برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پروژه دانشجویی بنیاد گرایی اسلامی و سیاست خارجی آمریکا تحت word دارای 300 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پروژه دانشجویی بنیاد گرایی اسلامی و سیاست خارجی آمریکا تحت word   کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است


فهرست مطالب پروژه دانشجویی بنیاد گرایی اسلامی و سیاست خارجی آمریکا تحت word



تقدیر و تشکر
بخش مقدماتی : کلیات تحقیق
1 . طرح موضوع
2 . سوال اصلی
3 . سوالات فرعی
4 . فرضیه تحقیق
5 . مفاهیم
6 . مفروضات
7 . اهمیت و علل انتخاب موضوع
8 . برسی متون و آثار
9 . اهداف پژوهش
10 . نقطه ثقل پژوهش
11 . روش تحقیق
12 . سازماندهی پژوهش
بخش اول:سیاست خارجی و سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا
مقدمه بخش
فصل اول:سیاست خارجی
گفتار اول : شناخت سیاست خارجی
الف ) تعریف و تبیین سیاست خارجی
ب ) اهداف سیاست خارجی
هدفهای اساسی یا اولیه
هدفهای متوسط یا درجه دوم
هدفهای جهانی یا دراز مدت



گفتار دوم: رابطه میان سیاست خارجی و منافع ملی
الف ) تعریف و تبیین منافع ملی و جایگاه آن در سیاست خارجی
ب ) قدمت و پیشینه کاربرد منافع ملی



فصل دوم:سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه
گفتار اول : حضور آمریکا در خاور میانه
الف ) تاریخچه حضور آمریکا در منطقه
ب ) اهمیت خاورمیانه برای آمریکا
ج ) کمیت و پراکندگی جغرافیایی نیروهای آمریکایی در خاور میانه



گفتار دوم : اهداف ومنافع سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه
الف ) جایگاه منافع ملی در سیاست خارجی آمریکا
ب ) اهداف و منافع آمریکا در خاورمیانه


حفظ بقاء و امنیت اسرائیل
دسترسی به منابع نفت خاورمیانه
حمایت از دولتهای محافظه کار
گفتار سوم:تأثیر حوادث 11 سپتامبر بر سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه
منابع بخش اول
بخش دوم:بنیاد گرایی و بنیاد گرایی اسلامی
مقدمه بخش
فصل اول:تبار شناسی و ویژگی های بنیادگرایی
گفتاراول:بنیادگرایی
گفتار دوم:بنیادگرایی اسلامی
چیستی و تبار شناسی
تفاوت بنیادگرایی اسلامی با بنیادگرایی مسیحی
ویژگی های بنیادگرایی اسلامی
اهداف و خواسته های بنیادگرایان
نشانه های بنیادگرایی اسلامی
جاذبه های بنیادگرایی اسلامی به عنوان رقیب مکاتب دیگر
رویکرد بنیادگرایی اسلامی به سیاست وحکومت
گفتار سوم:غرب و استفاده ابزاری و تبلیغاتی از کاربرد اصطلاح بنیادگرایی اسلامی
گفتار چهارم:واکنش های نظری به کاربرد تبلیغاتی غرب از اصطلاح بنیادگرایی اسلامی
گفتار پنجم:پیشگامان بنیادگرایی و احیاء طلبی اسلامی
سید جمال الدین
محمد عبده
عبدالرحمن کواکبی
مودودی
سید قطب
حسن البناء


فصل دوم:نظریه پردازی پیرامون علل ظهور و ضد غربی بودن جنبشهای بنیادگرایی اسلامی
گفتار اول:علل ظهور جنبشهای بنیادگرا
نگرش شرق شناسان جدید
نگرش جهان سوم گرایی جدید
عکس العملی در برابر غربی شدن
نظریه مارتین مارتی و اسمارت
ظهور ایالات متحده
دیدگاه هرایردکمجیان
دیدگاه خورشید احمد
گفتار دوم:علل ضد غربی بودن جنبشهای اسلام گرا
نگرش شرق شناسان جدید
نگرش جهان سوم گرایی جدید

دیدگاه فرید زکریا

فصل سوم:خشونت طلبی در جنبشهای بنیادگرای اسلامی :ماهیت،علل و انگیزه ها
گفتار اول:ماهیت اقدامات خشونت طلبانه در جنبشهای اسلامی،تروریستی یا شهادت طلبانه ،انتخابی یا استیصالی

گفتار دوم:عوامل و متغیرهای تسهیل کننده یا کنترل کننده خشونت طلبی در جنبشهای اسلام گرا
الف)متغیرهای تسهیل کننده توسل به خشونت
توجیهات ارزشی
سنت و سوابق تاریخی
اقتدار سازمانی و نهادی
سکولاریسم
سرکوب و فشار
مداخله خارجی
ب ) متغیرهای کنترل کننده توسل به خشونت
1- اصلاحات و توسعه اقتصادی
2- سیاست وحدت گرایانه
3- مسله فلسطین
4- مشارکت سیاسی
منابع بخش دوم


بخش سوم:سیر تحولات بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه از
1979ـ2002: تشدید یا تضعیف
مقدمه بخش
فصل اول:فراز و نشیب های بنیادگرایی اسلامی
گفتار اول : تحولات بنیادگرایی اسلامی قبل از 1979
الف ) دوره آگاه شدن از چالشهای جدید
ب ) ارائه چارچوب ها ی بدیل
گفتار دوم؛تحولات بنیادگرایی اسلامی پس از 1979:نشانه ها و شاخص های تشدید
الف ) تعدد میزان تحولات بنیادگرایانه
انقلاب اسلامی در ایران
تسخیر مسجد بزرگ کعبه
حمله شوروی به افغانستان
ب ) اتخاذ مواضع تهاجمی به جای تدافعی
ج ) چرخش از اسلام میانه رو به اسلام مبارز
د ) افزایش عملیات مسلحانه گروههای بنیادگرای اسلامی

هـ ) طرح دکترین دولت غیر سرزمینی و پیشقراولی بنیادگرایی سنی(وهابیت)
و ) واکنش غرب و اظهار نگرانی از بنیادگرایی اسلامی
گفتار سوم : تأثیر حوادث 11 سپتامبر بر بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه
فصل دوم:بنیادگرایی اسلامی در مصر و عربستان سعودی
گفتار اول:بنیادگرایی اسلامی و طیف های مختلف اسلام گرا در مصر
الف ) پیشینه بنیادگرایی اسلامی در مصر
ب ) جناح های اسلامی در مصر
1 ) اسلام دولتی (الازهر)
2 ) اسلام میانه رو(اخوان المسلمین)
علل و عوامل شکل گیری اخوان المسلمین
فعالیت های اولیه
شخصیت حسن البنا
مبانی فکری و اندیشه‌ای اخوان المسلمین
اصول شش گانه اخوان المسلمین برای تحقق اهداف مورد نظر
استراتژی اخوان المسلمین برای دستیابی به اهداف
وجه تمایز اخوان المسلمین با سایر جنبشهای اسلامی
عوامل مؤثر در فراگیری اخوان المسلمین در مصر و خاورمیانه
3 ) جناح اسلام انقلابی
1 . جماعت اسلامی
2 . سازمان الجهاد
علل و چگونگی شکل گیری
تفکر و اندیشه حاکم
سازماندهی و ساختار درونی
شیوه عملکرد
الجهاد از مصر تا افغانستان
3 . منظمه التحریر الاسلامی
4 . جماعه المسلمین (التکفیر و الهجره)
سابقه و پیشینه
تفکر و اندیشه حاکم بر گروه
گفتار دوم:بنیادگرایی اسلامی در عربستان سعودی
الف ) ماهیت ، ریشه ها و تحولات بنیادگرایی در عربستان
ماهیت و ریشه های بنیادگرایی در عربستان
تحولات بنیادگرایی در عربستان و ظهور نسل جدید بنیادگرا
ب ) نقش بنیادگرایی اسلامی در تحولات اجتماعی و سیاسی عربستان
1 ) مشروعیت زایی و عامل کشور سازی




2 ) مشروعیت زدایی و چالش برانگیزی
شورش جهیمان العطیبی
ظهور اسامه بن لادن و تشکیل سازمان القاعده
ج )گروهها و جناحهای اسلام گرا در عربستان سعودی
جناح مذهبی
جناح تکنوکراتها
منابع بخش سوم





بخش چهارم : سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه
و تأثیر آن بر بنیادگرایی اسلامی در مصر و عربستان سعودی
مقدمه بخش
فصل اول:حمایت آمریکا از رژیم های غیر دموکراتیک و سرکوبگر و تأثیر آن بر جریان بنیادگرایی اسلامی
گفتار اول:تعامل سیاست خارجی آمریکا و نظامهای سیاسی در خاورمیانه
الف) اولویت سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه:تشویق دموکراسی یا تعقیب منافع ملی
ب)نقش سیاست خارجی آمریکا در تداوم رژیم های غیر دموکراتیک
ج) علت حمایت آمریکا از رژیم های غیر دموکراتیک
ترس از روی کار آمدن اسلام گرایان
کمک به تحقق صلح خاورمیانه
سیاست حفظ وضع موجود
گفتار دوم: همسویی سیاست خارجی آمریکا با دولت مصر و تأثیر آن بر جریان بنیادگرایی اسلامی
گفتار سوم:همسویی سیاست خارجی آمریکا با دولت عربستان سعودی و تأثیر آن بر جریان بنیادگرایی اسلامی
فصل دوم:حضور نظامی مستقیم آمریکا در خاورمیانه و تأثیر آن بر جریان بنیادگرایی اسلامی
گفتار اول : پیامدهای سیاسی و فرهنگی حضور آمریکا در منطقه
گفتار دوم:واکنش گروههای بنیادگرا نسبت به حضور آمریکا در منطقه
الف) واکنش نظری ـ فقهی
ب) واکنش عملی (مبارزه جویانه)
ج) صدام گرایی
د) بن لادن گرایی و فراگیر شدن کیش بن لادنیزم

فصل سوم:حمایت آمریکا از اسرائیل و تأثیر آن بر آمریکا ستیزی و رفتار گروههای بنیادگرا در خاورمیانه
گفتار اول: حمایت ایلات متحده آمریکا از اسرائیل
الف ) علت ، میزان و شیوه های حمایت آمریکا از اسرائیل
علت حمایت آمریکا از اسرائیل

میزان کمک های آمریکا به اسرائیل
شیوه ها و روشهای گوناگون حمایت آمریکا از اسرائیل
ب ) پیامدهای منفی حمایت آمریکا از اسرائیل برحل بحران فلسطین
تداوم بقاء و استمرار سلطه رژیم صهیونیستی
انعطاف ناپذیری رژیم صهیونیستی
استمرار عملیات شهرک سازی و ممانعت از تشکیل یک دولت فلسطینی
گفتار دوم: رابطه آمریکا با اسرائیل و تأثیر آن بر موضع گروههای بنیادگرا نسبت به آمریکا در مصر و عربستان سعودی
الف ) جایگاه مسئله فلسطین در اندیشه اسلام گرایان
ب ) نقش و تأثیر حمایت آمریکا از اسرائیل بر آمریکا ستیزی اسلام گرایان در مصر و عربستان سعودی
منابع بخش چهارم
نتیجه گیری
فهرست منابع



منابع بخش پروژه دانشجویی بنیاد گرایی اسلامی و سیاست خارجی آمریکا تحت word



1ـ جان لاول،چالشهای سیاست خارجی آمریکا،ترجمه حسین نورائی بیدخت،(تهران:انتشارات سفیر،1376)،ص
2ـ علی اصغر کاظمی،نقش قدرت در جامعه و روابط بین الملل،(تهران:نشر قومس،1369)،ص
3ـ جک سی پلانوـ روی آلتون, فرهنگ روابط بین الملل، ترجمه حسن پستا،( تهران: انتشارات فرهنگ معاصر,1378 ) ،ص
4ـ جوزف فرانکل،روابط بین الملل در جهان متغیر،ترجمه عبدالرحمن عالم،(تهران:انتشارات وزارت امور خارجه،1373)،ص
5ـ عبدالعلی قوام،اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل،(تهران:انتشارات سمت،1373)،ص
6ـ سید محمد طباطبایی سیاست خارجی آمریکا(دکترین ها) جزوه درسی دانشکده حقوق وعلوم سیاسی علامه طباطبائی, صص 8 ـ
7ـ همان, صص 8 ـ
8ـ حسن حمیدی نیا،ایالات متحده آمریکا،(تهران:انتشارات وزارت امور خارجه،1381)،ص
9ـ عبدالعلی قوام،«آناتومی تعاملات نظام سیاسی و منافع ملی»،مجله سیاست خارجی،سال هشتم،شماره یک و دو( بهار و تابستان 1373)،ص
10ـ هوشنگ عامری،اصول روابط بین الملل،(تهران:انتشارات، آگاه،1370)،ص
11ـ امین هویدی،کسینجر وسیاست خارجی آمریکا،ترجمه صفاءالدین گچی،(تهران:انتشارات آفرینه،1378)،ص
12ـ یوجین آر.ویتکوف و جیمزام.مک کورمیک،سرچشمه های درونی سیاست خارجی آمریکا،ترجمه جمشید زنگنه،(تهران:انتشارات وزارت امور خارجه،1381)،ص
13ـ هوشنگ عامری،پیشین ،صص188ـ
14ـ همان ،ص
15ـ جیمز باربر و مایکل اسمیت، ماهیت سیاستگزاری خارجی، ترجمه حسین سیف زاده،( تهران: نشر قومس،1374)، ص
16ـ هوشنگ عامری،پیشین،ص
17ـ هوشنگ مقتدر، سیاست بین الملل و سیاست خارجی،( تهران: انتشارات فهرس،1370)، ص
18ـ همان
19ـ هوشنگ عامری،پیشین،ص
20ـ همان ص
21ـ عبدالعلی قوام, اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل ،پیشین ،ص
22ـ هوشنگ مقتدر،پیشین،صص 108ـ
23ـ عبدالعلی قوام ,اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل،پیشین،ص
24ـ هوشنگ مقتدر،پیشین،صص 157 ـ
25ـ کی جی هالستی، مبانی تجزیه و تحلیل سیاست بین الملل، ترجمه بهرام مستقیمی و مسعودطارم سری،( تهران : انتشارات وزارت امور خارجه،1376)،ص
26ـ فرزاد پور سعید،«11 سپتامبر و تحول مفهوم منافع ملی»،فصلنامه مطالعات راهبردی شماره 17 و 18،صص 695 ـ
27ـ حمید بهزادی،اصول روابط بین الملل و سیاست خارجی،(تهران:انتشارات دهخدا 1373)،ص
28ـ همان ص
29ـ فرزاد پورسعید, پیشین، ص
30ـ جمیز باربر و مایکل اسمیت,پیشین،ص
31ـ عبدالعلی قوام, اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل،پیشین،ص
32ـ همان ,صص 114 ـ
33ـ علی اصغر کاظمی،پیشین،ص
34ـ حسن سیف زاده،«تحول در مفهوم منافع ملی»،در مجموعه مقالات تحول مفاهیم، ( تهران : انتشارات دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل 1370),ص
35ـ جیمز باربر و مایکل اسمیت، پیشین،ص
36ـ جوزف فرانکل،پیشین،ص
37ـ جیمزباربر و مایکل اسمیت،پیشین،ص
38ـ سیف زاده،تحول در مفهوم منافع ملی، پیشین ،ص
39ـ همان ص
40ـ همان،ص
41ـ همان،ص
42ـ اسد الله خلیلی،روابط ایران و آمریکا (بررسی دیدگاه نخبگان آمریکایی)،(تهران:انتشارات ابرار معاصر،1379)،صص 21 ـ
43ـ همان ،ص
44ـ همان،ص
45ـ عبدالحمید ابوالحمد،مبانی علم سیاست،چ4،(تهران:انتشارات توس،1368)،صص 206ـ
46 ـ لوئیس فیشر،«پیشگامیهای ریاست جمهوری از کره تا بوسنی»،در سرچشمه های درونی سیاست خارجی آمریکا،ترجمه جمشید زنگنه،(تهران:انتشارات وزارت امور خارجه،1381)،ص
47ـ یوجین‌ آر. ویتکوپف و جیمزام. مک کورمیک، پیشین، ص
48ـ همان
49ـ حسین دهشیار،سیاست خارجی آمریکا،جزوة کلاسی دانشکدة حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی،ص
50 ـ مسعود برق لامع،استراتژی کسینجر در سیاست سلطه جوی آمریکا ،(تهران :انتشارات _______ 1358)، صص 100ـ
51ـ حسین دهشیار، پیشین، ص
52ـ همان
53ـ همان
54ـ یوجین آر.ویتکوف و جیمزام مک کورمیک،پیشین،صص 242 ـ
55ـ حسن حمیدی نیا،پیشین،ص
56ـ همان،ص
57ـ همان
58ـ دهشیار،پیشین،ص
59ـ زبیگینو برژینسکی،در جستجوی امنیت ملی،ترجمه ابراهیم خلیلی،(تهران:نشر سفیر،1369)،ص
60ـ یوجین آر.ویتکوف وجیمزام .مک کورمیک،پیشین،ص
61ـ برژینسکی،پیشین،ص
62ـ مسعود برق لامع،پیشین ،صص 101 ـ
63ـ جفری کمپ،«مدیریت ریاست جمهوری بر دیوانسالاری شاخه اجرایی»،در سرچشمه های درونی سیاست خارجی آمریکا ،پیشین، ص
64ـ برژینسکی،پیشین،ص
65ـ رابرت ام .کیتز،«سازمان سیا وسیاست خارجی آمریکا»،ترجمه عبدالحسین شاهکار،فصلنامه سیاست خارجی،سال پنجم،شماره 2 (تابستان 1370)،صص 324ـ
66ـ عبدالعلی قوام، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل،پیشین، صص 238 ـ
67ـ یوجین آر.ویتکوف و جمیزام مک کورمیک،پیشین،ص
68ـ جک سی پلینو ـ روی آلتون ، پیشین، ص
69ـ.همان
70ـ.همان ص
71ـ حسن حمیدی نیا،پیشین،صص 490ـ
72ـ دهشیارـ پیشین ـ ص
73ـ رابرت پی.زولیک،«کنگره و سیاست گذاری خارجی ایالات متحده آمریکا»،ترجمه امیر مسعود اجتهادی،فصلنامه سیاست خارجی،سال چهاردهم،شماره 1،(بهار 1379)،صص 130ـ
74ـ همان
75ـ یوجین آر.ویتکوف و جیمزام مک کورمیک،پیشین،ص
76ـ رابرت.پی زولیک،پیشین،ص
77ـ همان صص 155 ـ
78ـ همان صص 155 ـ
79ـ دهشیار،پیشین،صص 18 ـ
80ـ عبد العلی قوام، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل،پیشین،صص 229ـ
81ـ حسن حمیدی نیا،پیشین،ص
82ـ ساموئل هانتینگتون،«فرسایش منافع ملی آمریکا»، در سرچشمه های درونی سیاست خارجی آمریکا،ص
83ـ همان،ص
84 .Stephen Zunes,10 thing s to Know about u.s. Policy in the Middle East, hattp://www. Alternet. Org/story. Hatm/l p
85ـ حسین دهشیار،پیشین،صص 15ـ
86ـ همان، ص
87ـ همان،ص
88ـ عبد العلی قوام، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل ،پیشین،ص
89ـ حسین دهشیار،پیشین،ص
90ـ عبد العلی قوام، اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل،پیشین،صص 236ـ
91 ـ همان ، ص
92 ـ برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به،جیمز پرلاف،سایه های قدرت(شورای روابط خارجی و قدرت آمریکا)،ترجمه کریم میرزایی،(تهران: انتشارات رسا،1371)
93 ـ عبد العلی قوام،پیشین اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل،ص
94 ـ یوجین آر.ویتکوف و جیمز ام مک کورمیک، پیشین،ص
95ـ سامی حجار، آمریکا در خلیج فارس،چالشها و چشم اندازها ترجمه ابوالقاسم راه چمنی (تهران:انتشارات ابرار معاصر تهران ، 1381) ، ص
96ـ همان ، ص
97ـ همان،
98ـ محمد باقر سلیمانی،بازیگران روند صلح خاورمیانه ، (تهران انتشارات وزارت امور خارجه ، 1379)،پیشین،ص
99ـ همان ص
100ـ«حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه»،ماهنامه خلیج فارس،شماره 23،(شهریور 1381)،ص
101ـ همان ،ص
102ـ همان ،ص
103ـ همان، ص
104ـ ساموئل هانتینگتون،«فرسایش منافع ملی آمریکا،، در سرچشمه های درونی سیاست خارجی آمریکا،پیشین،ص
105ـ همان،ص
106ـ همان،صص 66 ـ
107ـ محمد باقر سلیمانی،پیشین،صص 142ـ
108ـ همان،ص
109. William j.Perry,”Gulf security and U.S policy” In middle East policy,
Vol,111,N.4,(Appril 1995),P
110ـ .................................گزیده تحولات جهان،.....................................ابرار معاصر ص
111ـ همان،صص 32ـ
112ـ حمیدرضا سمیعی نژاد،«چرا آمریکا به اسرائیل کمک می‌کند»،فصلنامه سیاست خارجی،سال پانزدهم،شماره 1،(بهار 1380)،ص
113ـ همان،ص
114ـ آلفرد.م،لیلیا نتال،ارتباط صهیونیستی،ترجمه سید ابوالقاسم حسینی،(تهران: انتشارات،پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،1379)، ص
115ـ حمید رضا سمیعی نژاد،پیشین،صص 175ـ
116ـ آلفرد.م لیلیا نتال،پیشین،ص
117ـ سمیعی نژاد،پیشین،صص 175ـ
118ـ پل فایندلی،فریب های عمدی(حقایقی درباره روابط آمریکا و اسرائیل)،ترجمه محمد حسین آهویی ، (تهران: انتشارات وزارت امور خارجه ،1378)،ص
119ـ همان،ص
120ـ همان،ص
121ـ همان، ص
122ـ همان، ص
123ـ محمد باقر سلیمانی،پیشین،ص
124.Barbara.conry,”Americans misguided policy of dual containment in the persian GULF ”
Foreign policy Brifing No.33. november 10,1994. P
125ـ محمد باقر سلیمانی،پیشین،ص
126ـ همان ،ص
127ـ همان ،ص
128ـ مارک ج.گازیوروسکی،سیاست خارجی آمریکا و شاه،چ 2 ،ترجمه جمشیدزنگنه،(تهران:انتشارات رسا،1373)،صص 197ـ
129ـ لئی برنر،مشت آهنین،ترجمه حسین ابوترابیان ،(تهران: انتشارات اطلاعات،1367)،ص
130ـ همان،ص
131ـ «سعودی ها وسیاست آمریکا»،(28 اردیبهشت 1373)،شماره
132ـ همان
133ـ سید مهدی حسینی متین،«تحول در نقش و کارکرد سیاست خارجی آمریکا در نظام بین الملل پس از 11سپتامبر»، در مجموعه مقالات دوازدهمین سمینار خلیج فارس، ص
134ـ سیروس فیض، «اسلام و غرب پس از 11 سپتامبر»، فصلنامه نهضت، سال سوم شماره 10 صص 111ـ
135ـ همان، ص
136ـ



منابع بخش دوم
1ـ اندروهی وود،درآمدی بر ایدئولوژی های سیاسی،ترجمه محمد رفیعی مهر آبادی،(تهران:انتشارات وزارت امورخارجه ،1379)، ص 495.
2ـ «مقدمه ای بر بنیادگرایی اسلامی»،اندیشه جامعه،شماره 21، (دی 1380)،ص20.
3ـ احمد بخشایشی،«بنیادگرایی مفهومی غیر منطبق بر نظام اسلامی ایران»،دو ماهنامه مسجد،سال پنجم،شماره 26(خرداد و تیر 1375)،ص 25
4ـ سید احمد موثقی،جنبشهای اسلامی معاصر،(تهران،انتشارات سمت،1374)،ص 64
5ـ «مقدمه ای بر بنیادگرایی اسلامی»،پیشین،ص 26
6 ـ محمد اسماعیل اسلامی،فرهنگ علوم سیاسی،چ 2 ،(تهران:مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران،1375)،ص 199
7ـ انوشیروان احتشامی،«بنیادگرایی اسلامی و اسلام سیاسی»، ترجمه محسن اسلامی،فصلنامه علوم سیاسی،سال پنجم شماره 18،(تابستان 1381)،ص 247
8ـ جیمز ویچ،«نگرشی دوباره به بنیادگرایی اسلامی»،ترجمه ابوعلی،ماهنامه مسجد،سال دوم،شماره 11،(آذر و دی 1372)،ص 44.
9 ـ الیور روا،افغانستان،اسلام و نوگرایی سیاسی،ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم،( مشهد،انتشارات آستان قدس رضوی،1369)،صص 14 ـ10
10ـ رابین رایت،شیعیان مبارزان راه خدا،ترجمه علی اندیشه،(تهران:نشر قوس،1372)، ص 11
11ـ جمیله کدیور،پشت پرده صلح،(تهران:انتشارات اطلاعات،1374)،ص139.
12ـ همان
13ـ هاشم آقاجری،«جنبش انقلابی اسلامی و بنیادگرایی»،فصلنامه حضور،شماره 32،(زمستان 1376)،ص 84.
14ـ سید عباس عراقچی،«اندیشه های سیاسی ابوالاعلی مودودی و جنبش احیا طلبی اسلامی »،فصلنامه خاورمیانه سال ششم،شماره 3،(پائیز 1378)،صص 73ـ72.
15ـ ری کیلی،فیلی مارفیلت،جهانی شدن و جهان سوم،ترجمه حسن نورائی بیدخت و محمد علی شیخ علیان،(تهران،انتشارات وزارت امور خارجه ،1380)،ص 249
16ـ احمد موثقی، پیشین ،ص 111.
17ـ جمیله کدیور،پشت پرده صلح ،پیشین،ص147
18ـ ،«بررسی تطبیقی بنیادگرایی اسلامی»،فصلنامه خاورمیانه،سال اول،شماره 3 ،( تابستان 1373)،ص 668
19ـ فرهنگ رجایی،«چالش بنیادگرایی دینی و پاسخ غرب»،فصلنامه سیاست خارجی،سال هفتم،شماره 4،(زمستان 1372)،ص99
20ـ جمیله کدیور،پشت پرده صلح، پیشین،ص 149.
21ـ همان کتاب،ص 149
22ـ سید عباس عراقچی،پیشین،ص 74
23ـ تیموثی . دی . سیسک، اسلام و دموکراسی(دین،سیاست و قدرت در خاورمیانه)،ترجمه شعبانعلی بهرامپور و حسن محرثی،(تهران:نشر نی،1376 )،صص 31 ـ 30
24ـ فرهنگ رجایی،«چالش بنیادگرایی دینی و پاسخ غرب »،پیشین،ص 96
25ـ حمید غفاری،«جامعه چند فرهنگی غرب و اسلام گرایی»،غرب در آیینه فرهنگ،شماره 15، (دی ماه 1380)، ص 4
26ـ انوشیروان احتشامی،پیشین،ص 253.
27ـ سزار فرح،«ابعاد سیاسی بنیادگرایی اسلامی»،ترجمه.ف.م.هاشمی،روزنامه سلام 4اردیبهشت 1376
28ـ هرایر دکمجیان،جنبشهای اسلامی معاصر در جهان عرب(اسلام در انقلاب)،ترجمه حمید احمدی،چ 3،(تهران: انتشارات کیهان،1377)،صص 102ـ101.
29ـ همان،ص 113
30ـ همان
31ـ غلامرضا خادمی،«بنیادگرایی اسلامی در مصر و عربستان سعودی»،فصلنامه نهضت،سال سوم شماره 10،(تابستان 1381)،صص 192ـ190.
32ـ ری کیلی،فیلی مارفیلت،پیشین،صص 252ـ251
33ـ همان،ص 351
34ـ یوسف علیخانی،«مسلمانان تروریست هستند!»،روزنامه انتخاب،22 اسفند 1378
35ـ محمد رفیع محمودیان،«بنیادگرایی و مدرنیته اصول گرا»،ماهنامه آفتاب،شماره 14،(فروردین 1381)،ص 73
36ـ جان اسپوزیتو،«اسلام سیاسی و سیاست خارجی آمریکا»،ترجمه غلامحسین ابراهیمی روزنامه کیهان،23 فروردین 1377
37ـ «بررسی تطبیقی بنیادگرایی اسلامی»،پیشین،ص 669.
38.Saad jawad,’’Fundamentalism in any other name’’ Dialogue./11/94:P.6 (Novamber 1994)
39ـ رابین رایت،پیشین،ص12
40.Saad jawaj.op.cit.p.6
41ـ ری کیلی،فیلی مارفیلت،پیشین،ص 251
42ـ حمید احمدی،«نگاهی به پدیده بنیادگرایی اسلامی ناکام در ستیز با تاریخ،فصلنامه خاورمیانه سال هشتم،شماره 4،ص 203
43ـ همان،ص 204
44ـ جمیله کدیور، پشت پردة صلح،پیشین،ص 146
45ـ جیمزویچ،پیشین،ص 47
46ـ همان،ص 46
47ـ مجتبی امیری، نظریه برخورد تمدنها (هانینگتون و منتقدانش)،(تهران: انتشارات وزارت امور خارجه ،1381)، ص 78
48ـ غسان سلامه،«بنیادگرایی در خاورمیانه»،ترجمه کامیاب منافی،ماهنامه دیدگاهها و وتحلیلها ،سال دهم ، شماره 104 ،صص 78ـ77
49ـ کلیم صدیقی،مسائل نهضت های اسلامی،ترجمه هادی خسروشاهی،(تهران:انتشارات اطلاعات،1375)،ص72
50ـ تیموثی دی. سیسک،پیشین ،ص 14
51 ـ الیور،روا،پیشین،صص 15ـ14
52ـ همان،صص 17ـ16
53 ـ همان،ص 19
54 ـ «بنیادگرایی هرگز مرادف با اسلام گرایی نیست»،گفتگو با ابوالفضل شکوری ماهنامه اندیشه جامعه شماره 21،ص 18
55 ـ همان،صص 14 ـ13
56ـ همان، ص 37
57 ـ «همایش اسلام سیاسی در قرن 21»،ماهنامه آفتاب،شماره 9،(آبان 1380)،ص 13
58 ـ همان،صص 14ـ13


59ـ مرتضی مطهری،بررسی اجمالی نهضت های اسلامی درصد ساله اخیر،(تهران:انتشارات صدرا،1366)،ص
60ـ همان ،صص 29 ـ
61ـ ز.ا. لوین،اندیشه ها و جنبشهای نوین سیاسی ـ اجتماعی در جهان عرب،ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف،(تهران: انتشارات علمی و فرهنگی،1378)،صص 111ـ
62ـ احمد امین،پیشگامان مسلمان،ترجمه یوسفی اشکوری،(تهران : انتشارات علمی و فرهنگی،1376)،ص
63ـ مجید خدوری،گرایشهای سیاسی در جهان عرب،ترجمه عبدالرحمن عالم،(تهران:انتشارات وزارت امور خارجه،1369)،صص 72 ـ
64ـ همان،ص
65 ـ مرتضی مطهری،پیشین،ص
66ـ همان
67ـ عباسعلی عمید زنجانی،گزیده انقلاب اسلامی و ریشه های آن،چ 8 ،(تهران:نشر طوبی،1375)، صص 140ـ
68 ـ ز.ا.لوین،پیشین،صص 127ـ
69ـ همان
70ـ مطهری،پیشین،صص 41ـ
71ـ ز.ا.لوین،پیشین،صص 128ـ
72ـ احمد امین،پیشین،صص 267ـ
73ـ همان،صص 289ـ
74ـ کلیم صدیقی،مسائل نهضت های اسلامی،پیشین ، ص
75ـ همان،صص 75 ـ
76ـ غلامرضا خادمی،پیشین ، صص 197 ـ
77ـ همان، ص
78ـ شیرین هانتر،آینده اسلام و غرب(برخورد تمدنها یا همزیستی مسالمت آمیز)،ترجمه همایون مجد،(تهران:انتشارات فرزان،1380)،ص
79ـ دانیل پاییز،«مسله اصلاً اقتصادی نیست»،ترجمه وحید امامی،بررسی مطبوعات جهان سال چهارم،شماره 206،(آذر 1374)،ص
80ـ همان
81ـ همان
82 ـ علیرضا خدا دوست،«مسلمانان و موازانه در جهان»،روزنامه ایران،19 آبان 1381،ص
83ـ شیرین هانتر،پیشین،ص
84 ـ همان ،ص
85ـ فرید مرجایی،«تبار شناسی ایدئولوژی گروه بوش»،ماهنامه چشم انداز ایران،شماره17،ص
86ـ همان
87ـ کاظم علمداری،بحران جهانی:نقدی برنظریه گفتگوی تمدنها،(تهران:انتشارات توسعه،1381)،ص
88ـ همان
89ـ محمد اکرم عارفی،«پاکستان و بنیادگرایی اسلامی»،فصلنامه علوم سیاسی،سال چهارم،شماره 16،(زمستان 1380)، ص
90ـ انوشیروان احتشامی،پیشین ، صص 250 ـ
91ـ شیرین هانتر،پیشین، ص
92ـ همان
93.Espozito JoHN.L,Ploitical Islam:Beyond The Green menace. Economist,1993.P
94ـ انوشیروان احتشامی،پیشین،صص 252ـ
95ـ همان
96ـ «بررسی تطبیقی بنیادگرایی اسلامی»،پیشین، صص 670 ـ
97ـ همان،ص
98ـ فضیل ابوالنصر،رویارویی اسلام گرایی و غرب گرایی،ترجمه حجت الله جودکی،(تهران:انتشارات وزارت امور خارجه،1378)،صص 54ـ
99ـ همان
100ـ سید علی قزوینی،«دیدگاههای جبهه نجات اسلامی الجزایر»،فصلنامه سیاست خارجی،سال سوم ،شماره 1، ص
101ـ حمید احمدی،«آینده جنبشهای اسلامی در خاورمیانه،طرح یک چارچوب نظری»،فصلنامه مطالعات خاورمیانه،سال پنجم،شماره 2 و 3،(تابستان و پاییز 1377)،صص 63ـ
102ـ همان،ص
103ـ همان
104ـ همان
105ـ همان
106ـ غلامرضا بابایی،«آینده اسلام وغرب: برخورد تمدنها یا همزیستی مسالمت آمیز»،فصلنامه سیاست خارجی،سال دوازدهم شماره 4،(بهار و تابستان 137) ،ص
107ـ همان
108ـ «آمریکا و خاورمیانه پس از رویدادهای 20 شهریور»،فصلنامه خاورمیانه،سال هشتم،شماره3، ص
109ـ شیرین هانتر،پیشین،ص
110ـ کاظم علمداری،پیشین، صص 200 ـ
111ـ غرب در آیینه فرهنگ،شماره20،(فروردین و اردیبهشت 1381)،ص
112ـ ادوارد سعید،اسلام رسانه ها،ترجمه اکبر افسری،(تهران:انتشارات توس،1377)،ص
113ـ شیرین هانتر،پیشین،ص
114 ـ همان،ص
115ـ همان، ص
116ـ همان،ص
117ـ غلامرضا بابایی، پیشین ، ص
118ـ هانتر،پیشین،ص
119ـ مارسدن پیتر ،طالبان (جنگ،مذهب،نظم نوین)،ترجمه کاظم فیروزمند، (تهران: نشر مرکز، 1379)، ص
120ـ مرتضی اسعدی،ایران،اسلام،تجدد،(تهران:انتشارات طرح نو،1377)،ص
121ـ فرید زکریا،«ریشه های خشم»،ترجمه، حسن نورایی ، ماهنامه آفتاب، شماره 9 ،(آبان 1380)،صص 78ـ
122ـ همان، ص
123ـ ادوارد سعید،اسلام رسانه ها،پیشین ، ص
124ـ آلفرد.م.لیلیانتال،ارتباط صهیونیستی ،ترجمه ابو القاسم راه چمنی ،(تهران :انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ،1379)، ص
125ـ همان
126ـ عماد نداف،بن لادن یک نفر از یک میلیارد نفر،ترجمه عثمان ایزد پناه،(تهران:انتشارات عابد،1381)،ص
127ـ رحمت الله صادقی،«تروریسم کنش یا واکنش»،روزنامه جام جم،( 22 مهر 1380)
128 ـ کاظم علمداری،بحران جهانی:پیشین، ص
129 ـ سید علی قادری،«مبانی سیاست خارجی در اسلام»،فصلنامه سیاست خارجی،سال سوم،شماره 4،ص
130ـ حسن واعظی،تروریسم، (ریشه یابی تروریسم و اهداف آمریکا از لشکر کشی به جهان اسلام)، (تهران: انتشارات سروش ، 1380)، ص
131 ـ همان،ص
132ـ علی قادری،پیشین، ص
133ـ همان،ص
134ـ عبدالغنی عماد،«مقاومت و تروریسم در چارچوب بین المللی حق تعیین سرنوشت»،ترجمه ماجد نجار،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، قسمت ضمیمه،سال نهم،شماره 2،(تابستان 1381)،ص
135ـ حسن واعظی ،تروریسم،پیشین،صص 31ـ
136 ـ همان،صص
137ـ پیروز مجتهد زاده،ایده های ژئوپولتیک و واقعیت های ایرانی،(تهران:نشر نی ،1379)،ص
138ـ «عملیات شهادت طلبانه»،ماهنامه ندای مقاومت،شماره 4،(مهر 1381)،ص
139ـ «اختلاف نظر علمای اسلام درباره عملیات انتحاری»،ترجمه ا.زارع زاده،ترجمان سیاسی،شماره 22،(18 اردیبهشت 1380)،صص 26ـ
140ـ همان
141ـ عبدالحمید ابوسلیمان،«جایگاه خشونت در اندیشه سیاسی اسلام»،ترجمه ا.زارع زاده،ترجمان سیاسی،شماره 43، (29 مرداد 1379)، ص
142ـ عبدالرحمن دیلیپاک،تروریسم،ترجمه معاونت فرهنگی تبلیغات اسلامی،(تهران:انتشارات تبلیغات اسلامی،1368)، ص
143ـ حمید احمدی، پیشین، ص
144ـ همان،صص 80 ـ
145ـ همان، صص 83ـ
146ـ «آینده اسلام گرایی»،ترجمه ق طولانی،نشریه ترجمان سیاسی،ویژه اسلام گرایی شماره 21، (6 اسفند 1378)، ص
147ـ حمید احمدی،جنبش های اسلامی در خاورمیانه،پیشین،صص 91ـ
148ـ سزار فرح، پیشین،ص
149. Graham E Fuller, “The future of political Islam’’foreigr AFFAIRS,Volume 81.No.2.P
150. “How American subberts jemocracy in the middle East’’
Middle East international (23 April 1996).p
151. Stepnen zunes, “U.S policy toward political Islam” op.cit.p
152 ـ «دلایل افراط گرای اسلامی»، دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران ـ واشنگتن ،بولتن دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی شماره 169،صص 67ـ
153 ـ سزارفرح،پیشین، ص
154ـ«ناظر بیرونی اسلام و دموکراسی»،ترجمه ق.طولانی،ترجمان سیاسی، شماره 1 دی 1380،ص
155. Saad jawad,op.cit.p
156ـ فرهنگ رجایی،«چالش بنیادگرایی دینی و پاسخ غرب»،پیشین،صص 790ـ
157ـ مهدی ذاکریان،ارزیابی سیاست خارجی خاتمی از منظر صاحب نظران،(تهران:انتشارات همشهری،1380)، ص

158. Graham E.Fuller, “The future of political Islam’’, Op.cit.p
159ـ علی عسگری، «تحول بنیادگرایان اسلامی مصر:جایگزینی منطق ترور به جای منطق کلمه»،روزنامه خرداد،( 2 دی 1377)
160ـ جمیله کدیور،مصر از زاویه دیگر،پیشین،ص
161ـ همان،ص
162ـ حمید احمدی،«اسلام گرایان و مسله خشونت در مصر»،نشریه گفتگو، شماره 18، صص 44 ـ
163ـ همان


منابع بخش سوم
1ـ جمیله کدیور،پشت پرده صلح،(تهران : انتشارات اطلاعات،1374)،ص
2ـ هرایر دکمجیان،جنبشهای اسلامی معاصر در جهان عرب (اسلام در انقلاب )،ترجمه حمید احمدی ،(تهران :انتشارات کیهان ،1377)،ص
3ـ محمد جواد صاحبی،اندیشه اصلاحی در نهضت های اسلامی،چ 2 ،(تهران:انتشارات کیهان1370)،ص
4ـ همان، ص
5ـ مرتضی مطهری،بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر،(تهران : انتشارات صدرا،1366)ص
6 ـ محمد جواد صاحبی،پیشین،صص 58ـ
7ـ سید احمد موثقی،جنبشهای اسلامی معاصر ،(تهران: انتشارات سمت ،1374)،صص 114ـ
8ـ همان
9ـ همان
10ـ فرهنگ رجایی،اندیشه سیاسی معاصر در جهان عرب،(تهران:مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه،1381)،ص
11ـ همان صص 60ـ
12ـ همان صص 66ـ
13ـ ابراهیم کاروان،«رژیم های اسلامی کدامند؟»،ترجمه واحد ترجمه مجله،فصلنامه معرفت،سال هشتم ، (پائیز 1376)،صص64ـ
14ـ همان، ص
15ـ صادق زیباکلام، مقدمه ای بر انقلاب اسلامی ایران،( تهران: نشر روزنه ، 1372) ، صص
81 ـ
16 ـ محمد باقر انصاری، « نگاهی به گذشته و آینده آمریکا»، غرب در آئینه فرهنگ، شماره 21 ص
17ـ همان
18ـ لیون تی هدر، پیشین، ص
19ـ محمد باقر انصاری،پیشین،ص
20ـ هرایر دکمجیان،پیشین،صص 260ـ
21ـ «طالبان از پیدایش تا سقوط»،اظهارات سفیر سابق عربستان در افغانستان،روزنامه کیهان،(30 بهمن 1380)
22ـ حیدر علی بلوچی،«مطالعه تطبیقی سیاست خارجی آمریکا در قبال افغانستان»،فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز،شماره 33،( بهار 1380)،صص 90ـ
23ـ «خیمه شب بازی آمریکا و طالبان»،انرژی ایران،8 اسفند
24 ـ همان
25ـ عصام نعمان،«آمریکا و مسلمانان:چالش روابط»،ترجمه سمیه آقاجانی و ید الله ملایری، ماهنامه نهضت،سال سوم،شماره 10،(تابستان 1381)،ص
26ـ همان
27ـ «آمریکا در خاورمیانه چه می‌خواهد»،ترجمه ک.فخرطاولی،ترجمان سیاسی شماره 17،(22/12/1379)، ص
28ـ پل لوبک،«رابطه پارادوکسیکال اسلام و جهانی شدن»،معاونت فن آوری و اطلاعات، گاهنامه برداشت اول،سال اول،شماره صفر،ص
29ـ وحید مژده،افغانستان و پنج سال سلطه طالبان،(تهران:نشر نی،1382)،صص 60ـ
30ـ یازده سپتامبرـ آغاز عصری نو در سیاست جهانی،مجموعه مقالات،گروه نویسندگان و مترجمان، (تهران: نشر دیگر،1380)، ص
31ـ وحید مژده،پیشین، ص
32ـ جمال کاظمی،«موج سوم بنیادگرایی اسلامی»،ترجمه فخر طاولی،نشریه ترجمان سیاسی،شماره 18،(29 /12/1379)،ص
33ـ «جنبش های جدید اسلامی و منافع جمهوری اسلامی ایران»،معاونت سیاست خارجی،گاهنامه برداشت اول،سال اول،شماره 6،ص
34ـ هرایر دکمجیان، پیشین، صص 180 ـ
35ـ جمیله کدیور، مصر از زاویه دیگر،(تهران :انتشارات اطلاعات ، 1373 )، صص 150 ـ
36ـ محمد کاظم آسایش طلب طوسی،« رادیکالیسم الجهاد»
ص
37ـ جمیله کدیور، پشت پرده صلح،پیشین،صص 165ـ
38ـ همان،صص 175 ـ
39ـ هرایر دکمجیان،پیشین،ص
40ـ «جنبش های جدید اسلامی و منافع ملی ایران»،معاونت سیاست خارجی ایران گاهنامه برداشت اول،سال اول،شماره 6،ص
41ـ سید جواد طاهایی،«پارادوکس عربستانی»،فصلنامه راهبرد،شماره 27،(بهار 1380)،ص
42ـ «جنبش های جدید اسلامی و منافع ملی ایران»،پیشین،ص
43ـ رحمن قهرمانپور،«آثار احتمالی حمله آمریکا به عراق در خاورمیانه»،گاهنامه برداشت اول،سال اول،ویژه نامه شماره 1،ص
44ـ «جنبش های جدید اسلامی و منافع ملی ایران»،پیشین،ص
45ـ حسن واعظی،ایران و آمریکا(بررسی سیاست های امریکا در ایران)،(تهران:انتشارات سروش,1379)، ص
46ـ همان, ص
47ـ جمیله کدیور،پشت پرده صلح،پیشین،ص
48.Igor sevostianov,’’Islamic fundamentalism and are not the same’’intermational Affars.V.42.No.3P.172(1996)
49ـ حسن واعظی،ایران وآمریکا،پیشین،ص
50. Zecbary karabell’’The united states and islamic fundamentalis’’,world policy jurnal. V.XII No.2p.37(summer 1995)
51ـ عبدالرحمن دیلیپاک،تروریسم،ترجمه معاونت فرهنگی تبلیغات اسلامی،(تهران:انتشارات تبلیغات اسلامی، 1368)،ص
52 ـ محسن همتی،شاید سرآغاز جنگ جهانی سوم،(تهران: نشر نذیر،1380)،ص
53 ـ انوشیروان احتشامی،پیشین، ص
54 ـ ادوارد سعید،پیشین، ص
55ـ ماهنامه چشم انداز ایران، شماره 11 ص
56ـ غلامرضا خادمی ، «اسلامگرایی در مصر و عربستان سعودی »،فصلنامه نهضت سال سوم شماره 10،(تابستان 1382)، ص
57ـ محمود طلوعی، روزی که جهان دگرگون شد، (تهران: انتشارات دستان، 1380)،ص
58ـ طارق البشر،« غرب و اسلام و چالش های بعد از 11 سپتامبر»، فصلنامه نهضت، سال سوم ، (تابستان 1381) ، ص
59ـ همان
60ـ «بنیادگرایی هرگز مرادف با اسلام گرایی نیست»، اندیشه جامعه شماره 21، ص
61ـرحمان قهرمانپور ،پیشین ، ص
62ـ«سرکوب مخالفان به بهانه مبارزه با تروریسم» ترجمه فخر طاولی، ترجمان سیاسی، شماره 46،(30/7/1380) ص
63ـ کیهان برزگر، «تعاملات سیاسی ایران و عربستان پس از 11 سپتامبر»،فصلنامه راهبرد، شماره 27، ص
64ـ کاظم علمداری،بحران جهانی :نقدی بر نظریه گفتگوی تمدنها،(تهران : انتشارات توسعه ،1381)، ص
65ـ«11سپتامبر و نگاه ایرانی»، گزارش هایش، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال پنجم، شماره3، صص 883 ـ
66.Grham fuller , The futur of political slam,, op. Cit .p
67ـ مختار حسینی، مصر برآورد استراتژیک،( تهران، انتشارات ابرار معاصر تهران، 1382)، صص 149 ـ
68ـ جمیله کدیور، پشت پردة صلح ، پیشین ، ص
69ـ همان
70ـ یعقوب توکلی،اسلامگرایی در مصر ،(تهران : انتشارات حدیث ،1373)، صص 169 ـ
71ـ اسحق موسی الحسینی،اخوان المسلمین بزرگترین جنبش اسلامی معاصر،ترجمه سید هادی خسروشاهی،(تهران:انتشارات اطلاعات،1375)،ص
72ـ هرایر دکمجیان، پیشین، صص 153 ـ
73 ـ یعقوب توکلی ،پیشین،ص
74 ـ فتحی شقاقی،جهاد اسلامی،امام خمینی،شیعه وسنی،مسله فلسطین،ترجمه هادی خسروشاهی،(تهران: انتشارات اطلاعات،1375)،ص
75 ـ حاتم قادری و عبدالعلی قوام، مجموعه مقالات پیرامون جهان سوم،( تهران: نشر سفیر،1369)، ص
76 ـ مقصود فراستخواه،سرآغاز نواندیشی معاصر،چ3،(دینی وغیر دینی)،(تهران:شرکت سهامی انتشارات،1377)،ص
77 ـ بهمن آقایی و خسرو صفوی،اخوان المسلمین ،(تهران :انتشارات ، )،ص
78ـ جیمله کدیور،مصر از زاویه دیگر،ص
79ـ اسحق موسی الحسینی،پیشین،ص
80ـ بهمن آقایی و خسرو صفوی،پیشین،ص
81ـ اسحق موسی الحسینی،پیشین،صص 56ـ
82ـ مختار حسینی،پیشین،ص
83ـ همان
84ـ اسحق موسی الحسینی،پیشین،صص 24ـ
85ـ مختار حسینی،پیشین،ص
86ـ بهمن آقایی و خسرو صفوی،پیشین،صص 24ـ
87ـ مختار حسینی،پیشین،ص
88ـ اسحق موسی الحسینی،پیشین،صص 171ـ
89ـ مختار حسینی،پیشین،ص
90ـ همان
91ـ اسحق موسی،الحسینی،پیشین،صص 152ـ
92ـ همان
93ـ جمیله کدیور،مصر از زاویه دیگر،پیشین،ص
94.Fawaz A.Gerges,’’the end of the Islamist insurgency in Egypt coust and prospects’’the middled East journal.vol.54,No.4(fall 2000)P
95ـ هرمز همایونپور،ترس،امید،پیشداوری،(فلسطین،اسرائیل و مصر)،(تهران: ، 1364)،ص
96ـ همان ، ص
97ـ هرایردکمجیان،پیشین،ص
98ـ حسنین هیکل، ص
99ـ محمد کاظم آسایش طلب،پیشین،ص
100ـ مختار حسینی،پیشین،ص
101ـ جمیله کدیور،مصر از زاویه دیگر، پیشین ،ص
102ـ هرایر دکمجیان،پیشین،ص
103 ـ محمد کاظم آسایش طلب طوسی،پیشین ،ص
104 ـ همان صص 1088ـ
105ـ کدیور،مصر از زوایه دیگر، پیشین، ص
106ـ همان
107ـ مختار حسینی،پیشین،ص
108ـ مهرداد فرهمند،پیشین،ص
109ـ محمد کاظم آسایش طلب،پیشین،ص
110.Fawaz A.Gerges,OP.cit.P
111ـ مهرداد فرهمند،«بنیادگرایان جهان متحد شوید»،روزنامه همشهری ،قسمت ضمیمه ، (
)
112ـ ژیل کوپل،پیامبر و فرعون (جنبشهای نوین اسلامی در مصر)،ترجمه،حمید احمدی ،(تهران: انتشارات کیهان،1367)،ص
113ـ همان،ص
114ـ همان،ص
115ـ هرایر دکمجیان،پیشین ،ص
116ـ مختار حسینی،پیشین ،صص 246ـ
117ـ همان،صص 247 ـ
118ـ غلامرضا خادمی،پیشین، ص
119ـ همان،ص
120ـ همان، ص
121ـ هرایر دکمجیان،پیشین،صص 251ـ
122ـ رقیه سادات عظیمی ،عربستان سعودی ،چ 3،(تهران : انتشارات وزارت امور خارجه ،1380)،ص
123ـ کاظم علمداری،پیشین،ص
124ـ عباس نجفی فیروز جایی،«بنیادهای فکری القاعده و وهابیت»،فصلنامه راهبرد،شماره 27،(بهار 1382)،ص
125 ـ همان،ص
126ـ همان،صص 234 ـ
127ـ همان، صص 246ـ
128ـ همان،صص 256 ـ
129ـ کاظم علمداری،پیشین، ص
130ـ همان،ص
131ـ علی کاظمی،«اسامه بن لادن معمای جدید امنیتی در جهان غرب»، بولتن،دفتر مطالعات سیاسی بین المللی،شماره 52،ص
132ـ غلامرضا خادمی،پیشین،ص
133ـ کاظم علمداری،پیشین،ص
134ـ همان،ص
135ـ محمود طلوعی،روزی که جهان دگرگون شد، پیشین، ص 53،
136. Ahmad Resem El nafess, Islamic Movement in Egypet in The 21 St century
Www. Shianews . com. P


منابع بخش چهارم
1ـ کاظم علمداری،بحران جهانی :نقدی بر نظریه گفتگوی تمدنها ،(تهران : انتشارات توسعه ،1381)،ص 124
2ـ شیرین هانتر،آینده اسلام و غرب ( برخورد تمدنها یا همزیستی مسالمت آمیز)،ترجمه همایون مجد،( تهران : انتشارات فرزان ،1380 )،ص 41
3ـ کاظم علمداری،پیشین ص 126
4ـ اریک دیویس،«جنگ خلیج فارس: افسانه ها و واقعیت ها» ،ترجمه مهبد ایرانی طلب،قسمت اول اطلاعات اقتصادی ـ سیاسی،شماره 78ـ77،ص 26
5ـ کاظم علمداری،پیشین،ص 130
6ـ همان ص 134
7. Stephen zumes,’’10 thing to know about U.S policy in the middle East htt://www.a lternet. Org/story. Htm1?p.8
8ـ جان اسپوزیتو، اسلام سیاسی و سیاست خارجی آمریکا ،ترجمه غلامحسین ابراهیمی ،ماهنامه اسلام و غرب،سال چهارم،شماره 34 ص 6
9 ـ حسام محمد،«سیاست های ایالات متحده در قبال اسلام گرایان»،ترجمه گروه ترجمه فصلنامه،فصلنامه نهضت،سال سوم،شماره 10،(تابستان 1381)،ص 315
10 ـ اریک دیویس،پیشین،ص 65
11ـ همان
12 ـ ساموئل هانتینگتون،«اسلام و غرب از منازعه تا گفتگو»، ترجمه محمود سلیمی،فصلنامه مطالعات خاورمیانه،سال هشتم شماره 3، ص243
13ـ جان اسپوزیتو، پیشین، ص 8
14ـ «نگاهی به چهل و پنجمین کنفرانس سالانه موسسه خاورمیانه»،فصلنامه سیاست خارجی،سال ششم،شماره 1، (بهار 1371)، ص 238
15 ـ «بررسی اخبار خارجی»، ماهنامه چشم انداز ایران،شماره 12،( دی و بهمن 1380)، ص 71
16ـ کاظم علمداری،پیشین،ص 89
17 ـ همان ص 222
18.Zacbary karabell,’’the united states and Islamic funda mentalism’’,world policy jornal,V.XII .No.2 P.43(Summer 1995)
19ـ لیون تی هدر،پیشین،ص 73
20.Zacbary karabel,op.cit .p.48
21ـ لیون تی هدر،پیشین ص 76
22. Stephen zunes,’’10 things to know abut U.S policy in the middle East’’op.cit.p8

23ـ محمد سعید ادریس،«پیامدهای رخداد یازدهم سپتامبر بر شورای همکاری خلیج فارس»،در دوازدهمین همایش بین المللی خلیج فارس،مجتبی فردوسی پور،(تهران:انتشارات وزارت امور خارجه،1380)،ص 326
24ـ تئودور تساکریس،«موازنه قوا در خلیج فارس پس از یازده سپتامبر»،در مجموعه مقالات دوازدهمین همایش بین المللی خلیج فارس،مجتبی فردوسی پور،( تهران: انتشارات وزات امور خارجه،1380)، ص 130
25ـ کاظم علمداری،پیشین،ص 37
26ـ لیون تی هدر،پیشین،ص 247
27ـ مرتضی اسعدی،ایران،اسلام،تجدد،(تهران : انتشارات طرح نو،1377)،ص 46
28 ـ هرمز همایونپور،پیشین،ص 185
29ـ مرتضی اسعدی،پیشین،ص 185
30ـ «آمریکا و اسلام سیاسی:برخورد فرهنگ ها یا برخورد منافع»،دیدگاهها و تحلیلها ،شماره 141،ص 87
31ـ همان
32ـ اقتصاد ایران،شماره 39، ص
33ـ ابوالقاسم راه چمنی ، گزیده پژوهشهای جهان(1)، (تهران : انتشارات ابرار معاصر تهران ، سال 1381)،ص 428
34ـ «رژیم های عربی و جنبشهای اسلامی»،ترجمه فخر طاولی، نشریه ترجمان سیاسی، شماره 14، (اردیبهشت 1380)، ص 11
35ـ سید جواد طاهایی، پیشین، ص 202
36ـ جان اسپوزیتو، پیشین ، ص 8
37 ـ دیدگاهها و تحلیلها،شماره 141،ص 88
38ـ «مذهب‌گرایی و سکولاریسم»،ترجمه حمید رضا حسینی،فصلنامه سیاست خارجی، سال یازدهم،شماره 4،( زمستان 1376)، ص 1150
39ـ خاورمیانه: راه حل یا دو مینوی سقوط، ماهنامه معیار،شماره 54،ص 23
40ـ «تا چه حد تهدید اسلام واقعیت دارد»، بولتن 96، ص 75
41ـ سزار فرح،پیشین،ص
42.Zacbary karabell,op.cit.P.45
43ـ ماهنامه اسلام وغرب،شماره 32
44. Mohamad A.Muqteder khan ,‘‘ American Foreign Policy Islamic Resurgence”,: The establishment...,Islamic Horizons. V.25,No.5: P.52-53,(october 1996)
45ـ جان اسپوزیتو،پیشین،ص

46. Graham fuller, ‘‘The other voice:’’ ,OP.cit.p.
47. Zecbary.op.cit.p.48
48ـ جان اسپوزیتو،پیشین ،ص8
49. How American subverts democracy in the middle East’’middle East internatiomal ,No.598:P 21
50ـ ترجمان سیاسی،شماره 75،ص 17
51. Zacbary karabell.OP.cit .P.44
52. “How American subverts demoeracy in the middle East”,OP.cit.P.20
53.Ibid
54ـ جان اسپوزیتو، پیشین، صص 8 ـ5
55ـ همان
56. Karabell.OP.cit .P.46
57.IbId
58ـ جان اسپوزیتو ، پیشین ،ص 5
59ـ هرایر دکمجیان،پیشین،ص 179
60. Kabrabell.OP.cit.P. 44
61. Stephan zumes“, 10 things to know About U.S policy in the East’’ OP.cit.P

62ـ لیون تی هدر،پیشین،ص 74
63ـ سید محمد کاظم سجادپور،«ایالات متحده وجهان اسلام»،دیدگاهها و تحلیلها، شماره 154،ص 49
64ـ هرایر دکمجیان، پیشین، صص 66 ـ 65
65ـ یعقوب توکلی،پیشین،ص 117
66ـ همان،ص 118
67ـ همان ،ص 119
68ـ همان
69ـ همان،ص 181
70ـ جملیه کدیور،مصر از زاویه دیگر،پیشین،ص 126
71ـ غلامرضا خادمی، پیشین،ص 203
72ـ زیبا فرزین نیا،«مصر و موج اسلام گرایی»،بولتن دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی شماره
ص 24
73. Karabell.OP.cit.P.44
74.Ibid
75ـ غلامرضا خادمی،پیشین،صص 210ـ209
76ـ محمد کاظم آسایش طلب، پیشین ،ص
77. karabell .OP.cit.P
78ـزیبا فرزین نیا ،پیشین ،ص
79ـ همان،صص 24ـ23
80ـ جملیه کدیور،مصر از زاویه دیگر،پیشین،ص 232
81ـ همان ،ص 295
82. Karabell.OP.cit.P.47
83 ـ حمید احمدی،«اسلام گرایان و مسله خشونت در مصر»،پیشین ، ص 141
84ـ همان، ص 140
85 ـ همان
86ـ زیبا فرزین نیا،پیشین،صص 23ـ21
87ـ همان ص 22
88 ـ سید جواد طاهایی، پیشین، 197
89ـ همان،ص 228
90 ـ «سعودی ها و سیاست آمریکا»، روزنامه اطلاعات 28 ،(اردیبهشت 1373)،شماره 20198
91 ـ فصلناه راهبرد،شماره 17 و 18،ص 875
92ـ سید جواد طاهایی،پیشین،ص 202،
93ـ شیرین هانتر،پیشین،ص 295
94ـ سید جواد طاهایی،پیشین،ص 202
95ـ فرید زکریا،پیشین، صص 77 ـ 73
96ـ محمد علی امامی ، عوامل تأثیر گذار داخلی در خلیج فارس،( تهران: انتشارات وزارت اموز خارجه ،1380) ،ص 84
97ـ «متحدانی که دشمن ما بودند»،ترجمه م. امیری،ترجمان سیاسی،سال هشتم،شماره 43،ص 28
98 ـ اریک لوران،جنگ بوش ها (اسرار ناگفته یک جنگ )،ترجمه سوزان میرفندرسکی ،(تهران : انتشارات نی ،1382)،ص 83
99.Martin Indyk“,Back to the bazar’’,foreign AFFairs, vol 81.(Jan,feb.2002) p
100ـ کاظم علمداری،پیشین،صص 304ـ303
101ـ همان،ص 303
102.Graham foller, “the futher op politcul Islam’’ , op.cite.p
103ـ اریک لوران،پیشین،ص 86
104ـ لیون تی هدر،باتلاق آمریکا در خاورمیانه،پیشین ،ص
105 ـ محمد علی امامی، پیشین ،صص 158 ـ
106ـ همان،ص
107ـ محمد علی امامی،پیشین،ص
108 .Stephen Zunes“, u.spolicy towarj political Islam”, opcit. P
109ـ « »،صفحه اول،سال دوازدهم،شماره 13،اسفند 1381،ص
110ـ محمد علی امامی،پیشین،ص
111ـ همان،ص
112ـ کاظم علمداری ،پیشین ،ص
113 ـ محمد علی امامی،پیشین،ص
114ـ هرایردکمجیان،پیشین،صص 264ـ
115ـ مجتبی امیری،پیشین، ص
116ـ محمود طلوعی،روزی که جهان دگرگون شد پیشین ، ص
117ـ رابین رایت،پیشین،ص
118ـ ابراهیم کاروان،«رژیم های اسلامی کدامند؟»،واحد ترجمه مجله،فصلنامه معرفت،سال ششم،شماره 2،(پاییز 1376)،ص
119ـ نادر انتخابی،«اسلام سیاسی درجهان معاصر»،نشریه نگاه نو،شماره 4،(اردیبهشت 1380)،ص
120ـ «امریکا،رهبران و توده های جهان عرب»،روزنامه آفتاب یزد،(28 آبان 1380)
121ـ همان
122ـ «فتوا علیه خاندان سلطنتی عربستان سعودی»،ترجمه رضایی نصیر،ترجمان سیاسی،شماره 46،27 (مهر 1380)،ص
123ـ همان
124ـ اریک لوران،پیشین، ص
125ـ «بن لادن تجسم شیطان یا مجاهد راه یزدان»،ترجمه عباس امام،ماهنامه آفتاب شماره9،(آبان 1380)،ص
126ـ سید جواد طاهایی، پیشین ، ص
127ـ «عربستان یک رژیم پادشاهی پر از ناهمخوانی»،نشریه صفحه اول،سال یازدهم،شماره 59،(اسفند 1380)،ص
128ـ محمد صلاح،«ناگفته های جنبش های رادیکال اسلامی »،ترجمه محمود موسوی بجنوردی،فصلنامه خاورمیانه سال نهم،شماره 1،(بهار 1381)،ص
129ـ حسن روحانی،«مواضع اخیر آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران»،فصلنامه راهبرد،شماره 22،(زمستان 1380)،ص
130ـ سامی حجار، پیشین ص
131ـ عماد نداف،بن لادن یک نفر از یک میلیارد نفر،ترجمه عثمان ایزد پناه،(تهران:انتشارات عابد،1381)،ص
132ـ بیژن اسدی،«اثرات حوادث 11 سپتامبر برژئوپلتیک منطقه خلیج فارس و آسیای مرکزی و قفقاز»، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال پنجم، شماره 3، صص 746 ـ
133ـ حسن باقری،سعید علیشیری و مرتضی قمصری،توطئه یازده سپتامبر،چ2،(تهران:نشر نذیر،1380)،صص 37ـ
134ـ تری میسان،یازده سپتامبر دو هزار و یک و دروغ بزرگ،ترجمه خسرو سمیعی ،(تهران:نشر شهر،1381)، ص
135ـ بیژن اسدی، پیشین ، ص
136ـ سزار فرح، پیشین،ص
137ـ فرید هویدا، اعراب چه می‌خواهند،ترجمه هوشنگ لاهوتی،(تهران:انتشارات پاژنگ،1371)، ص
138ـ سید جواد طاهایی،پیشین ص
139ـ محمود طلوعی،پیشین،صص 94ـ
140ـ همان ،ص
141ـ «نگرانی های آمریکا از اوضاع عربستان سعودی »،ماهنامه چشم انداز ایران،شماره 11،ص
142ـ همان
143ـ عبدالرضا همدانی ،«بررسی تأثیر حوادث 11 سپتامبر بر ثبات سیاسی و امنیت ملی کویت»،فصلنامه مطالعات دفاعی ـ امنیتی، سال نهم، شماره 23، صص 133ـ
144ـ همان ،ص
145 ـ اریک لوران،پیشین،ص
146ـ غلامرضا بابایی «پیامدهای یازده سپتامبر بر خلیج فارس و آسیا»،در مجموعه مقالات دوازهمین سمینار خلیج فارس،(اسفند ماه 1380)، ص
147 ـ سید جواد طاهایی،پیشین،ص
148ـ روژه گارودی، «تجانس آمریکایی اسرائیلی»، در مجموعه مقالات سمینار روند اشغال فلسطین، (تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی، 1379) ، ص
149ـ رحمان قهرمانپور،« در آثار احتمالی حمله آمریکا به عراق بر خاورمیانه » ،پیشین، ص
150. Amin Sabooni , “it s Not all Fundamentalism in occupied palestine ”, muslim Digest
7.43 . No.7.(Februry/ march 1993) p.z
151ـ پل فایندلی، فریب های عمدی، پیشین، ص
152ـ «روابط استراتژیک اسرائیل و آمریکا»، روزنامه اطلاعات ،(6 اردیبهشت 1377)
153. Stephen Zunes, “10 Things 40 know about u.s policy in the middle East ”, op.cit .P
154ـ « پدر خوانده تروریسم، علیه تروریسم» ، ماهنامه خلیج فارس، شماره 24،( مهر 1381)، ص
155ـ همان، ص
156ـ یوسف ضایع، «توانایی های اقتصادی اسرائیل »، ترجمه عبدالرضا همدانی ، فصلنامه مطالعات منطقه ای ( اسرائیل شناسی، آمریکا شناسی) ، جلد ششم ، سال 1380 ص
157ـ همان
158ـ حسن واعظی ، تروریسم ، پیشین ، صص 5 ـ
159ـ همان ، صص 99 ـ
160ـ پل فایندلی، آنها بی پرده سخن می گویند، ترجمه حیدر سهیلی اصفهانی ،( تهران : نشر قومس، 1372) ، ص
161ـ حسن واعظی ، تروریسم ، پیشین ،ص
162ـ همان، ص
163ـ همان ص
164ـ «میزگرد پیامد تحولات اخیر بر منطقه خاورمیانه »، ماهنامه دیدگاهها و تحلیل ها ، شماله 154، ص 12»
165ـ لیون تی هدر، پیشین، ص
166ـ سید اسدالله اطهری، «ادوارد سعید، صلح و مخالفان آن » نقد و معرفی کتاب، فصلنامه خاورمیانه سال هفتم شماره 2 ،(تابستان 1379) ، ص
167ـ پل فایندلی، فریب های عمدی، پیشین ، صص 71 ـ
168ـ لیون تی هدر، پیشین ، ص
169ـ پل فایندلی، فریب های عمدی، پیشین ، ص
170.Stephen Zunes “,10 thing to Know about u.s policy in the mibble East”, op. Cit .p
171. Ibid
172ـ پل فایندلی، فریب های عمدی، پیشین ،ص
173ـ همان، ص
174ـ همان صص، 193ـ
175.Stephen zunes. Op.cit. p
176ـ سیروس فیضی، «اسلام و غرب پس از 11 سپتامبر، زمینه ها و ابعاد رویارویی»، فصلنامه نهضت، سال سوم، شماره 10، صص
177ـ غلامرضا خادمی، پیشین، صص 205 ـ
178ـ «خاورمیانه پس از رویدادهای 20 شهریور» فصلنامه خاورمیانه
179ـ همان
180ـ حرمن قهرمانپور، آثار احتمالی حمله آمریکا به عراق بر خاورمیانه، پیشین، ص
181ـ همان
182ـ پل فایندلی، فریب های عمدی، پیشین،ص
183ـ همان
184ـ چشم انداز ایران شماره11، آبان و آذر 1381، ص
185ـ «حوادث 11 سپتامبر، مبارزه با تروریسم، ترجمه علی رستمی، فصلنامه خاورمیانه، سال هشتم ، شماره 4،( زمستان 1380)، صص 237 ـ
186ـ همان
187ـ شیرین هانتر، پیشین، ص
188ـ جورج بال، خطا و خیانت در لبنان، ترجمه حسین ابوترابیان، (تهران: انتشارات اطلاعات، 1366)، ص
189ـ محمود طلوعی، پیشین، ص
190ـ جمیله کدیور، پشت پردة صلح، پیشین، ص
191ـ فرید زکریا، پیشین ص
192ـ جمیله کدیور، پشت پرده صلح، ص
193ـ نیوهن لیدیا«گفتگو با مصطفی مشهور مرشد عام اخوان المسلمین» ، روزنامه اطلاعات (5/2/1378)
194ـ همان
195ـ حمید احمدی، «جنبش های اسلامی در خاورمیانه…» ، پیشین، ص
196ـ بیرنس ویک ، «آیا جهان عرب دستخوش تحول می شود ، ترجمه ف. فرهمند، ترجمان سیاسی، شماره 9،( بهمن 1380)، ص
197ـ آلفرد. م. لیلیانتال ،ارتباط صهیونیستی،ترجمه ابوالقاسم حسینی ،(تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ،1379)، ص
198ـ حمید احمدی، «جنبشهای اسلامی در خاورمیانه…» ، پیشین، ص
199ـ سید جواد طاهایی، پیشین، صص 214ـ
200ـ محمود طلوعی، پیشین، ص
201ـ همان، ص
202ـ عماد نداف، پیشین، ص
203ـ همان، ص
204ـ همان
205ـ همان
206ـ عبدالرضا همدانی، پیشین ، ص
207ـ تری میسان، پیشین، ص


طرح موضوع



بنیادگرایی اسلامی نهضتی برخاسته از درون جوامع اسلامی و پاسخی دینی به بحرانها و آشفتگی های اجتماعی و سیاسی جوامع مسلمان بود . این جریان با پی بردن به فساد و بی عدالتی در جوامع اسلامی همواره در صدد اصلاح این جوامع بوده است وبا ارائه پیشنهادی مبتنی بر تمسک و بازگشت مجدد به اصول و مبانی اسلام در صدد بود راه درمان نابسامانیها و عقب ماندگی را در درون مذهب پیدا کند
بنیادگرایی اسلامی با ویژگی ها و اهداف فوق همواره در طول تاریخ اسلام استمرار داشته و با پسرفت و پیشرفت هایی که داشته است وارد قرون جدید (20 و 21 ) گردید
بنیادگرایی در دوران جدید ، که می توان شروع رسمی آن را از سید جمال الدین اسد آبادی دانست علاوه بر تعقیب اهداف پیشین که مبنی بر اصلاح و مبارزه با فساد در جوامع اسلامی بود ، هدف و خواست تازه ای پیدا کرد : یعنی مبارزه با هجوم استعمار گران خارجی به سرزمین های اسلامی .این عامل از آن زمان تا کنون به صورت یکی از اهداف اصلی این جریان باقی مانده است . یا به عبارتی می توان گفت همین عامل نقش عمده ای در پیدایش و تداوم جریان بنیادگرایی اسلامی در دوران جدید داشته است
لازم به ذکر است که مسئله تهاجم غرب به سرزمینهای اسلامی از همان ابتدا با واکنش این جوامع روبرو بوده است اما این واکنشها بیشتر در شکل و قالب های غیر اسلامی صورت گرفته است . به ویژه از نیمه دوم قرن بیستم که چارچوبهای مارکسیستی ، ملی گرایی و ناصریسم بیشتر در منطقه خاور میانه نفوذ داشتند و اسلام گرایی یا چارچوب مبارزاتی مبتنی بر عقاید اسلامی در حاشیه قرار داشت . اما به دنبال ناتوانی این مکاتب و ادامه گسترش نفوذ غرب در جوامع اسلامی گرایش روز افزونی به سمت جایگزینی دینی و طرحی اسلامی برای بسیج توده ها جهت مبارزه با هجوم گسترده غرب به وجود آمد و به دنبال آن اندیشه بنیادگرایی از اقبال فراوانی برخوردار شد که نتیجه آن گسترش دامنه بنیادگرایی اسلامی در بیشتر سرزمینهای اسلامی به ویژه آن دسته که گرفتار نابسامانیهای اجتماعی و سیاسی بیشتری بودند می باشد
فراگیر شدن بنیادگرایی اسلامی از نیمه دوم قرن بیستم تا کنون به حدی بود که عده ای از اندیشمندان را بر آن داشت تا گمان کنند بنیادگرایی اسلامی پدیده ای جدید و مربوط به قرن اخیر است و حتی عده ای نقطه شروع آن را از سال 1979 م و وقوع انقلاب اسلامی در ایران دانستند
ضمن عقیده به اینکه تاریخ رسمی شروع بنیادگرایی اسلامی در قرون اخیر از سید جمال الدین بوده است اما بدون شک از آن زمان تا کنون تحولاتی رخ داده است که هر کدام نقطه عطفی در جریان بنیادگرایی اسلامی به شمار می روند و به تنهایی می توانند سرآغاز فصل جدیدی در تحولات اسلامی به حساب آیند . مثلا در سال 1928 م تشکیل جنبش « اخوان المسلمین » توسط حسن البناء در مصر بنیادگرایی اسلامی برخاسته از سید جمال الدین و شاگردانش را که تقریبا کم توان شده بود دوباره تقویت و چند گام جلو تر برد . اما اقدام حسن البناء نیز در مقایسه و رقابت با مکاتب فکری دیگر از جمله ناصریسم ، ناسیونالیسم و مارکسیسم و … که در منطقه خاورمیانه رایج بود در حاشیه قرار گرفت ولی با شکست اعراب از اسرائیل در سال 1967 م و وقوع انقلاب اسلامی در سال 1979 م نه تنها بنیادگرایی اسلامی جانی دوباره گرفت بلکه از آن زمان تا کنون هیچ رقیب فکری دیگر توان مقابله با آن را پیدا نکرد و همیشه در در مرکز تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه قرار داشته است
گذشته از سیر تحولات وتکوین بنیادگرایی اسلامی که به اختصار اشاره شد باید افزود که علی رغم تداوم تاریخی ، بنیادگرایی در هر دوره ای شکل و قالب خاصی داشته است و به تناسب زمان و مکان اهداف و خواسته های آن متفاوت بوده است . علاوه بر این در هر دوره ای احیاء گران به دنبال اهداف متفاوتی بوده اند ، عده ای خواهان تغییر جامعه و عده ای خواهان تغییر فرد و عده ای نیز خواهان تغییرات همه جانبه بوده اند . همچنین در راستای اجرای این اهداف عده ای موعظه و نصیحت و عده ای اسلحه را برگزیده اند
این پیچیدگی و گستردگی اهداف و شیوه ها باعث اختلاف نظر های زیادی در مورد ماهیت و حتی تعریف و تشخیص بنیادگرایی اسلامی شده است . به گونه ای که برای نام گذاردن بر حرکت اسلام خواهی از اصطلاحاتی چون اسلامگرایی ، بنیادگرایی ، اسلام سیاسی و … استفاده کرده اند که اگر چه از لحاظ گسترش دامنه واژه های معادل مفید می باشد اما از آنجا که این اصطلاحات گاه تحت فشارهایی از جمله فرار از برچسب های ناروا به این جریان استخراج و به کار برده شده است لذا نه تنها تمایز های میان گروههای طرفدار این جریان را به خوبی نمایان نمی سازد بلکه بر ابهام و پیچیدگی درک پدیده بنیادگرایی اسلامی نیز افزوده است
هر گاه برداشت اندیشمندان غربی از بنیاد گرایی اسلامی راکه اکثرا با مشاهده برخی جلوه های این جریان، -مثل اقدامات قهر آمیز و ضدیت با غرب-، بی درنگ آنها رامعادل و همسان با اصل و ماهیت بنیادگرایی اسلامی در نظر می گیرند اضافه کنیم متوجه می شویم که انحرافات و سوء برداشت ها اعم از اینکه آگاهانه یا عامدانه باشد یا از روی ناآگاهی و شناخت کم، فهم پدیده بنیادگرایی اسلامی را بسیار مشکل زا کرده است . و از آنجا که قضاوت های بعدی هم بر پایه این اطلاعات صورت می گیرد لذا مایه تحلیل ها و تفسیر هایی قرار می گیرد که در آن هیچ مرزی میان تروریسم ، افراط گرایی ، خشونت طلبی و اسلام گرایی وجود ندارد
بدین خاطر است که حتی نظریه پردازی پیرامون علل ظهور و همچنین علت خشونت طلبی و به ویژه آمریکا ستیزی این گروهها نیز خلاف واقعیت است مثلا در مورد علت خشونت طلبی گروههای بنیادگرای اسلامی که مرکز ثقل تحقیق نیز می باشد ، عده ای آن را ناشی از ماهیت و ذات تفکر بنیادگرایانه ، یعنی مبانی اسلام می دانند ، عده ای دیگر نیز آن را ناشی از جاذبه های فرهنگ غربی و ناتوانی فرهنگ اسلامی و گروهی دیگر فقر و سرخوردگی را عامل اصلی ظهور و خشونت طلبی این گروهها می دانند . در حالی که واقعیت این است که مجموعه عوامل پیچیده ای دست در دست هم داده اند تا از شیوه های اقدام مختلف ( قهر آمیز ، فکری ـ فرهنگی و سیاسی ) شیوه قهر آمیز از اقبال زیادی برخوردار شود که مجموعه این عوامل را می توان در دو دسته عوامل محیطی _ سیاسی و عوامل عقیدتی و ایدئولوژیک جای داد
عوامل محیطی _ سیاسی را نیز می توان در سه سطح بررسی کرد
عوامل داخلی ، عوامل منطقه ای و عوامل فرا منطقه ای که در میان آنها تمرکز تحقیق بر عوامل فرا منطقه ای و نقش آنها در شیوه رفتار ( مسالمت آمیز یا خشونت آمیز ) گروههای اسلام گرا می باشد که چه به طور مستقیم و بلافاصله و چه به طور غیر مستقیم و از طریق تأثیر گذاری بر عوامل داخلی تأثیر گذار بر شیوه رفتار این گروهها ایفای نقش کرده اند . اما از آنجا که عوامل فرا منطقه ای هم می تواند بسیار متنوع باشد ، بررسی همه آنها امکان پذیر نیست . لذا به ملموس ترین و مشهود ترین عامل یعنی رفتار سیاسی برونمرزی ایالات متحده و نقش آن در خشونت گرایی و اقدامات قهر آمیز گروههای اسلام گرا می پردازیم
از آنجا که تمرکز اصلی تحقیق بر نقش عوامل فرا منطقه ای بر جریان بنیادگرایی اسلامی است لذا لازم است به طور مختصر به ارتباط و موضع گیری غرب نسبت به بنیاد گرایی اسلامی ، هم در جایگاه یک عامل اصلی برای ظهور مجدد بنیادگرایی و هم یک عامل مهم در افراط گرایی و خشونت طلبی این گروهها اشاره شود
همانگونه که آمد نفوذ و هجوم غرب به سرزمین های اسلامی یک عامل قوی و پایدار در بروز مجدد بنیادگرایی اسلامی معاصر بوده است و بر این اساس در هر دوره‌ای یک کشور غربی به عنوان نماد استعمار و سلطه غرب مورد خشم و غضب گروههای بنیادگرای اسلامی بوده ، گاه این کشور انگلیس گاه فرانسه و هم اکنون نیز آمریکا می باشد . اما نکته جالب توجه این است که اگر چه این بنیادگرایی اسلامی بود که به عنوان پاسخی به هجوم سهمگین غرب تا اواخر دهه 1960 م جسته و گریخته واکنش می داد اما از دهه 1970م به بعد غرب نیز به این پدیده واکنش نشان می داد که در فرم های مختلف از جمله تلاش برای شناخت ماهیت وچگونگی این جریان جهت مقابلهء آسان تر با آن ، همکاری با گروهی ودشمنی با گروه دیگر یا به عبارت دیگر سرکوب یکی وتشویق دیگری ( مثل عمل دو گانه آمریکا در برابر بنیادگرایان شیعه وسنی ، که بنادگرایی در ایران را سرکوب ، ردر عوض بنیاد گرایی در عربستان وافغانستان را مورد حمایت قرار داد) صورت گرفته است
البته از همان زمان وقوع انقلاب اسلامی در ایران غرب به ویژه آمریکاعمق خطر بنیادگرایی اسلامی را درک کرده بود وکما بیش در صدد جوسازی علیه آن بود اما پس از فروپاشی شوروی واز میان رفتن ایدئولوژی کمونیسم بود که تلاش خود را برای محصور ، کنترل ویا ریشه کن کردن آن متمرکز نمود .بویژه اینکه از دهه 1990م به بعد هم بنیادگرایان سنی به ویژه در عربستان که زمانی ابزاری برای تحقق اهداف آمریکا بودند به دشمنان آن تبدیل شدند .
بدین گونه دوعامل در تمرکز مبارزه آمریکا علیه بنیاد گرایی اسلامی در دهه 90 نقش داشت یکی فروپاشی شوروی ونیاز به خلق یک دشمن جدید ایدئولوژیک به جای کمونسم بود تا آمریکا با استدلال باقی ماندن تهدید علیه غرب بتواند بر اساس آن اتحادها وائتلافها یی راحول اهداف خود ایجاد کند ، دیگری دشمنی بنیادگرایان سنی با آمریکا به ویژه در عربستان بود .لذا در این ایام بنیاد گرایی اسلامی به عنوان تهدید کنندهء جهان غرب جایگزین خطر سرخ گردید وازآن پس تحت عنوان خطر سبز باید باآن مقابله می شد.اما این مقابله در لفافه ای ازدفاع از حقوق بشر ،مبارزه باتروریسم وایجاد ثبات در جهان وخاور میانه و… صورت می گرفت
نکته لازم به اشاره دیگر این است که مقطع زمانی 1979تا2002 در جریان بنیاد گرایی اسلامی بنا به دلایل زیر بسیار متفاوت ومتمایز از سایر مقاطع در تاریخ بنیاد گرایی اسلامی می باشد
1-تعداد تحولات بنیادگرایانه ، منظور تحولاتی که یا ریشه آنها اندیشه بنیادگرایی بوده است یا بر این تفکر تاثیر گذاشته اند
2- ویژگی های منحصر به فردی که جریان بنیاد گرایی اسلامی در این مقطع پیدا کرده است .در اثبات مورد اول ذکر موارد ذیل گواه خوبی می باشد
وقوع انقلاب اسلامی در ایران ، تشکیل سازمانهای جهادی و مسلحانه در لبنان و فلسطین و پیگیری مبارزات سابق ضد اسرائیلی وآمریکایی در چارچوب جدید اسلامی ،ترور انور سادات ریس جمهور مصر ، تسخیر مسجد بزرگ کعبه توسط گروهی از سلفی های عربستان سعودی ، تشکیل گروهای جهادی در افغانستان پس از حمله شوروی به آن ،ایجاد انشعابات گوناگون در اخوان المسلین بزرگترین جنبش اسلامی در قرن اخیر و گرایش به اقدامات قهر آمیز توسط این شاخه های جدید از جمله الجهاد ، جماعه المسلمین ، … در مصر و سوریه ، تشکیل سازمان القاعده پس از وقوع جنگ دوم خلیج فارس و حضور نیروههای آمریکایی در سرزمین های اسلامی و در نهایت وقوع حوادث 11 سپتامبر که به گروههای اسلام گرا نسبت داده شده است و همچنین عملیاتهای شهادت طلبانه علیه نیروهای خارجی در عراق که بعضا از طرف گروههای اسلام گرا صورت گرفته است
یکی دیگر از معیارهای تفاوت و تمایز مقطع مورد نظر در تاریخ بنیاد گرایی اسلامی ویژگی های منحصر به فرد آن می باشد که عبارتند از : الف ) گسترش و فراگیر بودن . ب ) تجویز و اعمال شیوه های قهر آمیز از طرف اکثر گروههای اسلام گرا ـ حد اقل در مقاطعی خاص ـ می باشد . بر این اساس می توان مقطع فوق را کاملا از تاریخ هزار و سیصد ساله اش جدا ساخت و به دنبال علل و عواملی جدای از عوامل تاریخی و فکری آن گشت . یا اینکه حداقل باید ریشه های این تحولات را کمتر در گذشته خیلی دور پیدا کرد . ج ) با اینکه بنیادگرایی اسلامی طیف های مختلفی را در بر می گیرد و همیشه هم از نظر اهداف و هم از جهت شیوه اقدام متنوع بوده است اما واقعیت این است که هر جا از آن سخن به میان می آید و هر جا کتاب ومقاله ای نوشته شده است این تنوع را نادیده گرفته وتنها در صدد القاء این اندیشه هستند که بنیاد گرایی مساوی با خشو نت طلبی و اقدامات تروریستی است و بنیاد گرا خشونت طلب است . این بر چسب ها خود حکایت از ویژگی سومی برای بنیاد گرایی اسلامی دارد ، یعنی قدرت وتوان چالش بر انگیزی وحتی گسترش فعالیت های فرامرزی و قاره‌ای آن است ، به گونه ای که امروز مشاهده می شود برخی گروههای بنیادگرا از دکترین دولت غیر سرزمین سخن می گویند ودیگر در خانه های خود منتظر هجوم غرب نیستند بلکه به استقبال آن در کشورهای غربی می روند. ( چون یکی از اهداف گروههای بنیاد گرا مبارزه با نفوذ غرب بود یعنی عاملی که در حکم قابله ای برای تولد این گروهها انجام وظیفه کرد .)
از آنجا که عنوان تحقیق مورد نظر بنیادگرایی اسلامی می باشد لذا در پایان لازم به ذکر است بررسی کتب و مقالات نشان می دهد که از این اصطلاح برای خطاب کردن هر سه طیف فکری درون جریان اسلام خواهی استفاده شده است . گاه این اصطلاح برای مورد اشاره قرار دادن گروههای واپس گرا و متحجر به کار برده شده و گاه در اشاره به گروههای ترقی خواه و اصلاح طلب که در این معنی معادل همان اسلام گرایی است و گاه نیز به صورت اصطلاحی عام به کار برده شده است و به گونه ای بی طرفانه جریان احیاء طلبی اسلامی را توصیف می کند که هم می تواند مثبت باشد و هم منفی ، هم در درون آن گروهها و افراد روشنفکر و اصلاح طلب و به عبارتی متجدد وجود دارد و هم گروهها و افراد تاریک اندیش
آنچه می تواند پایه استدلال تحقیق در کاربرد این اصطلاح در اشاره به نوع طیف فکری مورد نظر ( متجدد ، متحجر یا سنت گرا ) باشد بررسی چیستی ، اهداف ، ابزار ، موقعیت کنونی و همچنین قدرت تحول زایی و چالش برانگیزی آن در برابر جهان غرب بویژه ایالت متحده و متحدان منطقه ای آن می باشد
از انجا که دو طیف دیگر یعنی سنت گرا و متحجر نه تنها استعداد و توانایی ویژگیهای فوق را ندارند بلکه در ماهیت خود منشأ تفرقه و اختلاف و لذا نفوذ پذیری جوامع اسلامی هستند ، خود به خود روشن می شود که این اصطلاح در خطاب به گروههای اصیل اسلام گرا به کار می رود . اما از آنجا که هدف این تحقیق بحث های ارزش مدارانه و قضاوت ارزشی نیست به همین خاطر گزینش اصطلاح بنیادگرایی را تنها در کاربردی عام و بی طرفانه انجام داده است
2ـ سوال اصلی
بدون شک هر پژوهشی یک هدف بنیادی بر مبنای طرح یک سؤال اساسی را دنبال
می¬کند . همانطور که در علت انتخاب موضوع تحقیق حاضر عنوان شد حوادث 11 سپتامبر و سؤالات فراوانی که در مورد علت وقوع آن مطرح شد انگیزه ای برای انجام تحقیق حاضر می باشد لذا با توجه به مطالعات انجام شده ، محقق به دنبال این سؤال است که :آیا سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بر جریان بنیادگرایی اسلامی و شیوه اقدام جنبشهای بنیادگرا در خاورمیانه تأثیر داشته است؟
3ـ سوالات فرعی
برای تجزیه و تحلیل و فهم دقیق سؤال اصلی و رسیدن به پاسخی مناسب برای آن ، سؤالاتی فرعی مطرح می شود که طی فصول مختلف تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و به آنها پاسخ داده خواهد شد براین اساس سؤالات فرعی تحقیق حاضر نیز به شرح زیر است
1. چه عواملی در فرایند تصمیم گیری در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نقش دارند؟
2. ویژگی ها و اهداف بنیادگرایی اسلامی کدامند؟ و آیا پدیده بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه از سال1979 تا 2002 سیر صعودی داشته است یا نزولی ، سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در این روند چه نقشی داشته است ؟
3. آیا حمایت آمریکا از رژیم های غیر دموکراتیک و تعقیب کننده گروههای اسلام گرا بر تشدید جریان بنیادگرایی اسلامی و موضع گیری آنها نسبت به آمریکا تأثیر داشته است؟
4. آیا حمایت آمریکا از اسرائیل در تشدید بنیادگرایی اسلامی و اقدامات ضد آمریکایی آنها تاثیر داشته است ؟
5. آیا حضور نظامی آمریکا در منطقه برجریان بنیادگرایی اسلامی و آمریکا ستیزی آنها تأثیر داشته است ؟
4ـ فرضیه تحقیق
از آنجا که پاسخ به سؤال اصلی هر تحقیق باید با تکیه بر مطالعات و بررسی های علمی مبتنی بر شواهد و اسناد معتبر باشد تا ضمن ارتباط منطقی میان سؤال و پاسخ قابل دفاع نیز باشد لذا بر اساس بررسی ها و مطالعات انجام شده پیرامون سوال اصلی پژوهش حاضر فرضیه مطرح شده نیز بدین گونه است
سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا مبنی بر حمایت از اسرائیل و رژیم های غیر دموکراتیک و حضورنظامی مستقیم در منطقه باعث تشدید بنیادگرایی اسلامی و توسل جنبش‌های بنیادگرای اسلامی به اقدامات خشونت طلبانه علیه آمریکا شده است
5 ـ تعریف مفاهیم
سیاست خارجی
یک راهبرد یا جریان برنامه ریزی شده از تصمیمات اتخاذ شده توسط تصمیم گیرندگان یک دولت در تعامل با دیگر دولتها یا دیگر بازیگران بین المللی، با هدف بدست آوردن اهداف مشخص که در چارچوب منافع ملی تعریف شده است
بنیادگرایی اسلامی
نهضتی که به ارزشهای اولیه اسلامی معتقد است و پیروزی و بهروزی کشورهای اسلامی را در بازگشت به آن ازرشها می داند . این واژه معمولا از سوی رسانه های گروهی غرب برای اشاره به جنبشهای اسلامی ، احیاءگری اسلامی ، اصول گرایی اسلامی و بیداری اسلامی به کار رفته است . همچنین احیاگری اسلامی به معنی بازگشت به اصول بی آلایش اسلامی، بازگشت به قرآن و سنت نبوی درسطوح مختلف فردی و اجتماعی می باشد . به سخن دیگر بنیادگرایی اسلامی عکس العمل احساسی، معنوی،‌ روحی و سیاسی مسلمانان به یک بحران اجتماعی،‌ اعتقادی و سیاسی گریبانگیر کشور های اسلامی به ویژه در خاورمیانه است . این عکس العمل علاوه بر ترس از «غربی شدن» فرهنگ اسلامی،‌ به واکنش در برابر مداخله مستقیم غرب در مناطق اسلامی در دهه های گذشته نیز معطوف است
جنبش اسلامی
منظور حرکت و کوششهایی می باشد که در راستای اعتراض به وضعیت انحطاط و فسادآلود جوامع مسلمان و مبارزه با نفوذ غرب در این جوامع صورت می گیرد . این کوششها ضمن برخورداری از پشتوانه ایدئولوژیکی از حمایت مردمی وسیعی نیز برخوردار هستند
به عبارتی جنبشهای اسلامی را باید حرکتهایی سیاسی و اجتماعی دانست که در طول تاریخ اسلام در اعتراض به بحرانهای سیاسی و اجتماعی جوامع مسلمان شکل گرفته اند و با تجویز و توصیه بازگشت به اصول و مبانی اسلامی درصدد اصلاح وضع موجود می باشند
خاورمیانه
اگر چه خاورمیانه اصطلاحی است مبهم که از بدو پیدایش آن تا کنون به محدوده جغرافیایی مشخصی اطلاق نشده است که مورد تأکید همگان باشد اما هدف از کاربرد این اصطلاح اشاره به منطقه ای اسلامی است که مرکب از کشورهای ایران، ترکیه،‌ عراق، اردن هاشمی، سوریه،‌ لبنان، فلسطین، مصر، امارات متحده عربی،‌ بحرین، عربستان صعودی، قطر،کویت، عمان و یمن می باشد. که ازمیان این کشورها نیز به طور موردی به بررسی جریان بنیادگرایی اسلامی در مصر و عربستان سعودی پرداخته شده است
شیوه اقدام
منظور روشی است که گروههای بنیادگرا برای رسیدن به اهداف و خواسته های خود درپیش می‌گیرند یا واکنشی که در برابر موانع و مشکلات پیش رو از خود نشان می دهند . در این مورد می توان گفت گروهها بنیادگرای اسلامی از ابتدای پیدایش تا کنون از سه روش برای رسیدن به خواسته های خود استفاده کرده اند: روش فکری ـ فرهنگی،سیاسی و قهرآمیز. اهمیت شیوه اقدام این گروهها به حدی است که امروزه بر هیمن اساس به شناخت و تمایز این گروهها در دو دسته مسلحانه و مبارز و اصلاح طلب و میانه رو پرداخته می‌شود
تشدید
بکار بردن این اصطلاح علاوه بر نشان دادن استمرار جریان بنیادگرایی اسلامی بیانگر رشد سریع و همراه با اقدامات قهر آمیز و خشونت طلبانه این جریان می باشد . به عبارت دیگر این اصطلاح برای نشان دادن غلبه شیوه قهرآمیز بر شیوه های فکری ـ فرهنگی و سیاسی نزد گروههای بنیادگرا در مقطع مورد نظر ( 1979 تا 2002 )می باشد
6ـ مفروضات
1. میان نوع نظام سیاسی در خاورمیانه وشیوه اقدام گروههای بنیادگرای اسلامی رابطه مستقیمی وجود دارد . به عبارتی هرچه فضای سیاسی جامعه بازتر باشد رفتار این گروهها مسالمت آمیزتر خواهد بود و با لعکس
2. سیاست خارجی محافظه کارانه وطرفدار حفظ وضع موجود ایالات متحده آمریکانقش مهمی درتداوم و بقاء رژیم های غیر دموکراتیک در خاورمیانه داشته است
3. همان گونه که بحران فلسطین نقش مهمی درافراطی شدن گروههای بنیادگرا داشته است، حل آن نیز باعث تعدیل رفتار این گروهها می شود
4. خروج نیروههای آمریکایی از منطقه باعث کاهش اقدامات قهر آمیز علیه این کشور و متحدان منطقه ای اش می شود
5. دشمنی و آمریکا ستیزی گروههای اسلام گرا بیشتر از آنکه ریشه در عقاید دینی آنان داشته باشد ناشی از برخی سیاست های خارجی آمریکا می باشد
7ـ اهمیت و علل انتخاب موضوع
با وقوع حوادث 11 سپتامبر بار دیگر دنیای اسلام مورد اتهام قرار گرفت وباور به برخورد تمدنها در اذهان غربیان جان دوباره ای گرفت ایالات متحده نیز که یک فرصت طلایی پیدا کرده بود با کمک رسانه های پر بیننده وپر شنونده خود سعی در تحریک بیشتر افکار عمومی جهانیان علیه اسلام ومسلمانان نمود براین اساس در همان ساعات اولیه حوادث از جنگ صلیبی سخن به میان آمد ومسلمانان در برخی از کشورهای غربی تحت فشارهای مختلف روحی وروانی قرارگرفتند . اما با فروکش کردن احساسات اولیه و بر قراری آرامش نسبی پس از حوادث 11 سپتامبر ، جهان غرب به ویژه ایالات متحده آمریکا در تلاش برای زدودن آثار منفی ناشی از سوء تفاهمی که نسبت به دین اسلام ومسلمانان شده بود کوشید این اقدام را منحصر به گروهها و جنبشهای اسلام گرا و به تعبیر خودشان افراط گرا و تروریست بداند
در همین راستا جهت اشاره ومورد خطاب قرار دادن آنها بار دیگر در سطح وسیعی از اصطلاح بنیاد گرا وبنیادگرایان اسلامی استفاده شد ، همان اصطلاحی که در سال 1979 با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و سقوط متحد نزدیک واستراتژیک آمریکا ورد زبان اکثر اندیشمندان وسیاستمداران غربی به ویژه آمریکایی شده بود وبا ترور هم پیمان دیگر آمریکا یعنی انورسادات رئیس جمهور مصر وسپس عملیاتهای ضد آمریکایی در لبنان که توسط گروههای اسلام گرا صورت می گرفت و مقاومتهای بعدی در برابر آمریکا ومتحدان منطقه ای اش به مسئله ای کاملا امنیتی تبدیل شده بود. بر این اساس ایالات متحده آمریکا با برخورداری از سلطه و نفوذ گسترده رسانه ای ، هر گونه مقاومت و مخالفت اسلامی با خود و متحدان منطقه ای خود را در این چارچوب وتحت این عنوان مورد بررسی وچاره اندیشی قرار داد . لذا ابتدا تلاش کرد بنیاد گرایی اسلامی را به عنوان یک پدیده تهدید زا وصلح زدا که امنیت جامعه جهانی را به مخاطره می اندازد معرفی نماید . به گونه ای که بنیاد گرایی اسلامی مقدمه ای برای تروریسم یا پرورش دهنده تروریسم القاء می شد. البته سوابق اقدامات قهرآمیز گروههای اسلام گرا نیز پذیرش این فرض را تسهیل می کرد. حال وقوع حوادث 11 سپتامبر نیز می توانست یک دلیل برای حقانیت آمریکا باشد به گونه ای که حتی برخی از اندیشمندان مسلمان یا بخشی از افکار عمومی جوامع اسلامی نیز با آمریکا ابراز همدردی نمودند و ضمن محکوم کردن این حوادث از گروههای اسلام گرای مسلحانه درخواست توقف این گونه اقدامات کردند . آنها می افزودند این امر هم به ضرر اسلام است و هم پای آمریکا را به منطقه باز می کند و دلیلی برای سیاستهای مداخله جویانه آن کشور می شود
اما در مقابل این گروه ، عده ای دیگر بدون اینکه در رد خشونت طلبی واقدامات تروریستی به خود شک راه دهند از اعماق وجودشان حوادث 11 سپتامبر را به عنوان تبیهی برای أمریکا ستودند، البته آنها بیشتر به پیام آن فکر می کردند نه ریخته شدن خون افرادی بی گناه ، پیامی که هشداری برای افکار عمومی آمریکا و زمامداران آن بود که برای یکبار هم که شده آنچه را خود بر سرمردم دیگر کشورها می آورند احساس کنند
بدین ترتیب می بینیم در برابر یک واقعیت ـ حوادث 11 سپتامبر ـ دو برداشت کاملا متضاد وجود دارد عده ای آ مریکا وسیاست هایش را موجد آن و عده ای دیگر بنیاد گرایان ومبانی ایدئولوژیکی آنان را . اما آنچه برداشت غالب وفراگیر در جهان است سرزنش ومتهم کردن گروههای اسلام گرا می باشد که هم از طرف دوستان وهم از طرف دشمنان مورد حمله قرار گرفتند
ازآنجا که این مسئله گروههای بنیاد گرا را از یک طرف در جایگاه مجاهدان راه یزدان واز طرف دیگر پیروان راه شیطان قرار داده است و هر گروه نیز برای خود دلایلی دارند بدین خاطر انگیزه ای ایجاد شد تا کمی مستدل تر ومطمئن ترگروههای فوق واقداماتشان را ـ گاه از شعارهای خیابانی ضد آ مریکایی تا حادثه ای بی نظیر در جهان مثل 11 سپتامبر و از سنگ انداختن تا شاید در آینده به کارگیری سلاحهای مخرب تر را در بر می گیرد ـ در یکی از دو دسته فوق جای داد . البته تحقق این امر هم به صورت مستقیم وهم به صورت غیرمستقیم و از طریق پیدا کردن مسبب و علل های دست یازیدن به این اقدامات صورت می گیرد
همانطور که آمد حوادث 11 سپتامبر و مورد حمله قرار گرفتن آمریکا جرقه ای برای گزینش موضوع تحقیق بوده است وبا تفکر در مورد آن ، سوال و فرضیه تحقیق طرح و تدوین شده اند . گذشته از آن ، مسئله مهم این است که این عملیات به گروههای اسلام گرا نسبت داده شده است . محقق نیز ضمن پذیرش این مسئله ـ تا روشن نشدن ماهیت واقعی گروههای دخیل دراین عملیات ـ و با توجه به سوابق گذشته بر این عقیده است که شیوه رفتاری غالب و مسلط در میان گروهای اسلام گرا نسبت به آمریکا شیوهای قهر آمیز و همراه با تنفر بوده است ، اما بدون تلاش برای رد یا تحسین آن و همچنین بدون تلاش برای ارزش گذاری و قضاوت ارزشی در مورد ماهیت این اقدامات سعی کرده از نگاه و زاویه ای جدید آن را بررسی کند . به عبارتی به دنبال بررسی این امر است که چه ویژگی هایی در سیاست خارجی خاومیانه ای آمریکا وجود دارد که در حکم مجوزی برای دست زدن به اقدامات خشونت آمیز علیه آمریکا می باشد
چند فرض اولیه انگیزه بیشتری در محقق برای این نگاه جدید ایجاد کرده است که عبارتند از
1- خشونت طلبی و اقدامات تروریستی علیه آمریکا محدود به گروههای اسلام گرا نیست . طبق آمارهای اعلام شده یک سوم از مجموعه اقدامات تروریستی در جهان علیه آمریکا صورت گرفته است و از 31 در صد در دهه 1980 به 37 درصد در دهه 1990 افزایش یافته است و از آن زمان تاکنون نیز روندی صعودی داشته است
2- در تفکر و اندیشه بنیادگرایی اسلامی هیچ مشروعیتی برای خشونت طلبی و اقدامات تروریستی وجود ندارد و اگر گاه در سوابق تاریخی یا متون دینی به آن اشاره شده است تنها به عنوان آخرین ابزار و راه حل و آن هم مقید به شرایط خاص می باشد
3- اگر اقدامات قهرآمیز علیه آمریکا ریشه در مبانی فکری و ایدئولوژیکی گروههای بنیادگرای اسلامی دارد پس باید به همان میزان با دیگر کشورهای غربی نیز خصومت داشته باشند . ( البته این گروهها همیشه معتقد به اختلاف میان فرهنگ اسلامی با غرب هستند اما این اختلاف به خودی خود هرگز منجر به خصومت نمی شود .)
4- آمریکا ستیزی در میان مسلمانان به طور اعم و در میان گروههای بنیادگرا به طور اخص مربوط به سه دهه اخیر است و در دهه های 1950 و 1960 ایالات متحده آمریکا نزد مسلمانان منطقه از چهره نسبتا مطلوبی برخوردار بود
بنابراین تلاش برای علت یابی اقدامات ضد آمریکایی توسط این گروهها ضمن کم رنگ کردن اجتناب ناپذیری برخورد تمدنها به ویژه میان اسلام و غرب ، افکار عمومی جهان به طور اعم و جهان اسلام به طور اخص را نسبت به این گروهها جلب و از نگاههای سؤال برانگیز به آنها خواهد کاست و در نتیجه موجب نوعی همدلی و هم صدایی با آنها و به تبع آن توجه به اهداف و خواسته های آنها می شود . خود این امر هم باعث معتدل و میانه رو شدن این گروهها و برخورد های مسالمت آمیز می گردد
8ـ بررسی متون وآثار
در مورد پدیده بنیادگرایی اسلامی کتب و مقالات فراوانی نوشته شده است از جمله کتاب بسیار مفید و ارزشمند جناب آقای هرایردکمجیان تحت عنوان اسلام در انقلاب ، (جنبشهای اسلامی در جهان عرب)،‌ اسلام گرایی در مصر نوشته یعقوب توکلی،‌ مصر از زاویه دیگر نوشته جمیله کدیور، شکست تجربه اسلام سیاسی نوشته الویه روا، پیامبر و فرعون نوشته ژیل کوپل و . . . با این وجود به جز قسمتی از کتاب هرایردکمجیان در هیچ جا به رابطه میان سیاست خارجی آمریکا و بنیادگرایی اسلامی به طور جامع و منسجم پرداخته نشده است و اکثر مقالات و کتب نیز به طور پراکنده به آن اشاره کرده اند. بویژه در مورد جنبه های مورد نظر سیاست خارجی آمریکا یعنی حمایت از اسرائیل و رژیم های غیر دموکراتیک و حضور نظامی در منطقه و تاثیر آنها بر موضع گیری گروههای بنیادگرا،کتاب یا مقاله ای نوشته نشده است لذا از این لحاظ موضوع تحقیق می‌تواند تازگی داشته باشد
9 ـ اهداف پژوهش
از جنبه علمی: پژوهش حاضر از آن جهت که با نگاه جدیدی خشونت گرایی در گروههای بنیادگرایی اسلامی و آمریکا ستیزی آن را بررسی کرده است و بر خلاف تصورات رایج در مورداقدامات قهرآمیز برخی از این گروهها که منشأ آن در تفکر بنیادگرایانه دانسته می شود، در علت یابی خشونت طلبی در این گروهها بیشتر بر عوامل بیرونی و خارج از مبانی فکری آنها تمرکز داشته است،می تواند تازگی خاصی داشته باشد
از جنبه کاربردی: شناخت بیشتر و عمیق تر این جریان بویژه درک علل اتخاذ شیوه های قهرآمیز توسط این گروهها ، ضمن اینکه از برداشتهای منفی و کلیشه ای دربارة آنها خواهد کاست، فضایی را ایجاد می کند که در آن سیاست گذاری در مورد این گروهها با همدردی بیشتری صورت پذیرد، خود این امر نیز تأثیر بسزایی بر مسالمت آمیز شدن این گروهها خواهد داشت
10 ـ نقطه نقل پژوهش
ازنظر موضوعی: تمرکز و تکیه اصلی پژوهش بر رابطه میان عوامل محیطی و سیاسی و خشونت گرایی گروههای بنیادگرای اسلامی می‌باشد که از میان این عوامل که خود در سه سطح داخلی ، منطقه ای و فرا منطقه ای قابل بررسی هستند به عوامل فرا منطقه ای، و از آن میان به سیاست خارجی آمریکا پرداخته شده است،که به طور مستقیم و غیر مستقیم یعنی تاثیر بر عوامل منطقه ای و داخلی باعث تشدید جریان بنیادگرایی اسلامی شده است
از نظر زمانی : بیشتر مقطع زمانی 1979 تا 2002 مورد نظر بوده است اگر چه به سبب قدمت و پیشینه تاریخی جریان بنیادگرایی اسلامی و همچنین حضور بیش از چند دهه ایالات متحده در منطقه گاه اشاره هایی تاریخی نیز لازم می باشد
از نظر مکانی : به علت مطالعه موردی دو کشور مصر و عربستان سعودی به ناچار تمرکز بحث بر جریان بنیادگرایی اسلامی در این دو کشور می باشد
11 ـ روش تحقیق
روش انجام تحقیق حاضر با تکیه بر شواهد و مدارک موجود روشی کتابخانه ای بوده که در سه سطح تاریخی،‌ توصیفی و تحلیلی بیان می گردد . به عبارتی هم زمان از این سه روش استفاده شده است . یعنی از آن جهت که به بررسی ریشه های بنیادگرایی اسلامی و شیوه های برخورد آن می پردازد تاریخی و از آن جهت که واقعیات و جلوه های مختلف این پدیده را شرح می‌دهد و همچنین از آنجا که به بررسی سیاست خارجی آمریکا در منطقه می پردازد توصیفی، اما به سبب آنکه سعی دارد از واقعیات عینی و داده های موجود به رابطه ای علت و معلولی میان سیاست خارجی آمریکا و نوع رفتار گروههای بنیادگرا دست یابد جنبه تحلیلی دارد
12 ـ سازماندهی پژوهش
تحقیق مورد نظر از یک بخش مقدماتی و چهار بخش اصلی و یک نتیجه گیری تشکیل شده است . در بخش مقدماتی به کلیاتی در مورد تحقیق از جمله سوال اصلی ، سوالات فرعی،فرضیه مفروضات و … پرداخته شده است . در بخش اول به مباحث مربوط به سیاست خارجی و سیاست خارجی آمریکا پرداخته شده است . این بخش خود شامل دو فصل است که در یک فصل مباحث مربوط به سیاست خارجی مطرح شده است، فصل دوم نیز اهداف و منافع سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه توضیح داده شده اند
در بخش دوم هم بنیادگرایی به طور اعم و بنیادگرایی اسلامی به طور اخص مورد بررسی قرار گرفته است . این بخش نیز شامل سه فصل است که هر فصل خود شامل چند گفتار است در فصل اول به تعریف وتبیین ، تاریخچه و اهداف بنیادگرایی و بنیادگرایی اسلامی پرداخته شده است . در فصل دوم نیز به مجموعه نظریات مطرح شده در مورد علل ظهور و ضد غربی بودن جنبشهای بنیادگرا اشاره شده است . در فصل سوم هم به ماهیت و علل و انگیزه های خشونت طلبی در جنبش های بنیادگرا پرداخته شده است
در بخش سوم سیر تحولات بنیادگرایی اسلامی در خاورمیانه از سال1979 تا 2002 مورد بررسی قرار گرفته است که در این بخش نیز دوفصل پیش رو داریم، در فصل اول فراز و نشیب های بنیادگرایی اسلامی بررسی شده در فصل دوم به بنیادگرایی اسلامی در مصر و عربستان صعودی پرداخته شده است
در بخش چهارم به سیاست خارجی آمریکا درخاورمیانه و تاثیر آن بر بنیادگرایی اسلامی در مصر و عربستان سعودی اشاره شده است که این بخش نیز شامل سه فصل می باشد در فصل اول به حمایت آمریکا از رژیم های غیر دموکراتیک و تأثیر آن بر رفتارگروههای بنیادگرا پرداخته شده،در فصل دوم نیز به حمایت آمریکا از اسرائیل و تأثیر آن بر موضع گیری گروههای بنیادگرا و آمریکا ستیزی آنها اشاره شده،‌ در فصل سوم هم حضور نظامی آمریکا در منطقه و تأثیر آن بر جریان بنیادگرایی مورد بحث قرار گرفته ، در آخر هم به نتیجه گیری و فهرست منابع اشاره شده است


برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید