بیش از ین به شرح و توضیح آنها نپرداختم.از جمله ین مطالب شناسیی نوع شعله(از لحاظ قدرت و کاربرد) بود.یا نشان دادن چند نوع رگولاتور از نمی شماتیک و ; .

پیچیدگی((Distortion

پیچیدگی و تغییر ابعاد یکی ازمشکلاتی است که در اثر اشتباه طراحی و تکنیک عملیات جوشکاری ناشی میشود. با فرض اجتناب از ورود به مباحث تئوریک تنها به ین مورد اشاره میکنیم که حین عملیات جوشکاری به دلیل عدم فرصت کافی بری توزیع یکنواخت بار حرارتی داده شده به موضع جوش و سرد شدن سریع محل جوش انقباضی که میبیست در تمام قطعه پخش میشد به ناچار در همان محدوده خلاصه میشود و ین انقباض اگر در محلی باشد که از نظر هندسی قطعه زاویه دار باشد منجر به اعوجاج زاویه ی(Angular distortion) میشود.در نظر بگیرید تغییر زاویه ی هرچند کوچک در قطعات بزرگ و طویل چه یراد اساسی در قطعه نهیی یجاد می کند.

حال اگر خط جوش در راستی طولی و یا عرضی قطعه باشد اعوجاج طولی و عرضی(Longitudinal shrinkage or Transverse shrinkage) نمیان میشود. اعوجاج طولی و عرضی همان کاهش طول قطعه نهیی میباشد. ین موارد هم بسیار حساس و مهم هستند.
نوع دیگری از اعوجاج تاول زدن یا طبله کردن و یا قپه Bowing)) میباشد.

ذکر یکی از تجربیات در ین زمینه شید مفید باشد. قطعه ی به طول 20 متر آماده ارسال بری نصب بود که بنا به خواسته ناظرمیبیست چند پاس دیگر در تمام طول قطعه جوش داده میشد.تا ساق جوش 2-3میلیمتر بیشتر شود.بعد از انجام ینکارکاهش 27میلیمتری در قطعه بوجود آمد. وین یعنی فاجعه .چون اصلاح کاهش طول معمولا امکان پذیر نیست و اگر هم با روشهی کارگاهی کلکی سوار کنیم تنها هندسه شکل رااصلاح کرده یم و چه بسا حین استفاده از قطعه آن وصله کاری توان تحمل بارهی وارده را نداشته باشد ویرادات بعدی نمیان شود.
بهترین راه بری رفع ین یراد جلوگیری ازبروز Distortion است. و(طراح یا سرپرست جوشکاری خوب) کسی که بتواند پیچیدگی قطعه را قبل ازجوش حدس بزند و راه جلوگیری از آن راهم پیشنهاد بدهد.

بعضی راهکارهی مقابله با اعوجاج:
1- اندازه ابعاد را کمی بزرگتر انتخاب کرده ;بگذاریم هر چقدر که میخواهد در ضمن عملیات تغییر ابعاد و پیچیدگی در آن یجاد شود.پس از خاتمه جوشکاری عملیات خاص نظیر ماشین کاری;حرارت دادن موضعی و یا پرسکاری بری برطرف کردن تاب برداشتن و تصحیح ابعاد انجام میگیرد.
2- حین طراحی و ساخت قطعه با تدابیر خاصی اعوجاج را خنثی کنیم.
3- از تعداد جوش کمتر با اندازه کوچکتر بری بدست آوردن استحکام مورد نیاز استفاده شود.
4-تشدید حرارت و تمرکز آن بر حوزه جوش در ینصورت نفوذ بهتری داریم و نیازی به جوش اضافه نیست.
5- ازدیاد سرعت جوشکاری که باعث کمتر حرارت دیدن قطعه میشود.

6- در صورت امکان بالا بردن ضخامت چراکه در قطعات با ضخامت کم اعوجاج بیشتر نمود دارد.
7- تا حد امکان انجام جوش در دوطرف کار حول محور خنثی
8- طرح مناسب لبه مورد اتصال که اگر صحیح طراحی شده باشد میتواند فرضاً مصالح جوش را در اطراف محور خنثی پخش کند و تاحد زیادی از میزان اعوجاج بکاهد.
9- بکار بردن گیره و بست و نگهدارنده باری مهار کردن انبساط و انقباض ناخواسته درقطعه

عوامل مهم بوجود آمدن اعوجاج :
1- حرارت داده شده موضعی , طبیعت و شدت منبع حرارتی و روشی که ین حرارت به کار رفته و همچنین نحوه سرد شدن
2- درجه آزادی یا ممانعت بکار رفته بری جلوگیری از تغییرات انبساطی و انقباظی. ین ممانعت ممکن است در طرح قطعه وجود داشته باشد و یا از طریق مکانیکی (گیره یا بست یا نگهدارنده و خالجوش)اعمال شود.
3- تنش هی پسماند قبلی در قطعات و اجزا مورد جوش گاهی اوقات موجب تشدید تنش هی ناشی از جوشکاری شده و در مواردی مقداری از ین تنش ها را خنثی میکند.

4- خواص فلز قطعه کار واضح است که در شریط مساوی طرح اتصال(هندسه جوش) و جوشکاری مواردی مانند میزان حرارت جذب شده در منطقه جوش و چگونگی نرخ انتقال حرارت و ضریب انبساط حرارتی و قابلیت تغییر فرم پذیری و استحکام و بعضی خواص دیگر فلز مورد جوش تاثیر قابل توجهی در میزان تاب برداشتن دارد. مثلا در قطعات فولاد آستنیتی زنگ نزن مشکل پیچیدگی به مراتب بیشتر از فولاد کم کربن معمولی میباشد.
توضیحاتی پیرامون WPS & PQR

در نظر بگیرید در کارخانه ی بزرگ که تعداد زیادی پروژه در دست انجام است مسوول کنترل کیفی و یا ناظر هستیم. و با انواع و اقسام حالات جوشکاری برخورد میکنیم ;.انواع الکترودها، ورقها با ضخامتهای متفاوت، ماشینهی مختلف که تحت شریط خاصی تنظیم شده است ،جوشکاران که اغلب به روش سنتی(بدون رعایت اصول علمی)جوشکاری میکنند را در نظر بگیرید. بهترین کار چک کردن کار با کتابچه ی است که به عنوان WPS (Welding Procedure spcification)معروف است. هر چند کاربرد اصلی ین دفترچه بری پرسنل تولید است اما در واقع زبان مشترک تولید کننده و بازرس و ناظر میباشد که در بعضی مواقع کارفرماهی بزرگ خودشان WPSمورد قبول خود را به سازنده اریه میکنند و بنی بازرسی ها را بر اساس آن قرار میدهند. فکر میکنم تا حدودی مفهوم را ساده کرده باشم.

استاندارد مرجعAWSَ حدود 170 نوع اتصال را با پوزیشنهی متفاوت معرفی کرده و انواع پارامترهی جوشکاری را بری تمامی انواع فریندها(SMAW-MIG/MAG-TIG-SAW-…)معرفی کرده ین متغیرها شامل محدوده ضخامت مجاز بری نوع اتصال –دامنه تغییرات مجاز بری آمپر- ولتاژ-قطر الکترود-نوع پودر-زاویه کونیک کردن-روش پیشگرم و پسگرم-و ; میباشد. که بخشی از وظیفه QC_MAN کنترل میزان تطابق روش جاری جوشکاری با روش مشخص شده در WPS است. در بعضی از موارد خاص که استاندارد روش خاصی اریه نداده اغلب یک طراح جوش بنا به تجربیات خود پروسیجری اریه میدهد. در بعضی شرکتهی بزرگ بری هر پروژه ی یک دفترچه WPS موجود است اما از آنجا که روشها و امکانات موجود هر کارخانه اغلب ثابت است لذا بنظر میرسد که نیازی به -WPS های متفاوت نباشد. و تجربه نشان داده که بری کارهی مشخص و ثابت بهتر است یک WPS تهیه شود و از تعدد یجاد مدارک و مستندات دست و پا گیر جلوگیری شود. یک WPS معمولی میتوانید در حدود 200-250 صفحه باشد.یعنی به همین تعداد اتصالات مختلف را نشان داده و روش جوشکاری مربوطه را توضیح داده است.

PQR (Procedure Qualification Record)
ابتدا توضیح کوتاهی در مورد خود PQR لازم است که بید گفت PQR نتیج آزمیشات مخرب و غیر مخرب در مورد یک نوع مشخص جوش است.که از طرف آزمیشگاههی معتبر بید اریه شود.
حال به ین سوال میرسیم که از کجا اعتبار یک WPS را بفهمیم؟ و مدیران خط تولید یا تضمین کیفیت و یا ناظران و کنترل کیفیت چطور از اعتبار WPS اطمینان حاصل میکنند؟

قطعا آن قسمت از WPSکه از متن استاندارد استخراج شده نیاز به ینکار ندارد چراکه تمامی موارد پیشنهادی استاندارد هم حاصل تجربیات گروه زیادی از متخصصان بوده است و فلسفه استفاده از استاندارد کوتاه کردن مسیر تجربه است تا زودتر به نتیجه دلخواه برسیم.ولی جدا از نحوه برداشت ما از استاندارد در ستاندارد AWS مشخصا به ین موضوع اشاره شده که بری موارد پیشنهادی استاندارد نیازی به PQR نیست.
اما بری آن مواردی که از استاندارد استخراج نشده و پیشنهاد واحد طراحی و یا مشاور طرح بوده بید حتما PQR تهیه شود.

روش تهیه PQR:
فرض کنیم نیاز داریم بری 70 نوع از انواع اتصالات PQR تهیه کنیم.یا بید 70نمونه تهیه کنیم؟ و یا ین کار عاقلانه است؟ مسلما خیر.
بنابر جداول مربوط به تهیه نمونه بری PQR میتوان تعداد بسیار کمتری بری تییدیه روش جوشکاری (PQR) تهیه کرد به ین ترتیب که در جداول مربوطه بنا بر تغییرات ضخامت قطعات در اتصالات شبیه به هم تعداد نمونه و نوع و تعداد آزمیشات بری آن نمونه معرفی شده. که پس از فرستادن قطعات به ازمیشگاههی ذیصلاح و گرفتن جواب مثبت میتوان به آن WPS اعتماد کرد و جوشکاری را آغاز کرد.

مثال:
فرض کنید دفترچه WPS را برای تهیه PQR در اختیار دارید.مراحل زیر بری تهیه PQRپیشنهاد میشود.
1-اتصالاتی که در استاندارد وجود دارد را تنها با متن استاندارد مطابقت دهید تا چیزی از قلم نیفتاده باشد و تلرانسها دقیقا استخراج شده باشد و نظیر ین;
2-در مورد اتصالات شبیه به هم با مراجع به استاندارد یکی از پرکاربردترین ضخامتها را انتخاب کنید.بری کارهی سازه ی و اتصال نوع Grooveفرض کنید که 45 نوع ضخامت مختلف به شما معرفی شده .بهترین کار ین است که با مراجعه به جداول استاندارد بهترین نمونه بری تهیه PQR انتخاب کنیم که این بهترین انتخاب اغلب پرکاربردترین یا حساسترین اتصال است.مثلا Grooveبا ضخامت 30-30که بنابر جدول استاندارد میبینیم که ین نوع اتصال محدوده ضخامتیmm 3 تاmm 60 را با اعتبار میبخشد یعنی بری ضخامت 2 تا 60 دیگر نیازی به تهیه PQR نداریم و ین از مزیی استفاده از استاندارد است.

3-حال که نمونه مورد نظر را انتخاب کردیم بید در ابعاد مشخص(طول و عرض) که باز هم در استاندارد آمده است آنرا تهیه کنیم و توسط یک جوشکار که داری کارت صلاحیت جوشکاری در حالت مربوطه(1G-2G-1F-2F و غیره) است جوشکاری انجام شود.
4-قطعه مور نظر را به آزمیشگاههی معتبر ارسال میکنیم تا تحت تستهی مختلف قرار گیرد. ین تستها اغلب خمش کناره-رادیوگرافی-ماکرواچ-شکست و ; است.
5-پس از اعلام نتیجه مثبت آزمیشگاه میتوان جوشکاری را آغاز نمود.

نکاتی در مورد جوشکاری فولادهی ضدزنگ و ضدخوردگی
خصلت اصلی فولادهی استنلس(ضد زنگ) مقاومت در برابر زنگ خوردگی است (داشتن کرم بیش از 12% موید همین مطلب است).نیکل موجود در ین فولادها حتی به مقدار زیاد هم نمیتواند به تنهیی مقاومت در برابر خوردگی را زیاد کند.ولی با حضور کرم میتواند تا حد زیادی ین وظیفه را بخوبی انجام دهد.مزیت اصلی نیکل تسهیل یجاد فاز آستنیت و بهبود خاصیت مقاوم به ضربه فولادهی کرم نیکل دار است. مولیبدن شرائط خنثی سازی ین فولاد را تثبیت می کند و عموما عامل افزیش مقاومت به خوردگی موضعی(Pitting) است.

به منظور اطمینان از تشکیل کاربیدهی پیدار که باعث افزیش مقاومت به خوردگی بین دانه ی میشود افزودن Ti و Nb به انواع معینی از فولادهی کرم-نیکل دار ضروری است.

1-فولادهی ضد زنگ
کرم و کربن عناصر اصلی ینگونه از فولادها را تشکیل میدهد. هر چند که مقدار کربن کمتر از 04/0درصد است تاثیر کرم بر استحکام کششی حتی در مقادیر 13 و 17و 20درصد بسیار ناچیز است. در حالیکه در مقادیر زیادتر کربن با عملیات حرارتی مناسب امکان دستیابی به استحکام کششی مناسب و عملیات مکانیکی مورد نظر فراهم میشود.

با توجه به ریزساختار فولادهی کرم دار را به شرح زیر میتوان دسته بندی کرد:
الف-فولادهی کرم دار-فریتی(12 تا 18 درصد کرم -1/0درصد کربن)
ب- فولادهی کرم دار-نیمه فریتی(12 تا 14 درصد کرم -08/0 تا 12/0 درصد کربن)
ج-فولادهی کرم دار-مارتنزیتی(12 تا 18 درصد کرم و بیش از 3/0 درصد کربن)
د- فولادهی کرم دار-قابل عملیات حرارتی(12 تا 18 درصد کرم -15/0 تا 20/0 درصد کربن)
ین دسته بندی را در مورد جوش پذیری نیز میتوان تکرار کرد.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد

پروژه دانشجویی مقاله بررسی مشروعیت یا عدم مشروعیت بازداشت موقّت تحت word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله بررسی مشروعیت یا عدم مشروعیت بازداشت موقّت تحت word دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله بررسی مشروعیت یا عدم مشروعیت بازداشت موقّت تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله بررسی مشروعیت یا عدم مشروعیت بازداشت موقّت تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله بررسی مشروعیت یا عدم مشروعیت بازداشت موقّت تحت word :

چکیده

سلب آزادی متهم وزندانیکردن وی درطول تمام یا بخشی از تحقیقات مقدماتی به وسیلهی مقام صالح قضایی باعنوان »بازداشت موقت«، ازسویی خلاف اصل برائت ومغایر با آزادی متهم است وازسوی دیگر، ضرورت تحقیق، ممانعت ازفرارمتهم وجلوگیری ازتضییع حقوق بزه دیدگان،اِعمالآنرا توجیه میکند. این مسئله حقوقی که تحت عنوان یکی ازقرارهای محدودکننده ی آزادی درحقوق ایران اجرا میشود، براساس مبانی اسلامی و از منظر فقه شیعه و سنت قابل بررسی است. در تحقیق حاضر،مستندات وشرایط بازداشت موقت با توجه به اصول و قواعد فقه اسلامی و فتاوی فقهی واکاوی گردیده وهمچنین نحوهی تأثیرگذاری فتاوی وقواعد فقهی رادرشکلگیری نظامات بازداشت موقت درحقوق موضوعهی ایران بررسی نموده است.ابتدا ادله ی فقها و حقوقدانانِ قائل به جواز بازداشت موقت و سپس ادله ی قائلینبه عدم جواز بررسی گردید و سپس مویّدات هر دو گروه را تحلیل نمودیم؛ سپس دیدگاه های مختلف فقهی را مورد کنکاش قرار دادیم و سپس نحوه ی حلّ این تعارض را بر مبنای قاعده ی

مصلحت نظام قرار داده و آن را با تطبیق با حقوق ایران و عنوان نمودن کاستی های مواد قانونی نشان دادیم.

واژگان کلیدی: اتهام، حبس، مشروعیت، بازداشت موقت

1

مقدمه

انتساب اتهامات بی اساس به افراد و برچسب کیفری زدن به دیگری، یـا اتهـام ارتکـاب اعمـال و رفتـارخلاف اخـلاق و عفـت عمومی،چنانچه واقعی نبوده یامتّکی بر دلایل وقراین قابل اثبات نباشد، میتواند اعتبار،حیثیت و امنیـت روحـی روانـی واجتمـاعی افراد را مخدوش نماید.در جهت مقابله با این تعرض و به منظورنظم بخشیدن به روابط اجتماعی و انسانی،اصل برائـت مـورد پـیش بینی وتأیید قرارگرفته است.این اصل که عبارت از فرض بیگناهی مـتهم تازمـان اثبـات گناهکـاری وی در دادگـاه صـالح میباشـد، ازاصول مهم حقوق کیفری است و اقتضای آن این است که هر مشکلی می بایست به نفع متهم منظورشود. به عبارت دیگـر زمـانی که شخص در معرض اتهام قرارگرفته ومتهم می شود، بیگناهی وی جز درصورت ارائهی دلیل قانع کننده اسـتمرار یابـد. بـا وجـود تلاشهای نهادهای حقوق بشر واسناد و اعلامیه های جهانی حقوق بشر، و نیز کنوانسـیون اروپـایی حقـوق بشـر و اصـل 83 قـانون اساسی که همگیمبیّناهتمام شدید به دفاع از حقوق متهم و اصل برائت می باشند، دربرخی موارد ضرورت تحقیـق و ممانعـت از فرار و تبانی متهم و بویژه جلوگیری از تضییع حقوق بزه دیدگان، استفاده ازاین قرار تأمینی شدید را که پنجمین قـرار از قرارهـای تأمین کیفری در قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری میباشد،مشروعیّت می بخشد. به عبـارت دیگـر ازطرفی اصل برائت ایجاب میکند که آزادی متهم تحت هیچ شرایطی سلب نگردد و به آزادی های متهم درقالب حقوق شـهروندی توجه شود وازطرفی دیگر ضرورت تحقیق وحفظ نظم اجتماعی، توسل به قرار بازداشت موقت را ایجاب میکند.

خداوند در آیات متعددی از قرآن، به تکریم ارزش والای انسان پرداخته و صرف گمان بـد را گنـاه دانسـته و مسـلمانان را بـه اجتناب از آن وتجسس از مردم بازداشته است. ازآنجاکه می فرماید:یا »ایّها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن إن بعض الظن اثـم
ولا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضاً;«
بیان مسئله:

در معنای شرع باید گفت: شرع در اصل مصدر است؛ سپس اسم شـده بـرای راه آشـکار و واضـح چنانکـه خداونـد در آیـه 83 سورهی جاثیه ثمّمیفرماید:جعلناک» علی شریعهٍ من الأمر فاتبِعها و لاتَتّبع أهواء الذّین لایعلمون« یعنی: »سپس تو را بر شـریعت و آئین حقی قرار دادیم، از آن پیروی کن و از هوسهای سرکش کسانی که آگاهی ندارند پیروی مکـن« (ابـن منظـور، ج88، بیتـا:

.(45
مشروع به معنای انگیزهی درست، در برابر غیرمشروع،که به معنای ناروا و خلاف شرع است نیز آمده است. (سـیاح، ترجمـهی المنجد، .(83 :8838

شریعت یا شرع هر گاه بکار رود مقصود از آن اصطلاح: وحی، اعم از قرآن و حدیث است، که عناصر سه گانهی دیـن را شـامل میشود، یعنی اعتقادات؛ که علم کلام برای آن تدوین شده، و عبادات و معاملات؛که علم فقه برای آن نوشته شده، و اخلاقیات؛ کـه علم اخلاق برای آن تدوین شده است.گاهی به فقه، که احکام تکلیفیه عملیه است، از باب اطلاق عام و اراده خاص، شـریعت گفتـه میشود.پس هر چه موافق و منطبق با شرع است، شرعی و مشروع است. با این وجود این شبهه مطرح میگردد کـه چگونـه پایمـال شدن حقی ازحقوق افراد نهی شده ولی ازسویی دیگر بی آنکه جرم متهمی ثابت شوددراتهام بازداشت میگردد؟!زیـرا همانگونـه کـه در بازداشتموقّتدر دستگاه قضایی ممکن است با یک مجرم روبرو شویم، امکان دارد با یک شهروند عادی و بیگناه روبرو باشـیم. این سیاست قضایی ازسویی با آزادی و اصل برائت منافات دارد و از سویی نظامات قضایی، اعمال آنرا توجیه میکند؛ دراین مسـیر و برای دستیابی بهمشروعیّت یا عدمشروعیّتاین سیاست قضایی، نخست ادله ی قائلین بـه جـواز و عـدم جـواز بازداشـت موقـت بررسی خواهد شد وسپس به مؤیدات هر یک می پردازیم و مبانی بازداشـتموقّـت را از نظـر فقهـی مـورد بررسـی قـرار خـواهیم داد.بنابراین قائلین به جواز بازداشت موقت در برابر قائلین به عدم جواز، آن را امری مشروع و امری منطبق با شرع می دانند.

2

-1 ادلهی قائلین به جواز بازداشتموقّت
-1-1روایتدرحبسِمتهم:

مهمترین دلیل ومستند قائلین به جواز بازداشت موقت، روایتی است که حبس متهم به قتل را بیان میکند. این روایـت از هـر دو فرقهی شیعه وسنت وارد شده است چنانکه بسیاری از فقیهان ما و مالکابنانس، بـه مضـمون آن فتـوا دادهانـد؛ ایـن روایـت از سکونی از امام صادق(ع) است که حضرت فرمودند: »إن النبی(ص) کانیَحبس فی تهمه الدم سته ایام؛ فـإن جـاء اولیـاء المقتـول بیّنهوإلاخُلّیسبیله؛ پیامبراکرم(ص ) متهم به قتل را تاشش روز زندانی میکرد، اگر اولیای دم بینه اقامه مینمودنـد، براسـاس آن عمل میکرد وگرنه متهم را آزاد میساخت.«


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد

پروژه دانشجویی مقاله ماشینهای الکتریکی تحت word


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی مقاله ماشینهای الکتریکی تحت word دارای 33 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله ماشینهای الکتریکی تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله ماشینهای الکتریکی تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله ماشینهای الکتریکی تحت word :

مقدمه

صرفه جوئی انرژی می تواند با استفاده از تجهیزات بهتر نظیر : عایق بندی مطلوب ، افزایش راندمان سیسمتهای حرارتی، و بازیابی تلفات حرارتی بدست آید از طرف دیگر اعمال مدیریت انرژی، بمنظور درک سیستمهای موجود و طریقه استفاده از آنها، میتواند در کاهش مصرف انرژی نقش مهمی داشته باشد. در سیاست گذاری انرژی باید سازمانها رویکرد سیستمی داشته باشند. برای مثال در بهینه سازی مصرف انرژی الکتریکی هدف تنها کاهش هزینه های انرژی یک یا چند الکتروموتور مشخص نیست، بلکه باید آثار اقدامات مورد نظر روی سایر سیستمها نیز بدقت مورد توجه قرار گیرد. در یک بنگاه اقتصادی صرفه جوئی انرژی میتواند موجب برتری رقابتی بنگاه گردد.

در اغلب بخشهای صنعتی انرژی الکتریکی مهمترین منبع انرژی صنعت بشمار می رود . از آنجا که موتورهای الکتریکی، مصرف کننده اصلی انرژی الکتریکی در کارخانجات صنعتی میباشند. لذا بهینه سازی مصرف انرژی در موتورهای الکتریکی که موضوع مقاله است از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود . برای درک اهمیت بهینه سازی مصرف انرژی به این مورد اشاره می کنیم که اگر راندمان موتورهای الکتریکی القائی موجود در اروپا تنها به میزان 1% افزایش یابد، هزینه مصرف انرژی الکتریکی به میزان 6/1 میلیارد دلار در سال کاهش خواهد یافت .

آمار منتشر شده از سوی وزارت نیرو نشان می دهد در سال 1373 ، 5/38% از کل انرژی الکتریکی مصرف شده در ایران توسط موتورهای الکتریکی بوده است[F1]. البته این میزان در کشورهای صنعتی تا 65% می رسد و شاخص خوبی برای نشان دادن سطح صنعتی شدن یک کشور می باشد[10] . اهداف بهینه سازی مصرف انرژیرا میتوان بصورت زیر بیان نمود:
• استفاده منطقی از انرژی

• حفظ منابع انرژی
• اصلاح میزان مصرف انرژی در بخشهای مصرف کننده انرژی
• کاهش گازهای گلخانه ای و آلودگی هوا
• اصلاح وضعیت موجود

• کسب برتری رقابتی در بنگاههای اقتصادی
می توان اقدامات مختلفی برای صرفه جوئی انرژی الکتریکی در الکتروموتورهای صنعتی بعمل آورد. در حالت کلی این اقدامات به دو دسته تقسیم میشود:
• 1- اقدامات مربوط به طراحی موتور

• 2- اقدامات مربوط به بهره برداری از موتورها
اقدامات مربوط به بهره برداری از موتورها را نیز میتوان به دو دسته تقسیم نمود:
• 1- اقدامات روی موتور، نظیر تهویه، روغنکاری، و بارگذاری
• 2- استفاده از درایو یا کنترل کننده دور موتور

در این مقاله نخست روشهای بهینه سازی مصرف انرژی در موتورهای الکتریکی را مورد بحث قرار می دهیم سپس کاربرد درایوها در کنترل موتورهای الکتریکی و تاثیری که آنها می تواند در صرفه جوئی مصرف انرژی بگذارند مورد بررسی قرار خواهد گرفت .
1- مصرف انرژی در موتورهای الکتریکی

در سالهای اخیر بهینه سازی مصرف انرژی در صنایع بدلایل اقتصادی و زیست محیطی اهمیت بیشتری یافته و موجب شده است که اقدامات عملی گسترده ای در این زمینه بعمل آید. علی رغم اینکه یکی از بزرگترین مصرف کنندگان انرژی الکتریکی در بخش صنعت موتورهای الکتریکی می باشند ، لیکن در زمینه افزایش بازدهی مبدلهای انرژی الکتریکی به مکانیکی مستقر در صنایع اقدامات عملی چندانی بعمل نیامده است. بدیهی است که افزایش بازدهی محرک های صنعتی نه تنها از نظر اقتصادی مورد توجه استفاده کنندگان می باشد بلکه در برنامه‌ریزی انرژی در سطح ملی نیز حائز اهمیت است .

مطالعات انجام شده در صنایع ایران حکایت از وضعیت نابسامان انتخاب و بهره برداری از موتورهای الکتریکی دارد. بر اساس این تحقیقات اغلب موتورها بزرگتر از میزان نیاز انتخاب شده و در شرائط بدی نگهداشت میشوند. استفاده از موتورهای با راندمان بالا در ایران رایج نبوده و گزارش موثری از استفاده از درایو جهت صرفه جوئی انرژی در دست نیست. کاربردهای صنعتی بسیاری می تو.ان یافت که موتورها در بازدهی بسیار پایین تر از مقدار حداکثر قرار دارند . بعنوان مثال در یکی از کارخانجات صنعتی کشورمان در یک مورد ، متوسط توان مصرفی در یک موتور القائی سه فاز صنعتی تنها 28% توان نامی اندازه گیری شده است. بدیهی است پایین بودن توان خروجی، تا این حد تاثیرات منفی قابل توجهی بر بازدهی و ضریب توان موتور خواهد داشت .

از سوی دیگر دولت نیز نتوانسته است در ترویج فرهنگ استفاده بهینه از انرژی الکتریکی توفیقات خوبی داشته باشد. بعنوان مثال وزارت نیرو و سازمانهای وابسته به آن که مشخصا در زمینه بهینه سازی مصرف انرژی الکتریکی در سطح کلان عمل میکند هنوز در ارتباط با کاهش مصرف داخلی نیروگاهها اقدام موثری بعمل نیاورده است. در حالیکه پتانسیل صرفه جوئی انرژی الکتریکی زیادی در نیروگاهها وجود دارد.
2- موانع در سیاست گذاری انرژی

در ایران موانعی که سر راه بهینه سازی مصرف انرژی الکتریکی وجود دارد را میتوان بصورت زیر دسته بندی نمود:
• سیاست دولت در پرداخت سوبسید به صنایع
• عدم آگاهی مدیران صنایع از روشهای صرفه جوئی انرژی الکتریکی
• ضعف دانش فنی مهندسین مرتبط با بهینه سازی مصرف انرژی

• نگرانی از ضریب اطمینان درایو و آثار منفی آن روی شبکه و موتور
• نداشتن یک رویکرد سیستمی در استفاده از موتورهای با راندمان بالا
3- انتخاب موتور مناسب
موتورهای القائی سه فاز و یک فاز به دلیل تنوع مصرف در کاربردهای زیادی مورد استفاده قرار می گیرند. مشخصه های بارمکانیکی ناشی از کاربرد و مورد مصرف می باشد. بدیهی است موتور در صورتی می تواند بار مکانیکی متصل به آن را تامین کند که مشخصه عملکردی موتور منطبق بر مشخصه بار مکانیکی باشد .
3-1- تطابق موتور و بار

همانطور که در بالا اشاره شد موتور و بار دارای مشخصه های خاص خود می باشند . منظور از تطابق بین موتور و بار انطباق بین مشخصه های موتور و مشخصه های بار متصل به محور موتور میباشد .
مشکل اصلی در صنایع کشور آن است که در اغلب موارد تطابق مطلوبی بین مشخصه های بار و موتور وجود ندارد. توان اغلب موتورها بیش از بار متصل به محور شان می باشد و با توجه به اینکه قیمت تمام شده موتور متناسب با توان آن می‌باشد، لذا بدیهی است انتخاب موتور با توان بیش از نیاز بار، علاوه بر افزایش هزینه اولیه موتور موجب افزایش سایر هزینه ها از قبیل کابل کشی و نصب و راه اندازی و تعمیر خواهد شد .

از طرف دیگر در صورتیکه موتور انتخاب شده بزرگتر از حد لازم باشد در این صورت موتور در حالت بار کامل و یا نزدیک به بار کامل کار نکرده و لذا بازدهی آن پایین تر از مقدار حداکثر آن خواهد بود . و خود این امر اشکالات جدی در بهینه سازی مصرف انرژی ایجاد خواهد کرد .

در موتورهای القائی سه فاز در صورت کاهش میزان بازدهی موتور ، به ویژه به میزان کمتر از 80% بار کامل ، شاهد کاهش قابل توجه در بازدهی موتور خواهیم بود . متاسفانه در اکثر موارد به این نکته توجه نشده و تنها تاثیر نامطلوب انتخاب موتور بزرگتر از حد لازم بر هزینه اولیه مورد توجه قرار می گیرد . در صورتیکه محاسبات انجام شده حاکی از آن است که تاثیر انتخاب نامناسب موتور بر هزینه های متغیر (هزینه اتلاف انرژی اضافی) قابل توجه و بمراتب بیش از افزایش هزینه ثابت اولیه می باشد .
یک مثال این موضوع را روشن خواهد کرد :

مثال : فرض می کنیم برای انجام یک کار مکانیکی ، موتور القائی سه فاز با توان خروجی 110 کیلو وات مناسب باشد و بجای آن موتور با توان 132 کیلو وات انتخاب شود . اطلاعات زیر را مورد توجه قرار می دهیم :
• بازدهی موتور در بار کامل = 2/94%

• بازدهی موتور در 3/83% بار کامل = 5/92%
• طول عمر مفید موتور = 15 سال
• ضریب کارکرد = 8/0

با انجام کمی محاسبات می توان نتیجه گرفت که مصرف انرژی در طول 15 سال بمقدار 600/937 کیلو وات ساعت افزایش پیدا خواهد کرد. مطالب فوق این واقعیت را بیان می کند که انتخاب موتور مناسب به لحاظ اقتصادی حائز اهیمت فراوان بوده و لذا تطابق بین بار و موتور از اهمیت ویژه ای برخوردار است . انتخاب موتور بزرگتر از حداقل مورد نیاز به دلایل زیر غیر اقتصادی می باشد :

• 1- با افزایش توان موتور قیمت آن یعنی هزینه اولیه افزایش می یابد .
• 2- با افزایش توان موتور هزینه های نگهداری و تعمیرات آن افزایش می یابد .
• 3- با افزایش توان موتور بدلیل پایین آمدن ضریب بار ، بازدهی موتور کاهش یافته و بدین ترتیب انرژی تلف شده افزایش می یاید .
3-2- موتورهای با راندمان بالا (Energy Efficient Motors)

گرچه قیمت موتورهای با راندمان بالا بیشتر از موتورهای استاندارد است، ولی در اغلب کاربردها استفاده از آنها کاملا اقتصادی است. مخصوصا در کاربردهائی که:
• مدت زمان روشن بودن موتور بیش از زمان خاموش بودن ان باشد
• مدت زمان روشن بودن موتور بیش از 2000 ساعت در سال باشد

• گشتاور بار نسبتا ثابت بوده و موتور بدرستی به بار تطبیق شده باشد.
استفاده از موتورهای با راندمان بالا توصیه میشود. بارهائی چون میکسرها، نقاله ها و فیدرها از این نوع هستند. اهمیت موضوع وقتی آشکار میشود که توجه کنیم که هزینه انرژی مصرفی یک الکتروموتور در طول عمر مفید آن 10 تا 20 برابر قیمت موتور است[16]. موتورهای با راندمان بالا علاوه بر صرفه جوئی انرژی معمولا مزیتهای دیگری نیز دارند. برای مثال آنها جریان های بیشتری را در هنگام راه اندازی تحمل میکنند و حرارت و نویزکمتری تولید میکنند. هر چند که موتورهای با راندمان بالا تنها 2 تا 3 درصد راندمان را بهبود میدهند، اما اگر در انتخاب و بکارگیری آنها بجای یک موتور کل سیستم در نظر گرفته شود، اثر بخشی کار بالا خواهد رفت. با رویکرد سیستمی به موضوع و در نظر گرفتن عوامل دیگر نظیر هزینه های تعمیر و نگهداشت و بهره برداری میتوان به کارائی این موتورها بیشتر پی برد. میزان صرفه جوئی انرژی در صورت استفاده از موتور با راندمان بالا، به جای موتورهای استاندارد از رابطه زیر قابل محاسبه است:

در رابطه فوق hp توان موتور بر حسب اسب بخار، l ضریب بار( در صد از بار کامل تقسیم بر 100)، hr ساعات کار در طول سال، c متوسط قیمت انرژی ee راندمانstd راندمان موتور استاندارد (%)، و (قیمت هر کیلووات ساعت انرژی)، موتور با راندمان بالا (%) است.
توصیه میشود هنگام خرید موتور و یا سفارش ساخت ماشین به سازندگان ماشین از موتورهای با راندمان بالا استفاده گردد. همچنین معمولا اقتصادی است که بجای سیم پیچی کردن موتورهای سوخته و استفاده مجدد از آنها، از موتورهای با راندمان بالا استفاده گردد. زمان بازگشت سرمایه(به سال) در خرید این نوع موتورها، بطور ساده عبارت خواهد بود از:

4- اقدامات مورد نیاز برای بهبود عملکرد سیستمهای مرتبط با الکتروموتورها
یک موتور معمولا با اجزا و سیستمهای دیگر در ارتباط است. برای بهبود عملکرد الکتروموتورها لازم است سیستمهای مرتبط با موتور نیز در نظر گرفته شود. این سیستمها شامل شبکه برق، کنترل کننده های موتور، الکتروموتور و سیستم انتقال نیرو میگردد.
4-1- کیفیت توان Power Quality

مسائل کیفیت توان شبکه شامل کلیه اختلالات شبکه برق مثل عدم تقارن در ولتاژ، افت ولتاژ، چشمک زدن، اسپایک، سیستم ارت بد ، هارمونیکها و نظایر آن میشود [5]. از آنجا که کیفیت توان تاثیر زیادی در اتلاف انرژی دارد، لازم است یک مهندس مجرب وضعیت شبکه برق تاسیسات را زیر نظر داشته باشد.
4-2- تثبیت ولتاژ شبکه

تا آنجا که ممکن است باید ولتاژ اعمالی به موتور نزدیک به ولتاژ کار موتور باشد. گرچه تغییرات 10% در ولتاژ موتور مجاز است اما از نقطه نظر اتلاف انرژی میزان انحراف از ولتاژ نامی موتور باید کمتر از 5% باشد. تغییر ولتاژ موتور موجب افت ضریب قدرت، عمر مفید موتور و راندمان میگردد [6]. شکل(1)

شکل(1): بررسی تائیر تغییرات ولتاژ اعمالی به موتور روی تورک، جریان راه اندازی، جریان بار کامل، راندمان و ضریب قدرت
اگر ولتاژ موتور بیش از 5% کاهش پیدا کند، راندمان بین 2 تا 4 درصد افت پیدا کرده و دمای موتور حدود 15 درجه افزایش می یابد و این افزایش دما عمر عایق موتور را کاهش خواهد داد. در شکل(2) عمر موتور در دماهای کار مختلف و با کلاسهای عایقی مختلف نشان داده شده است.

شکل (2): بررسی تاثیر دمای کلافهای موتور روی عمر مفید آن برای موتورهای با کلاس عایقی مختلف
4-3- عدم تقارن فاز
عدم تقارن فاز باید کمتر از 1% باشد. عدم تقارن فاز بصورت زیر توسط NEMA تعریف شده است:

برای مثال اگر ولتاژهای فاز بترتیب 462 و 463 و 455 ولت باشد. متوسط ولتاژ سه فاز برابر با 460 ولت میشود و در صد عدم تقارن بصورت زیر محاسبه خواهد شد:

ضریب قدرت
ضریب قدرت پائین موجب افزایش جریان کابلها و ترانسقورماتورها و افت ولتاژ شده و بدین ترتیب باعث کاهش ظرفیت سیستم تغذیه میشود [7]. ضریب قدرت پائین ناشی از بار کم در شفت موتور است. در شکل (3) منحنیهای ضریب قدرت برای بارهای مختلف و رنجهای توانی متفاوت موتورها آمده است[8] . بوضوح مشاهده میشود با کاهش بار موتور ضریب قدرت تغییرات قابل توجهی میکند.

5- روشهای عملی برای افزایش بازدهی موتور
اشاره شد که بالا بردن بازدهی متوسط موتورهای القائی به لحاظ اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . بدیهی است نحوه عمل و دستیابی به نتایج مطلوب وابسته به نوع و اندازه موتور ، شرایط بارگذاری ، نحوه نگهداری و غیره بوده و لذا نمی توان دستور العمل کلی برای ارتقاء بازدهی کلیه موتورهای القائی ارائه داد. بطور کلی اقدامات لازم برای بالا بردن بازدهی موتورهای القائی را می توان به دو دسته تقسیم نمود . دسته اول تمهیداتی است که در زمان طراحی و ساخت موتور باید بکار گرفت . دسته دوم شامل مجموعه اقدامات عملی جهت بالا بردن بازدهی موتورهای القائی در حال کار در صنایع می شود .

اقدامات عملی ساده ای منجر به افزایش راندمان کار می گردد به عنوان مثال مقدار معمول جریان بی باری در موتورهای القائی سه فاز در محدوده 3 تا 5 درصد جریان نامی موتور است . ولی در بررسی های بعمل آمده مشاهده شده است که در اکثر موراد جریان بی باری موتور بیشتر از این مقدار بوده و در برخی موارد تا 12% جریان نامی افزایش یافته است . این افزایش در جریان بی باری موتور بعلت عدم نگهداری صحیح از موتور است . در اکثر موارد این شرائط نامطلوب در حالات بارگذاری نیز مشاهده می شود. به این معنی که با اعمال بار مکانیکی غیر مفید به محور موتور ، بصورت اصطکاکهای مکانیکی ناشی از عدم نگهداری صحیح، موجب میشود که موتور بار اعمال شده را در جریان الکتریکی بیشتری تامین می کند . و در واقع بخشی از توان الکتریکی ورودی صرف تامین بار و قسمت دیگر آن برای غلبه بر اصطکاک مکانیکی مصرف می شود .

بدین ترتیب موارد زیر را در ارتباط با تلفات اهمی موتور میتوان بیان کرد :
• 1- تلفات اهمی موتور متغیر بوده و تابعی از میزان و نحوه بارگذاری موتور می باشد .
• 2- در بسیاری از موارد عدم نگهداری صحیح از قسمتهای چرخان موتور به ویژه بلبرینگ محور موتور ، موجب ایجاد بار مجازی ناشی از افزایش اصطکاک مکانیکی شده و لذا جریان ورودی موتور در حالت بی باری و بار از حد مطلوب و اعلام شده توسط سازنده بیشتر خواهد شود

• 3- افزایش جریان ورودی موتور موجب بالا رفتن تلفات اهمی و حرارت ایجاد شده در سیم پیچ شده و لذا درجه حرارت اطراف سیم پیچ افزایش خواهد یافت .
از مشخصات بارز تلفات مکانیکی موتور دشواری محاسبه میزان و تعیین منابع آن است . بخش عمده تلفات مکانیکی در قسمت های چرخان موتور بوده و ناشی از اصطکاک و بار می باشد و لذا میزان تلفات مکانیکی تا حد زیادی وابسته به شرایط نگهداری موتور دارد . با روغن کاری مناسب و بموقع بلبرینگ و نظافت قسمتهای چرخان موتور و همچنین اطمینان از بالانس بودن محور ، میتوان تلفات مکانیکی موتور را به حداقل رساند بدین ترتیب در ارتباط با تلفات مکانیکی موتور میتوان موارد زیر را اظهار داشت :
• 1- میزان تلفات مکانیکی تابعی از شرایط نگهداری موتور می باشد .

• 2- با انجام اقدامات مناسب در نگهداری موتور می توان تلفات مکانیکی را بسادگی در مقدار حداقل خود نگه داشت.
• 3- تلفات مکانیکی نیز منجر به افزایش درجه حرارت بویژه در قسمتهای چرخان موتور می شود .
انواع تلفات موتور بدون توجه به نوع آن منجر به ایجاد حرارت می شود بدین ترتیب خنک کاری موتور بویژه در شرائطی که موتور زیر بار است از اهمیت ویژه ای برخوردار است . بالا رفتن درجه حرارت موتور باعث کاهش عمر مفید آن می‌شود .

در موارد زیادی مشاهده شده است که بدلیل عدم رعایت نکات ساده و مهم در نگهداری موتور باعث کاهش بازدهی سیستم خنک کن شده و درجه حرارت موتور در حالت بار نامی افزایش پیدا کند . در این گونه موارد گاهی اوقات بجای رفع اشکال نگهداری، اقدام به جایگزین کردن موتور با توان بیشتر می شود که این امر خود منجر به کاهش بازدهی سیستم و اتلاف انرژی خواهد شد .

بر اساس تجارب شرکت پرتو صنعت نوع دیگری از اشکالات مربوط به سیم پیچی موتورهای معیوب توسط افراد غیر متخصص می شود. مشاهدات ما نشان می دهد که در برخی از موارد موتور بدفعات مورد سیم پیچی قرار می گیرد . عدم رعایت نکات فنی در عایق بندی موتور سیم پیچی شده و همچنین استفاده از ابزار و آلات غیر اصولی در درآوردن سیم پیچی سوخته شده موتور نتایج بدی بدنبال دارد .

بعنوان یک اصل تجربی موتورهائی که به این شیوه سیم پیچی مجدد می شوند برای کار با اینورتر یا کنترل کننده دور موتور مناسب نیستند. اغلب این موتورها بدلیل آسیب هائی که به مدار مغناطیسی آنها در حین سیم پیچی وارد می شود از جریان بی باری بالاتر از حد معمول برخوردار بوده و عایق بندی آنها برای کار با اینورتر مناسب نمی باشد . این نوع موتورها حرارت بیشتری نسبت به موتورهای سالم دارند و تلفات انرژی زیادی ایجاد می کنند . ضمناً این موتورها بمراتب آسیب پذیرتر از موتورهای فابریک می باشند . توصیه می شود در سیم پیچی موتورهای آسیب دیده از تکنیسین های مجرب و ابزارآلات مناسب استفاده شود . ضمناً تا زمانیکه اطمینان از فرآیند کار حاصل نشده باشد از استفاده از این نوع موتورها همراه با کنترل کننده دور موتور اجتناب گردد .

توصیه می شوداگر قصد تعویض این نوع موتورها را دارید و یا میخواهید موتورهای جدیدی تهیه کنید، موتورهائی تهیه کنید که راندمان بالاتری داشته باشند.
6- دستور العملهای لازم برای بهبود عملکرد موتورهای الکتریکی
اشاره شد که عوامل موثر در بازدهی موتورهای الکتریکی را می توان بصورت زیر بیان نمود :
• عوامل موثر در مراحل طراحی و ساخ

ت
• عوامل موثر در بهره برداری
بررسی عوامل موثر فوق خارج از حوصله این مقاله است. یک مطالعه خوب از عوامل فوق توسط آقای دکتر اوروعی در سال 1373 انجام گرفته است. در اینجا بطور خلاصه به عوامل موثر در بهره برداری از موتور که به افزایش بازدهی آنها منجر خواهد شد اشاره میشود.در جدول(1) خلاصه ای از عوامل موثر در بازدهی موتورهای الکتریکی آمده است .

جدول (1) عوامل موثر در بازدهی موتورهای الکتریکی
همان طور که مشاهده می شود مجموعه اقدامات ساده فوق خصوصاً اقداماتی که به عوامل وابسته به شرایط نگهداری موتور می شود می تواند منجر به صرفه جوئی اقتصادی قابل توجهی شود .

برای اطمینان یافتن از اینکه بازدهی موتورهای مستقر در صنایع و سایر کاربردها در حد مطلوب قرار دارد می توان نسبت به تدوین شناسنامه صنعتی برای هر موتور ( و بویژه موتورهای بزرگ) اقدام نموده و با ثبت اطلاعات مورد نظر از جمله موارد زیر بازدهی این موتور ها را مورد بررسی قرار داد :
• میزان بار (درصد از بار کامل)
• میزان تغییرات بار ( درصد از بار کامل)
• میزان تغییرات سرعت (درصد از سرعت سنکرون)

• میزان تغییرات ولتاژ شبکه (درصد از ولتاژ نامی)
توصیه میشود کارخانجاتی که در آنها تعداد موتور مورد استفاده زیاد می باشد نسبت به جمع آوری اطلاعات فوق و اقدامات اصلاحی اقدام نمایند.
7- دسته بندی اقدامات لازم برای بهینه سازی مصرف انرژی
برای روشن شدن تاثیر اقدامات مختلف برای افزایش بازدهی موتورهای الکتریکی در جدول(2) نتایج قابل انتظار این اقدامات برای دسته ای از موتورهای القائی با توان خروجی 2/2 تا 30 کیلو وات نمایش داده شده است.

جدول (2) : اقدامات محتلف برای افزایش بازدهی موتورهای الکتریکی با توان 2/2 تا 30 کیلو وات .
8- تکنولوژی الکترونیک قدرت و درایوهای AC
تکنولوژی الکترونیک قدرت(Power Electronics)، بهره وری و کیفیت فرایندهای صنعتی مدرن را بی وقفه بهبود میبخشد. امروزه با کمک همین تکنولوژی امکان استفاده از منابع انرژی غیرآلاینده بازیافتی(Renewable Energy)، نظیر باد و فتو ولتائیک فراهم شده است. تخمین زده میشود که با استفاده از الکترونیک قدرت، حدود 15 تا 20 درصد امکان صرفه جوئی انرژی الکتریکی وجود دارد[17]. در واقع با کاهش بیوقفه قیمت ها در عرصه الکترونیک قدرت زمینه برای حضور آنها در کاربردهای صنعتی، حمل ونقل و حتی خانگی فراهم میگردد.


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
علی محمد
دانشجو | مرکز دانلود | پایانامه دانشجویی | جزوه های درسی | دانلود فایل ورد و پاورپوینت | پایان نامه ها | پروژه های درسی | ایران پروژه | بی پیپر | دانشجو یار | مرکز پایان نامه های فردوسی | نشر ایلیا | پی سی دانلود | مرکز پروژه های دانشجویی | پروژه دات کام | دانلود رایگان فایل |