
پروژه دانشجویی مقاله در مورد مسجد حکیم اصفهان تحت word دارای 60 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله در مورد مسجد حکیم اصفهان تحت word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه دانشجویی مقاله در مورد مسجد حکیم اصفهان تحت word ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پروژه دانشجویی مقاله در مورد مسجد حکیم اصفهان تحت word :
مسجد حکیم اصفهان
پیشگفتار:
مسجد حکیم اصفهان، یکی از شاهکارهای معماری ایران در دوره اسلامی، مسجدی است چهار ایوانی با آجرکاریهای بسیار متنوع و در حد یکی از بهترین کارهای معماری دوره صفویه میباشد. این مسجد دارای محرابهای متعدد و متنوع که هر کدام نسبت به شبستان خود ساخته شده و ایوانهای مرتفع و شبستانهای تابستانی و زمستانی و طاقنماهاست که با تزییناتی بسیار عالی همراه است.
این مسجد در محلهای قرار گرفته (بازارچه نو انتهای بازار رنگرزان) که دور از دیدگاه جهانگردان و مشتاقان هنر است و سیاحانی که از گوشه و کنار جهان به این شهر زیبا سفر میکنند و مشتاق دیدن آثار باستانی اصفهان هستند به دیدن این مسجد نایل نمیشوند. باید گفت این بیشتر بدین جهت است که راه ماشین رو ندارد و فاصله این مسجد نسبت به خیابانهای اطراف آن زیاد است و راهنمایان جهانگردان را نسبت به این امر بیتوجه کرده است و از به نمایش گذاردن این مسجد صرفنظر میکنند.
یک بررسی کوتاه، نشانگر آن است که افرادی که در کارهای خیر قدم میگذاشتند، با نیتی پاک و خالی از هرگونه خللی که در آنها بود و نیز با پایبند بودن به معتقدات مذهبی که به آنها اجازه ذرهای کجروی را نمیداد، به کارهای هنری میپرداختند.
با توجه باینکه سالها از بنای موردنظر میگذرد و هر کدام از این بناها به نوبه خود قابل یک بررسی و تعمیق است، که در این جا نمیتوان نام یک یک آنها را ذکر کرد، فقط و فقط میتوان از ذوق درونی هنرمندان یاد کرد.
با زیرورو شدن تاریخ و دست به دست شدن حکومتها و به سامان رسیدن هر حکومتی، تغییراتی پیدا میشد که گاه باعث تشویق هنرمندان میگردید و گاهی به رکود این بازار کمک میکند. هرچه این تغییرات از نوسانات و گسستگی کمتر برخوردار بود، پیشرفت و برتری هنر خود را بهتر نمایان میکرد. حکومتهایی بودند که هنرمندان را به دور خود جمع میکردند و با تشویق و آماده نمودن و سایل کار آنها و مراوده بیشتر با هنرمندان دیگر سرزمینها و کمک آنها به ابداع هنری برتر میپرداختند.
معماری ایران که از فرهنگ خاصی برخوردار است، گویای تمدن این مرز و بوم از دیرزمان بود و مانند معماری همه جهان که بازگو کننده اندیشههای آن سرزمین میباشد و از فرهنگ مردم آن دیار سرچشمه گرفته است، سخن میگوید.
مقدمه:
اصفهان را نیمه خوانند از جهان صد جهان من دیده ام در اصفهان
تاریخ معماری اصفهان در ادوار گذشته همانند دیگر نقاط کشور، بومی و مورد توجه بوده است، و دستاندرکاران معماری همیشه با ترتیبی خاص به آن نگریسته اند.
معماری اسلامی بویژه در دوران صفویه که تاریخنویسان و هنردوستان دنیا راجع به آن قلمفرساییها نمودهاند، هر روز مشتاقانی را به خود جلب میکند، و درخور یک بررسی مجدد جهت کشف روابط انسانی و زیباسازی بنا میباشد.
اصفهان را میتوان محفل هنردوستان و هنرمندان نامید، محفلی که پرذوق و شوقترین محفلهاست. هنرمندانی که به تمامی هنرهای مختلف آشنایی داشتهاند در این شهر از زمانهای بسیار دور کنار معماران و کارگران چیرهدستی میزیستند که هنر آنها همیشه زبانزد جهانیان بوده و است. آثاری که از آنها بجای مانده، میتواند مصداق گفتار ما باشد، به مصداق معروف مشت نمونه خروار است. در میان رشتههای ساختمانی کاشیکاری یکی از نوادر کارهایی بود که میتوان سرچشمه آن را در اصفهان جستوجو کرد. هنرمندانی پرذوق و باقدرت توانستهاند یک نگین
فیروزهای بر تارک کره زمین نهند و این نگین انگشتری آن را به جهانیان عرضه نمایند. این قدرت هنری درخور توجه است و بدین مناسبت همه ساله مشتاقانی را از گوشه و کنار جهان به این شهر میکشاند و همه به را به تحسین وا میدارد. بناهای پوشیده به رنگ فیروزهای در نور اطراف خود تاثیر میگذارد و با ابهت و رشادت کامل در برابر همه پابرجا و با قامتی استوار خودنمایی میکند.
در باره مسجد حکیم اصفهان که کمتر از آن سخن رفته وآثاری بسیار زیبا در آن نهفته است به یک برسی کوتاه میپردازیم.
مسجد حکیم در حدود هشت هزارمتر مربع (کمی کمتر از یک هکتار) وسعت دارد ودر مرکز شهر در نزدیکی بازارچه نو و انتهای بازار رنگرزان واقع شده است.
مسجد حکیم اصفهان را حکیم داود ملقب به تقرب خان طبیب شاه عباس دوم بنا نهاده و در سال 1073ه.ق ساختمان آن را به پایان رسانیده است.
شاردن در سفرنامه خود مینویسد: «حکیم داود که طبیب شاه عباس دوم و شاهصفی بود و در نتیجه دسایس اطرافیان مورد بیمهری شاه واقع شد و از پیش آمدهای بدتری ترسید ; و به هندوستان گریخت، و در آنجا در اثر ملازمت اورنگ زیب و انجام خدماتی ملقب به تقرب خان به اندازهای ترقی کرد که شخص بسیار معتبری شد. حکیم داود به محض اینکه درهندوستان بر مسند عزت استقرار یافت اموال زیادی برای خانوادهاش به اصفهان فرستاد و دستور ساختن یک مسجد را داد و با نیتی که داشت این کار را آن قدر ادامه داد تا این مسجد عالی ساخته شد».
«دیگر از مساجد بزرگ عهد صفویه مسجد حکیم داود اسپهانی معروف به هندی است. مسجدی باصفا و مقدس و گشاده، نزدیک به هفت هزار ذرع زمین را مسجد و ملحقاتش اشغال نموده و حکیم داود ملقب به تقرب خان با پولی که از عطا و انعام هند آورده این مسجد را مجاور مسجد جوء جوء ساخته و گویند بسی دقیق بوده که کارکنها به خشنودی باشند تا جایی که جلو راه خران گچ کش علف میریختند که خود خران گچ و آجر و آهک آورند. بنای آن به سلطنت شاه عباس دوم شروع و کاشیکاری و زینتش به عهد شاه سلیمان انجام گرفته. تاریخ سر درب 1067 که به تاریخ نوشته (مقام کعبه دیگر شد از داود اصفاهان) و نیز تاریخ کاشیکاری 1085 وارد.»
«دیگر از مساجد کهنه مسجد جوء جوء پهلوی مسجد حکیم است که گویند چنانکه در روضات نوشته بنای آن به روزگار صاحب بن عباد شده و بعد از قرون بسیارحکیم داود هندی مسجد حکیم را جنب آن ساخته و بدان ملحق نموده و جوءجوء سفینه کشتی را گویند و به نظر میآید اعراب شهر را بکشتی مانند کردهاند و این محل را سینهکشتی و از اینکه کوچه پایینتر را که منزل پیشین حاج عبدالغفار و حاج محمد حسین کازرونی بود سینه پایینی میگفتند، این کوچه بالاتر از سینه بالایی
بوده که پس از بنای بزرگ مسجد حکیم به درب مسجد حکیم مشهور شده به هر جهت عوام عجم معنی جوء چوء را ندانسته قسمتی جدا از این مسجد را هنور مسجد جوجه میخواند و جوجی مینویسند و درست نیست. سر دربش را زمان شاه عباس اول در هزار و هیجده به کاشی معرق
تزیین کرده اند و این عبارت است (فی ایام خلافه السلطان الاکرم الاعظم الاعدل الاشجع قهرمان الماء و الطین ابوملوک العرب والعجم ابوالغازی ابوالنصر ابوالفتح ابوالمظفر شاه عباس بها درخان خلد الله ملکه وسلطانه وافاض علی العالمین عدله واحسانه بتوفیق الله تعالی که بانی مکان شریف ملا آقای حوائج دارخاصه شریفه است رقم فقیر جویمری سنه ثمان عشر والف 1018».
ما فروخی در وصف مسجد جوء جوء مینویسد: «آن مسجد را مناری بس بلند و متقن بوده و گمان میرود یا در فتنه مغول یا در قتل عام امیر تیمور ویران کرده باشند. یا قتل عام امیر جانشاه ترکمان یا جنگهای داخلی مذهبی چون غالباً این گونه منارها در شهر و بیابان برای استفاده از خبر یافتن و خبر دادن دشمن و نتایج دیگر ساخته میشد. اگر همین محل مسجد جوء جوء باشد. چون
صاحب بن عباد کراراً مینویسد. نزدیکی دروازه طوقچی که بزرگترین دروازههای کهن اسپهان بود و گنبدی آجری عالی و شیری سنگی داشت مقبره صاحب بن عباد و صندوق لوحش میباشد که درحوالی خانههای معروف او بوده و چیزی بر آن ننوشتهاند و چندین ذرع پایینتر گنبدی بود که سنگ مرمر بسیار ممتازی با خط نفیسه بر آن منقور شده و بر آن نیز نام صاحب منقور بود، اما لفظ اسمعیل نداشت و تاریخش خوانده نمیشد».
جابری انصار مینویسد: «اسمعیل بن عباد مسجدی به نام جوء جوء ساخت که در محل گلبهار بوده بعد از ویرانیهای قرون، حکیم داود هندی اساس آن مسجد را تغییر داد و بزرگتر نموده و به مسجد حکیم معروف شده. محمدمهدی هم آن را به حکیم داود هندی نسبت داده که در زمان شاه عباس آن را بناء و به اتمام رسانیده است. سیدجلال مینویسد: «میگویند این مسجد را صاحب بن عباد بنا نموده و حکیم داود هندی تعمیر نموده است.»
در زاویه جنوب غربی مقبرهای معروف به مقبره سادات است و پشت مسجد قبر مرحوم ملامحمدجعفر ولد مرحوم ملامحمدباقر سبزواری و مقابل درب شرقی مقبره مرحوم آیت الله حاج محمدابراهیم کلباسی است که آفتاب عالم زهدش جهان را گرفت.
چنانکه روایت شده یا سینه به سینه آمده است حکیم داود پولهایی به اصفهان فرستاد و مسجد را بنا نهاد. روزی به قصدسرکشی از عملیات ساختمانی به محل مسجد آمد و با تیز هوشی تمام کارها را از مدنظر گذراند، ناگهان چشمش به خران گچ کش افتاد که آجر و گچ و دیگر مصالح ساختمانی را از کورههای آجر پزی به ساختمان مسجد حمل میکردند، کپل این حیوانات زخمی و خون آلودبود، علت را سوال کرد، گفتند خرکچیها برای حرکت سریعتر، خران را با سیخونک دنبال
میکنند. حکیم از گفته آنان ناراحت شد و دستور تخریب قسمتهای ساخته شده از مسجد را داد و گفت پایههای این مسجد با ظلم همراه است. بنابر این روایت دستور داد در راه خران از محل کوره پز خانه تامسجد، علف بریزند که خران باچرا آجر وگچ و مصالح ساختمانی را به مسجد حمل کنند و مسجد را از نو بنا کنند. در تاریخ اصفهان و ری از این حکیم به خوبی یاد شد و گویند: «بسی دقیق بوده و همه کارگران به حماد بن زید و حماد بن سلمه و صالح المری وعمر بن صبیح حدیث نقل
میکرد. از جمله محدثان محله مزبور ابوالقاسم طاهر بن محمد بن احمد بن عبدالله عکلی جورجیری متوفی جمادی الاولی 439ه.ق میباشد که خود از ابوبکرمقری حدیث نقل کرده است.
محدث دیگر ابو محمد قاسم بن ابی حامد قاسم کاتب جورجیری است که درآن محله سکنی داشته واز احمدبن سلیمان نجار حدیث روایت میکرده است.
دیگر از معاریف آن محله عبدالرحمان بن یوسف بن معدان بن سلیمان جور جیری از محدثان و برادرعبدالله محمدبن یوسف متوفی 184ه.ق و برادرش عبدالعزیز جورجیری میباشد.
همچنین در کتاب آثار ملی اصفهان چنین آمده است:
محله جورجیر محلهای در اصفهان و در آن جامعی است و عدهای از علما و محدثان به آن محله منسوبند و جامع جورجیر به طوری که در جای خود شرح داده شده به وسیله صاحب بن عباد بر روی آن خرابه مسجد دیگری بنا و هنگام بنای مسجد حکیم در این محله جامع جورجیر معدومالاثر بوده است، ولی اخیراً آثاری از مسجد جامع جورجیر به دست آمده است. وجه تسمیه جورجیر:
اصولا کلمه جوردر اسامی دهات و محلات اصفهان زیاد دیده میشود مانند جور و جورتان و جارو جیران وجرین و چنین به نظر میرسد که جیم کاف فارسی و معرب و تبدیل به جیم شده است و با این ترتیب میتوان گفت که جورجیر در اصل گورگیر بوده، یعنی کسی که کار او گور گرفتن بوده یا
اینکه گور جای گودی بوده و چون آن محله چنین جایی بوده به این نام خوانده شده (در محله جورجیردر قسمت درب صاحب بن عباد گورستانی بوده که به نام گورستان سادات مشهوربوده است) و جزو دوم آن گیریا مخفف از گریوه است و به این فرض معنی هر دو پستی و بلندی خواهد بود و دلیل آن است که محله مزبور دارای پستی و بلندی بوده است.
شیوه اصفهانی
این شیوه از دوران تیموریان آغاز میشود و در دورهی صفویه به نهایت اوج خود میرسد و تا دوران معاصر ادامه مییابد. از تغییرات اصول سازه در این شیوه، پیدایش انواع قوسها با ترسیم بر مبنای ضوابط هندسی و بر اساس اصول ریاضی است که برای قبول بارها و نیروهای بزرگ شکل گرفته است. این قوسها به نام قوس شاه عباسی مشهور شده است. در این دوره طاقها به شکلهای گوناگون پوشش شده و علاوه بر آن گنبدهای کوتاه و بلند با قطعههای مختلف و به خصوص بزرگ ساخته شده است.
به طور کلی جدا از شیوهی پارسی، شیوهی پارتی را میتوان اساس پیدایش قوسها و طاقها و گنبدهای کوتاه دانست. در شیوههای خراسانی، رازی، آذری و به خصوص شیوه اصفهانی انواع قوسها و پوششها بوجود آمد و کاربرد آنها رواج یافت. طاقهای وسیع بنا گردید و گنبدهایی در ابعاد مختلف به صورت تکپوشش یا دوپوش ساخته شد. تاثیر قوسهای شیوهی پارتی را میتوان در معماری اسلامی نیز مشاهده کرد.
مسجد جامع جور جیر
مافروخی در کتاب محاسن اصفهان پس از توصیف مسجد جامع عتیق بزرگ، یعنی قسمتهایی از مسجد جمعه امروز که تا اواخر قرن پنجم هجری ساخته شده بوده است به وصف مسجد جامع صغیر معروف به (جورجیر) که کوچکتر، ولی زیباتر بوده میپردازد و میگوید که این جامع معروف (جورجیر) بوده و توسط کافی الکفاه صاحب بن عباد ساخته شده است. بنا به گفته مافروخی این مسجد دارای شبستانها، خانقاهها، کتابخانهها، مدارسی برای فقها و مجالسی برای ادبا و محلهایی برای شعرا و صوفیان و قاریان قرآن بوده است.
مافروخی راجع به مزیت جامع صغیر نسبت به جامع کبیر متذکر میشود که خاک رس خامی که مسجد جامع صغیر از آن ساخته شده محکمتر از آن است که در ساختمانهای مسجد جامع کبیر به کار رفته است و بالنتیجه از حیث بلندی و استحکام ساختمانهای مسجد جامع صغیر نسبت به ساختمانهای جامع کبیر برتری دارد. مناره این مسجد که از خشت خام ساخته شده بود به ارتفاع صد ذراع میرسیده است (مقدسی ارتفاع این مناره را هفتا ذراع نوشته است).
نام و کنیه و لقب صاحب
در نام و لقب و کنیه صاحب بن عباد اختلافی نیست و مورخان وتذکره نویسان متفقند که نام او اسماعیل و کنیهاش ابوالقاسم و لقبش صاحب و کافیالکفات بوده است. در سبب ملقب شدن وی به صاحب سه قول است.
اول و دوم. اینکه وی از کودکی مصاحب و معاشر عضدالدوله یا مویدالدوله دیلمی بوده و این دو امیر او را «صاحب» خطاب میکردند.
سوم: اینکه پس از داخل شدن به حدیث استاد ابوالفضل محمد بن حسین عمید واختصاص یافتن به صحبت آن وزیر دانشمند، مردم او را صاحب ابن العمید و رفته رفته صاحب گفتند.
مدفن صاحب
ابن خلکان مینویسد: «مقبره صاحب تا به این زمانآباد است و فرزندزادگان صاحب آن را محافظت و هر سال مرمت میکنند. صاحب روضات الجناب گوید: «بقعه صاحب به واسطه مرور اعوام و شهور رو به خرابی نهاده بود، حاج محمدابراهیم کلباسی فرمود تا آن را از سر عمارت کردند و خود با وجود ناتوانی و ضعف هر یک یا دو ماه یک نوبت به زیارت آن میرود و محله باب ذریه را در این زمان
طوقچی و میدان کهنه گویند.» نگارنده گوید مطابق تقریر بعض مطلعان، در نزدیکی دروازه طوقچی اصفهان بقعه و تالاری است که قبر صاحب بن عباد در آنجاست. در اطراف مقبره الواح خطی به دیوار آویخته شده است و صورت مکتوب بعضی از علما که به بودن قبر صاحب در آن بقعه تصریح کردهاند بر آن الواح نوشته شده است. مقبره صاحب بن عباد امروز هم زیارتگاه و در آن حوالی مساجد و مقابر کهنه بسیاراست.
صحن بزرگ (فضای داخلی)
صحن بزرگ مسجد حکیم یا صحن اصلی به طول تقریبی شصت و یک متر و پنجاه سانتیمتر و به عرض پنجاه و سه متر و شصت سانتیمتر میباشد که از شمال به ایوانی بزرگ و رفیع و دو راهرو در طرفین محدود و راهرو طرف غرب ایوان به در خروجی شمالی منتهی میشود که راهرو ورود و خروج نمازگزاران است. راهرو طرف شرق یک راه ورودی به ایوان بزرگ و ایوان شرقی را میسر میکند، ایوانی که ورودی آن از این راهرو میباشد. محل نمازگزاران است. ناگفته نماند که برای
ورود به تمام ایوانها راهروهای ورودی تعبیه شده ولی جلوی ایوانها باز و ورود به آنها میسر است.
در شمالی مسجد که با یک راهرو همراه میباشد در طرف غرب ایوان شمالی قرار گرفته و انتهای راهرو مشرف به کوچه است و از این در نمازگزاران رو به قبله وارد مسجد میشوند. در وسط راهرو دو راه ورودی به دو ایوان طرفین راهرو میباشد که در حال حاضر با شبکههای آجری مسدود شده است.
ایوان طرف غرب ورودی در شمالی مسجد با عمق بیشتری ساخته شده و در انتهای آن مقابل رو به قبله یک در تعبیه شده است و به شبستانی که پشت ایوان قرار دارد باز میشود و در منتهیالیه این شبستان غسالخانهای وجود داشته و تقریباً بر جاده بوده است و در زمانهای دور که قبرستانها محلی بوده جنب هر قبرستانی، غسالخانهای موجود بود. بنابراین مسجد حکیم هم غسالخانهای داشته است ـ بنا به روایات در شمال و جنوب مسجد حکیم دو قبرستان بوده است
که فعلاً اثری از آنها نیست، فقط در قبرستان جنوبی قبر آقای سبزواری موجود است که مردم برای زیارت و نذورات به آنجا میآیند و در شمال آن مقبرهای میباشد. بنابراین پس از شست و شوی اموات در غسالخانه آنها را به شبستان پشت ایوان که ذکر آن رفت منتقل و در این مکان مراسم نمازمیت جاری میکردند که امرزوه محل غسالخانه به مغازههایی تبدیل شده است و جزو موقوفات مسجد میباشد و از شبستان به شکل انباری استفاده میکنندکه زمانی هم مورد استفاده نمازگزاران بوده است.
دو طاقنمای کوچک در طرفین و در زاویه شرقی و غربی مسجد قرار دارد که روی هر یک از آنها حجرههایی برای طلاب علوم دینی پیشبینی شده است.
در طرف شرقی صحن مسجد ایوان نسبتاً بزرگی با نمای آجری و دو طاق نما که هر کدام به عرض دو متر و چهل سانتیمتر و راه ورودی به حجرههای بالایی آن میباشد ساختهاند.
در طرفین ایوان بعد از هر طاقنما سه دهانه ایوان بزرگ که دهانه هر کدام به عرض چهار متر و هشتاد سانتیمتر میرسد و با قوسها و سقفهای آجری بسیار زیبا پوشیده شده است
ساختهاند. عمق این ایوانها نسبت به قناسیی که در زمین وجود داشته متفاوت است و بدین طریق میباشد که عمق ایوان شمالی از سه متر و پنجاه سانتیمتر شروع میشود و هر چه به طرف جنوب پیش میرویم عمق ایوانها به شش متر میرسد و در ضلع شرقی، ایوانها نسبت به ایوان وسط کاملاً قرینهسازی شدهاند، یعنی سه دهانه ایوان در شمال ایوان بزرگ و سه دهانه
ایوان در جنوب ایوان بزرگ در ضلع شرقی وجود دارد که دهانه میانی از سه دهانه جنوب ایوان شرقی به درخروجی شرقی منتهی میشود. فضای داخلی بقیه طاقنماها برای نمازگزاران قرار داده شده است. دو طاقنمای کوچک در ابتدا و انتهای ضلع شرقی مسجد میباشد که داخل هرکدام دری تعبیه شده است و به حجرههای روی آن راه دارد.
برای زیبا شدن نمای اطراف مسجد طاقنماهایی بدون ساختماهای پشتی یا جنبی ساخته شده است که دهانههای این طاقنماها به فضای پشتی راه دارد و هوای آزاد و حرکت بادها تند به طور متداول در آن جریان دارد.
این طاقنماهای پشت باز در شرق و غرب مسجد برای زیباسازی نمای آن ساخته شده است و
ساختمان این طاقنماها برابر شکل به طریق میباشد که دو طاقنما برابر یک طاقنما در سطح زیرین است و در جمع تمام با هم مساوی هستند. پایههایی که برای طاقنماهای بزرگ میباشد از پایین بنا شده و تا انتهای ارتفاع ساختمان به طور عمودی بالا رفته است و هر طاقنما در طبقه دوم به دو طاقنما تقسیم شده است و یک پایه آجری روی تیزه قوس زیرین بنا کرده اند وقوسهای طبقه دوم را با قواعدی ماند قوس طبقه زیرین منتها کوچک تر به پایان بردهاند پشت بغل قوسها از کاشیهای
رنگی به نقش معقلی و خط بنایی بسیار زیبا ساخته شده است که به شرح آنها خواهیم پرداخت. نمای غربی مسجد ایوانی رفیع در وسط است که عمق آن در حدود سه متر و پنجاه سانتیمتر از بر ضلع اصلی میباشد. یک پنجره روشنایی به شبستان زمستانی در وسط این ایوان قرار دارد که پنجره از آهنی بودن آن مشخص و در دوره معاصر انجام گرفته که قبلاً به شکل دیگری بوده است.
